مشترک شوید!
Smiley face

جدیدترین مطالب را در ایمیل خود داشته باشید!

نکته: به یاد داشته باشید که ایمیل فعال سازی ارسال شده را، باز کنید. این ایمیل ممکن است در Spam های شما باشد.

آمار بازدید
Prev
Next
Play

Posts Tagged ‘ماسون’

postheadericon چرا باید فراماسون ها را بشناسیم؟

با اکثر افراد وقتی راجع به ماسون ها صحبت می کنم و جیله هایی که آنها به کار می برند در آخر یک جواب می شنوم:

دمشون گرم! ولی به ما چه! ما داریم زندگی خودمون رو می کنیم!

و اینجاست که واقعا کمر انسان خم میشه… “خوب به ما چه؟!”

سوال قانع کننده ایه! و میشه تقریبا گفت که هیچ ایرادی بهش  وارد نیست…

ولی همونطوری که این سوال قانع کننده است، جواب قانع کننده ای هم داره!

چندی پیش بود که با یکی از دوستان صمیمی ام بر سر این قضایا صحبت میکردیم. و او در آخر به همین نقطه رسید! برای چند دقیقه مانده بودم چه جوابی به او بدهم!

جواب خودم را خودم میدانستم. ولی اینکه چگونه این جواب رو منتقل کنم که نه مورد تمسخر آنان قرار بگیرم و هم بتوانم پاسخ محققانه ای بدهم، فکر مرا به خود مشغول کرد.

در انتها اینگونه شروع کردم:

تمام چیز هاییکه به تو گفتم، مربوط به حال حاضر نیست!

ببین، بر اساس تاریخ تمدن بشری، تمام ادیان آسمانی به ظهور یک منجی در آخر و الزمان اشاره کردند. نتنها ادیان، بلکه اقوام هم به آمدن این منجی بشارت داده اند. از جمله اروپاییان که در داستان های آنان “آرتور” را به شدت فراوان میبینیم… همان “آرتور عادل” که با شمشیری که از دل زمین بیرون خواهد کشید پادشاه عادل تمام دنیا خواهد شد.

از بین تمام ادیان، دین اسلام اطلاعات جامع ترین به ما داده. اسلام ریشه ی خونی موعود، زمان تولد، پدران و خصوصیات موعود رو به تفصیل توضیح داده. از جمله ی این توضیحات اینه که او در نهایت پادشاه تمام جهان و عالم خواهد شد. و پیروز نهایی در هر میدانی خواهد بود. جالب اینه که تمام اطلاعات این دین با تمام داستان و اطلاعات ادیان دیگه راجع به موعود میخونه… و از همه مهمتر بر اساس تمام آن اطلاعات ما الان در آخر الزمان قرار داریم… می دونی این یعنی چی؟ یعنی اینکه هر لحظه احتمال آمدن موعود فراهمه… هر کسری از ثانیه و هر تپشی از قلب تو ممکن مربوطه به لحظه ی ظهور باشه…

اما همیشه در همه ی داستان ها ما میخونیم که نبردی در بین حق و باطل همیشه در جریانه.. اگر بر اساس این اطلاعات، حق در طرف موعود باشه، پس باطل چه کسی خواهد بود؟ تا حالا این سوال رو از خودت پرسیدی؟

اگر نپرسیدی باز هم تاریخ به این سوال پاسخ داده… درواقع تمام دوران همه چیز مشغول پاسخگویی به این جواب بودن… در تمام مدت در جلوی چشمان تو هستن و تو باز هم ندیدی…

در تمام مدت تو داستان ضحاک رو در شاهنامه فردوسی خوندی و نفهمیدی چرا مار روی دوش ضحاک سبز شد، نفهمیدی چرا غذای این مار ها مغز انسان بود… نفهمیدی که اصلا مامورت اصلی گرشاسپ چه بود! .. یا چرا کاوه ی آهنگ قیام کرد ولی فریدون بر تخت سلطنت نشست!… نفهمیدی که چرا به دماوند می گویند: ای دیو سپید پای در بند!… نفهمیدی که چرا نام بازی اساسین ۴ رو Revolation گذاشتن.. نفهمیدی که چرا صلیب شکسته در جلوی چشمان تو تکان دادند.. نفهمیدی که چرا سنگ سبز رنگ ضد چشم زخم به تو نشان دادند.. نفهمیدی که چرا هری پاتر بوجود اومد… نفمیدی که چرا این همه فیلم با زمینه ی ابر قهرمانی ساخته شد….

تو اون ها رو نفهمیدی … ولی به تو فهموندن که اسلام و موعودش همه اش کشکه! خیلی جالبه نه؟!

بر اساس تاریخ و اون چیزی که میدونی در آخر الزمان ، جبهه ای در مقابل موعود بر خواهد خواست… ادیان آسمانی قبلی نام های مختلفی به این جبهه دادند… ضد مسیح،Anti Christ و ۶۶۶ , Apocalypse، مسیح دروغین،مارضحاک و در انتها، اسلام که به آن لقب دجال رو داد…

انبیا به دو صورت مردم رو از این جبهه می ترسوندن.. یکی اینکه می گفتن دجال یک نفره.. و یکی اینکه می گفتند دجال یک نفر نیست… و صد البته هردو هم درسته… شما الان می ونید که دجال تنها نیست.. بلکه لشکری از افراد بدنال اونها هستن که با حیله ها و نیرنگ های مختلف انسان ها رو به سوی خودشون جلب میکنن…

و اما دجال.. فردی که یک چشم داره.. فردی که الاغی داره که با هر گامش از شرق تا غرب عالم رو میپیماید.. فذری که از هر تار موی الاغش تغکه ای گوش نواز به گوش میرسه… فردی که کوه هایی از غذا پشت سر داره.. و از همه مهم تر: کلی بنده داره! بنده هایی که اون رو میپرستن… بر طبق ادیان، او خودش رو به جای موعود جا خواهد زد.. اما در نبرد نهایی توسط یکی از افراد موعود کشته خواهد شد… او با تمام لشکر انبوهش شکست خواهد خورد.. و رویای سلطنت جهان را با خود به گور میبرد…

و حال شما میدونید که تمام ادیان الهی منظورشون چه کسی و چه چیزی بوده…

خوب ما در حال حاضر فراماسون ها، اعتقادات و تفکراتشون رو میشناسیم… فکر می کنی بعد از ظهور موعود چه خواهد شد؟

آیا این دجال پیشگان همچنان خواهند نشست تا موعود دنیا را بگیرد؟ خیر! و من اگر جای آنان باشم سعی می کنم کلک موعود را قبل از ظهور بِکَنم! ولی چون نمی توانم راه حل ساده ترین دارم!

خودم موعود را بسازم! دقیقا مطابق تمام آن چیز هایی که ادیان مژده داده اند! ولی با نماد ها و اهداف خودم! چند تا نبرد ابکی هم راه می اندازم و چند بار هم خودم را شکست می دهم که دیگران شک نکنند! جه کسی خواهد فهمید که موعود واقعا هنوز ظهور نکرده است؟ فوق فوقش اینست که از من معجزه می خواهند دیگر! ار تمام قدرت جادویی من هم نادید بگیرند، تکنولوژی روز من ۲۵ سال جلوتر از آن چیزی است که آنان حتی در ذهنشان بپرورانند… آنگاه ما همه را گول میزنیم و مالک جهان خواهیم بود و اگر موعود حقیقی آمد دیگر کسی به او توجه نمی کند! چون یکبار ظهور توسط ما شبیه سازی شده است!

بله.. در اینجاست که می فهمیم پیامبران چرا می گویند فتنه ی آخر الزمان سهمگین است!

براستی چگونه موفق خواهیم شد به امام زمان و به موعودمان در هنگام ظهور برسیم؟ اصلا از کجا معلوم آنکه ظهور کرده موعود ماست؟ حتی اگه از او معجزه هم بخواهی، نمیدانی این واقعا معجزه هست یا تکنولوژی ۲۵ سال دیگر… چه خواهید کرد؟

من جواب را به شما میدهم! تا کنون باید تقریبا دانسته باشید که دجال پیشگان(همون ماسون ها!) دیوانه ی نماد نگاری هستن! مکانی نیست که نمادی از آنان نباشد!  تنها راه شناخت ماهیت حقیقی آنان همین نماد هاست.. و همینطور شناخت هدف های آنان و اینکه می خواهند چه کنند.. و از طرفی شناخت دقیق موعود و مشخصات ظاهری و باطنی اون…

از طرفی دیگر نگران نباشید.. چرا که شما اگر واقعا بدنبال موعود باشید، موعود شما را درخواهد یافت .. و اونیز به سمت شما خواهد شتافت… فقط سعی کنید تا دشمن را به خوبی بشناسی تا گول نخوری و مانند خیلی ها دجال پرست نشوی…

و ای دوست خوب من.. حالا فهمیدی که چرا من بیشتر از ایران راجع به فراماسون های کثیف می نگرانم؟ و فهمیدی چرا سعی می کنم آنان را به همه ی جهانیان معرفی کنم؟…

اکنون به من بگو…. تو حق انتخاب داری… با کدامیک خواهی بود؟

آینده ی دنیا، مظهر لطف افریدگار و پدری مهربانو وارث تمام آفرینش؛ یعنی همان موعود…

یا:

کثیف ترین فرد یا افراد موجود درعالم، همانان که شکست خواهند خورد و این شکست وعده ی الهی است؛ دحال و دجال پیشگان ….

کدامیک؟

و این را بدانید.. هرثانیه ای که از ظهور موعود به تعویق بیافتد، ما مسئول هستیم و باید در محضر افریدگار پاسخگو باشیم… هر ثانیه… و برای همینست صالحان که ما برادران پیامبر لقب گرفته ایم….

postheadericon نماد های انحرافی در اسلام

امروز می خواهم راجع به نمادی صجبت بکنم که همه ی ما اقل کم چندین بار اون رو دیدیم ولی نمیدونم که حقیقتش چیه..

نمادی به نام ” دست فاطمه” و یا به نام دیگرش ” دست خدا”… (The Hand of Fatima or Hand of God)

البته اشتباه نکنید

شما در نام این نماد “دست فاطمه” نام حضرت فاطمه(س) ها را میبینید… بله این همان حضرت فاطمه ی خودمان است! ولی هیچ گونه ارتباطی به حضرت فاطمه ندارد.. این نماد یک نماد به شدت انحرافی است( دلیل این حرف را به تفصیل توضیح خواهم داد)

این نماد معمولا به صورت عکس، خالکوبی، گردنبند ، انگشتر و یا هر چیز دیگری که بتوان با خود حمل کرد، همراه خود می کنند.

بر اساس اعتقادات عامیانه این نماد سبب محافظت از اتفاقات بد و سبب دوری شیطان میشود.( بعبارت دیگر همان چشم زخم)…باور عامیانه ی مردم شیطان یک چشم و می تواند با آن دیگران را مورد آسیب قرار دهد. بوسیله ی این نماد می توان از خود و خانواده ی خود محافظت نمود…

بگذارید اول تاریخچه ای از این نماد بگویم..

این نماد در ابتدا در قبل از اسلام و در شمال آفریقا شکل گرفت.. سپس به خاور میانه و کشور های مسلمان راه یافت.. من تاریخ دقیقی از تولید این نماد نتوانستم بدست بیاورم.. ولی با توجه به اسامی ای که برای این نماد در نظر گرفته شده می توان حدس زد که تاریخ پیدایشش به قبل از اسلام باز گردد. اسامی ای نظیر “دست ماری” (مریم مادر حضرت عیسی)،و دست مریم(خواهر حضرت هارون) و … (+)

این نماد پس از ورود به عرب، به نام Hamse یا خمسه نام گرفت…

همچنین بر اساس اطلاعات پژوهش این نماد در ادیان همچون بودا و .. هم نفوذ کرده و در آنها کاربرد داشته است…(+)

عکسی از این نماد:

اما چه چیزی در این نماد مشکوک است؟

من توسط یکی از دوستانم با این نماد آشنا شدم. او نیز این نماد را از یکی از دوستان خارجی خود گرفته بود. در حقیقت هم اکنون در کشور های خارجی این نماد ، نماد اسلام و مخصوصا تشیع هست.

به جرات می توانم بگویم این نماد اصلا ریشه ی اسلامی ای ندارد. توسط مردم عامی وارد شده و نام گذاری گردیده و جزو قسمتی از خرافه های آنان قرار گرفته است. مشکل این نماد این عکسی نیست که در بالا میبینید

بلکه مشکل اینست که عکسی که میبینید یک عکس ناقص است! عکس کامل بصورت زیر است!

 

یک چشم در وسط آن! و جالب تر آنکه یک چشم چپ!

در بررسی های بیشتر به این عکس دیگر از این نماد هم رسیدم:

 

یک بز در وسط این دست!.. بزی که از حسب اتفاق بسیار شبیه به بز شیطان است!

و اطلاعات جالبی که باید در مورد خود این دست بدانید!

در برخی منابع آمده که این دست، دست راست است. در واقع دست راستی که از سمت ناخن ها بالا گرفته شده است. گرچه که در بسیاری از عکس ها چپ و یا راست بود دست مشخص نیست…(+)

اما کافی است کمی بیشتر به دنبال این عکس ها بگردید…

در بسیاری از عکس ها مشاهده می کنید که دستی که بالا گرفته شده یک دست “چپ” میباشد.(+) مثل عکس زیر:

 

در عکس بالا ، تعدادی از زنان با لباس های محلی ربی را میبینید که دست چپ خود را بالا آورده اند.. ناخن ها نشان میدهند که این دست، دست چپ است و درکف دست چپ نماد چشم به وضوح و آشکارا دیده میشود…

فکر نکنید این عکس ها را از آسمان می آورم! فقط کافی است شما هم کمی بگردید! باور کنید به قدری فراوان از این نشانه ها خواهید یافت که حالتان به هم می خورد! (+) (+) (+) (+)

برای اینکه بدانید من در جست و جو هایم تنها به یک عکس از “دست فاطمه” برخورد کردم که در پشت دست راست، آیاتی از قرآن روی آن نوشته شده بود.. به یاد دارید که گفتم این نماد در اسلام تزریق شد… پس قاعدتا باید در جایی اغییر یافته ی آن را دید وگرنه نمیشود بعنوان یک نماد مستعمل در روزگاران قدیم آن را مورد تحلیل قرار داد… این تغییر یافته ی این نماد و تبدیل شده ی آن به سبک اسلامی بود: همانطور که می بینید یک دست راست و ایاتی از قرآن بر پشت آن…

 

 خوب تا اینجا به سه نماد از نماد های مشکوک بر خوردیم، چشم چپ،  عکس بز شیطان، و دست چپ… که هیچکدام هیچ ارتباطی به اسلام ندارد!

وجود یک چشم بر روی یک نماد چه اشکالی دارد؟

پیامبر فرمودند: شیطان یک چشمی است..

در کمترین حالت این نماد برای من مسلمان و مخصوصا شیعه نشانه ی اصلی شیطان است.

و در قدم دوم.. یک بز بر روی این دست ها چه میکند؟ به همان دلیلی که بز نشانه ی شیطان است چشم چپ هم همان نشانه است و اگر شما دوست دارید حامل یک نماد ماسونی باشید، هیچ عیبی ندارد!!

به شخصه اصلا ورود این نماد به اسلام و سپس شناخته شدن آن به عنوان نماد اصلی شیعی و اسلامی در کشور های دیگر را، در هیچ صورتی اتفاقی نمیدانم… همونطوری که براتون گفتم این نماد هیچ ارتباطی با اسلام نداره…

شاید خیلی ها بگویید این همان نشان دستی است که بر بالای علم ها میبینیم.. در صورتی که اینچنین نیست… این یک علم است و یک دست در بالای آن.. نماد دستان بریده شده ی ابالفضل العباس(ع) .. و با نوشته های بیشمار عربی روی اون.. و بدون هیچگونه چِشم! این دو نماد را باهم قاطی نکنید!

 

یک چیز جالب تر!

آیا میدانستید بر اساس تحقیقات من، تنها راه جلوگیری از چشم زخم، دعا های خاصی است که پیامبر به مردم یاد دادند؟

ما در واقع هیچگونه نمادی برای جلوگیری از چشم زخم نداریم!  اکنون…

آیا این سنگ ها را به یاد می آورید؟

سنگ های چشم که برای جلوگیری از چشم زخم در هر گوشه ای به چشم می خورد!

یادم است اولین بار در کودکی وقتی این سنگ را دیدم از مادرم پرسیدم: چرا چشم؟

و واقعا چرا چشم؟

آیا می دانستید دجال دارای یک چشم است؟ و این چشم به چشم جهان بین معروف است؟ چشمی که می تواند همه ی دنیا را زیر کنترل خود داشته باشد!

و ایا می دانستید نماد اصلی چشم زخم ایرانی ها همان لوزی هایی است که در اطراف آن اسپند آویزان کرده اند؟

یکی به من در تاریخ نشان دهد در چه برهه ای ایرانی ها نماد چشم زخمشان یک چشم بوده است؟! یا اصلا یک حدیث به من نشان بدهید که بگوید این سنگ برای جلوگیری از چشم زخم مفید است!!

 

خواهر عزیز.. برادر عزیز…

چیزی هایی که هم اکنون خواندید، واقعیت بودند…

آری یک عمر چیز هایی که خورد ما دادند، دروغ هایی بود برای نماد نگاری خودشان…

و برای نفوذ در چیزی که همیشه از ا« می ترسیدند…

اگر شما نیز هم اکنون از یکی از این نماد ها استفاده می کنید؛ دو راه دارید:

۱- آن را دور بیاندازید! چرا که شما هم اکنون حامل یکی از اصیل ترین نماد هاس کابالایی و ماسونی هستید! ( مگر اینکه همچنان بخواهید مورد سو< استفاده قرار بگیرید!)

۲- راجع به آن بیشتر تحقیق کنید! الزامی نیست همه ی حرف های من رو باور کنید!!

در آخر شما مختارید و حق انتخاب دارید… ولی شما مسئولیت دارید چون حالا چیز هایی را می دانید که خیلی ها نمیدانند…

 

آخ داشت یاد میرفت! بد نیست این را هم ببینید!

postheadericon راز بارکد ها چیست؟

یک مدته که دارم روی یک قضیه ای کار می کنم…

بذارید ایدفعه شما رو هم با این روش تحقیقاتیم آشنا کنم.

قطعا شما بارکد محصولات رو میشناسید.

بار کد ها نوعی نمایش تصویری اطلاعات بر روی سطوح است که اطلاعات آن را می‌توان توسط ماشین بازخوانی کرد. بارکدهای اولیه اطلاعات را در قالب عرض و فاصله خطوط موازی چاپ شده ذخیره می‌کردند. هرکدام از این خط ها با خصوصیات خاص خودش، حامل یک عدد هست.

بعنوان مثال کد زیر رو نگاه کنید.

the barcode printer: free barcode generator

هر عدد برای خودش کد خاصی رو داره. مثلا:

 

به همین ترتیب هست که با اسکن لیزری این بارکد ها و انتقال اونها به رایانه، یکسری اطلاعات مشخص میشه.

اما بارکد ها نیر مانند تمام چیز ها دارای قوانین خاص خودشون هستن.

یعنی به این صورت نیست که هرکس هرچیزی که خواست بتونه روی بارکد خودش بنویسه.

شما می تونید در این شکل الگو های پر کردن و نوشتن این اعداد در بارکد ها رو ببینید:

راستیتش رو بخواهید من نمی دونم که این کدها تحت نظارت چه شرکتی طراحی و ساخته و بین المللی میشه. ولی می دونم توی ایران این طرح با اسم “ایران کد” بصورت رسمی توسط دولت برای شناسایی کالا های ساخته شده در داخل انجام شد.

چیزی که در ادامه میارم حاصل دیده های شخصی و تحقیق روی تعداد زیادی بار کد هست. من قضاوت و اتهام اینکه من یک خلی مانند بقیه هستم رو به خودتون واگذار می کنم:

اینها عکس هایی هست که من از تعداد زیادی بار کد مواد مختلف تهیه کردم. البته در این زمینه دوستانم نیز خیلی به من کمک کردن و من ازشون همینجا تشکر می کنم:

 

(برای بزرگنمایی کلیک کنید)

 

خوب به نظرتون چه چیز مشکوکی در این بارکد ها دیده میشه؟

یکبار دیگه با دقت نگاه کنید…

راهنمایی تون می کنم: عدد سمت راست و عدد وسط و عدد سمت چپ تمام بارکد ها با همدیگه برابر هستن!

دقیقا مثل الگویی که براتون نوشتم.

ولی حالا به نظرتون این کد های مشابه ترجمشون چی میشه؟

با ترجمه ی این کد ها به زبان عددی به این عدد میرسم: ۶۶۶

 

و به نظرتون آیا این عجیب نیست؟

برای من که خیلی عجیب بود.. به خاطر همین در اینترنت بدنبال این توهم گشتم..

نتنها در سایت های ایرانی.. بلکه در سایت های خارجی و به این نتیجه رسیدم که ۱۴۸٫۰۰۰ نفر این مورد فمیده و به اشتراک گذاشتن. به این لینک گوگل مراجعه کنید(به نظرتون هنوزم من خُلم؟!)

همونطوری که میدونید عدد ۶۶۶ عدد شیطان هست. و عددی مقدس برای ماسون ها…

ولی چرا باید در ایران اینطوری باشه؟ اینها که توسط “ابران کد” ساخته شده اند؟

یا اصلا چرا باید بیشترین تکرار این عدد روی مواد غذایی باشه؟

جواب سوال اول سادست. احتمالا یک سری از قوانین کلی طراحی بار کد هست که باید برای طراحی بارکد از اون استفاده بشه. به همین دلیل احتمالا حضور اون رو در بسیاری از بارکدهای ایرانی میبینیم…

اما برای سوال دوم.

سال ها پیش مستندی دیدم به نام شهادت آب

در این سی دی بیان میشد که آب نسبت به محیط اطراف و انرژی های مثبت و منفی اطراف خودش حساسه و تغییر حالت پیدا میکنه.

این تغییر حالت چون در شکل مولکول های آب هست با چشم دیده نمی شه و اب تغییر محسوسی از نظر شکلی نمیکنه. ولی حقیقت امر اینست که مولکول های آب در مقابل کلماتی چون : الله، خوب، عشق تغییر پیدا میکنه و به شکل زیبایی در میآد و همینطور در مقابل در ازای کلماتی چون شیطان، بدی و تنفر تغییر میکنه و به شکل زشتی در میاد( پیشنهاد می کنم این مستند رو حتما ببینید. چون این یک کار جهانی هست. یعنی نتنها در ایران بلکه بسیاری از محققین جهان بر روی این کار کرده اند. همچنین نتایج این تحقیقات بر روی انترنت موجوده. می تونید بگردید و دست پیدا کنید. کم خودم این قضیه رو برای دوتا برگ انجام دادم و با چشم های خودم شاهدش بودم)

این موضوع رو تا اینجا داشته باشید…

بحث دیگه ای که د ر اینجا مطرحه و از طرق علمی به ثبت رسیده وجود چاکرا های مختلف در بدن هست…

اگر نمی دونید چاکرا چیه متن زیر رو که از سایت ویکی پدیا برداشتم رو مطالعه کنید:

در بدن مراکزی وجود دارد که به آنها مراکز انرژی یا چاکرا گفته می‌شود. چاکرا کلمه‌ای سانسکریت به معنای چرخ است. چاکراها یا مراکز انرژی در حال چرخش هستند و بخش‌های بسیار مهمی از کالبد انرژی محسوب می‌شوند. همانند کالبد فیزیکی که از اعضای حیاتی و کم اهمیت تر تشکیل شده‌است، کالبد انرژی نیز دارای چاکراهای اصلی و فرعی و چاکراهای بسیار کوچک است. چاکراهای اصلی، مراکز انرژی در حال چرخش هستند که به طور معمول ۳ تا ۴ اینچ قطر دارند و اعضای اصلی و حیاتی کالبد فیزیکی را کنترل می‌کنند و به آنها انرژی می‌دهند. چاکراهای اصلی درست مانند نیروگاه‌هایی هستند که انرژی حیاتی را برای اعضای حیاتی و اصلی تامین می‌کنند. اگر این نیروگاهها به خوبی کار نکنند اعضای حیاتی ضعیف یا بیمار می‌شوند، زیرا برای درست کارکردن، انرژی حیاتی کافی ندارند. قطر چاکراهای فرعی یک تا دو اینچ است و چاکراهای بسیار کوچک بخش‌های کم اهمیت تر کالبد جسمانی را کنترل کرده و به آنها انرژی می‌دهند. چاکراها در داخل کالبد فیزیکی نفوذ می‌کنند و در ورای آن نیز امتداد می‌یابند.چاکراها از دو طریق “غدد درون ریز و سیستم عصبی” بر جسم اثر متقابل دارند. در مجموع بدن انسان هفت چاکرا دارد و هر یک از این هفت چاکرا با یکی از هفت غده بدن و همچنین با گروهی از اعصاب که شبکه نامیده می‌شوند مرتبط می‌باشد. هر یک از این چاکراها به یکی از قسمتهای بدن و وظایف مخصوص درون بدن پیوسته هستند که بوسیله شبکه عصبی یا غددی که به آن چاکرا مربوط می‌باشند کنترل می‌شوند.

 

در بدن ما هفت چاکرا وجود داره:

  • ١- چاکرای اول : چاکرای ریشه یا پایه ستون فقرات “مولادهارا”
  •  ٢- چاکرای دوم :چاکرای خاجی یا مرکز کلیه “سواد هیستانا”
  •  ٣- چاکرای سوم :چاکرای شبکه خورشیدی یا چاکرای شبکه عصبی زیر معده ” مانی پورا”
  •  ۴- چاکرای چهارم : چاکرای قلب یا عشق الهی ” آنات هاتا “
  •  ۵- چاکرای پنجم: چاکرای گلو یا حلق “ویهودها “
  •  ۶- چاکرای ششم : چاکرای پیشانی یا چشم سوم” آجنا “
  •  ٧- چاکرای هفتم : چاکرای بالای جمجمه یا تاج سر” ساهاسارا “

آیا چاکرای شماره ی ۳ توجهتون رو جلب نکرد؟

بذارید اطلاعاتن بیشتری از این چاکرا بدست بیاریم:

 

چاکرای سوم :چاکرای شبکه خورشیدی یا چاکرای شبکه عصبی زیر معده

منطقه: در پشت و امتداد ستون فقرات مقابل ناف، پشت شکم

غدد مرتبط: پانکراس

رنگ: زرد

عطر:اسطو خودوس

احساس:

وظیفه: ساختار وجودی

عضو وابسته: شکم، معده، کبد، طحال، دستگاه گوارش، صفرا، سیستم عصبی خودکار

شکل: نیلوفر ده پر

تائیرات: قسمتی از آگاهی که وابسطه به این چاکرا می‌باشد شامل احساس قدرت، کنترل کردن و آزادی وجود است. فعالیتهای ذهنی و ذهن نیز به این چاکرا پیوسته می‌باشند. چاکرای شبکه خورشیدی نیز با قسمتی از وجود که به آن شخصیت یا خود( ضمیر شخصی) می‌گویند مرتبط است.

 

در متن بالا به نقاطی که متمایز کردم خوب دقت کنید!

تا اینجا فهمیدیم که این چاکرا وظیفه ی کنترل فعالیت های ذهنی و ضمیز شخصی رو داراست(یعنی به نوعی کل بدن شما) و علاوه بر اون به اعضایی از بدن مثل شکم و دستگاه گوارش و معده وابستگی شدیدی داره…

 

خوب حالا بحث عدد ۶۶۶ روی بارکد ها رو به چاکرا ها مرتبط کنید!

راه کنترل شخصیت شما، کنترل تغذیه ی شماست(برای همینه که اسلام اینقدر بر تغذیه ی حلال تا کید کرده.. برای همینه که ما برای خوردن و آشامیدن”حرام” داریم و خیلی چیز های دیگه!) .. راه بدست گرفتن این شخصیت چیه؟ تغییر مواد موجود در این مواد غذایی.. به چه  صورت؟ با خرج مقادیر هنگفتی پول برای خرید کارخانه در کشور های مختلف؟ نه! از طریق وزن یک قانون و استفاده از مطالب علمی! به همین سادگی تفکر و شخصیت شما دست اونها میره!

حیرت انگیزه نه؟!

چطور ممکنه یک چیزی تا این حد اتفاقی باشه؟! واقعا همه ی انها اتفاقیه؟

اما راه حل چیست؟ سر به بیابان بگذاریم؟!

قطعا نه! بخورید و بیاشامید و حال خود را ببرید! .. ولی:

در سنت پیامبر خدا بود که در هنگام خوردن و آشامیدن “بسم الله الرحمن الرحیم ” می گفتند. پیامبر بسیار بر این امر تاکید می کردند و همه را به این کار تشویق.. سپس در سیره ی معصومین و احادیث ما امد که د رهنگام آشامیدن اب بر امام حسین (ع) سلام و درود بفرستیم.. اینکار در نزد خدا بسیار پسندیده است و خدا این کار را بسیار دوست دارد… بر اساس تحقیقات علمی انجام شده که در بالا هم گفتم تمام چیز هایی که به خدا مربوط میشود شکل مولکول های آب را به زیبا ترین شکل در می آورد..

کافیست عادت کنید در هنگام خوردن و اشامیدن؛ نام خدا و سلام و دردود بر اباعبدالله را از یاد نبرید…

پس از هم اکنون به هم قول میدهیم تا این کار را انجام دهیم. یا حداقل بدانیم که مشغل خوردن چه چیزی هستیم…

ما می توانیم انتخاب کنیم… شخصیت خودمان در دست خودمان؛ یا شخصیت خودمان در دست دیگران؟

شما کدامیک را انتخاب می کنید؟ آزادی و یا بردگی؟

شما حق انتخاب دارید!!

 

پ.ن۱: با تشکر از دوستان عزیز شبگردم(مخصوصا رها خانوم) که در تهیه ی این مقاله به من کمک کردند.

پ.ن۲: تا مدت یک هفته میرم مسافرت! ولی سعی می کنم توی راه وبلاگو آپ بکنم! پس مطالب رو از دست ندید!)

postheadericon سرباز باشیم…

سلام

سالهای زیادی نیاکانمان در آرزوی دیدن کسی بودند که تمام زمین و زمان برای او خلق شده بود.

کسی که نه تنها مختص به دینی به نام اسلام نبود، بلکه آوازه ی “رحمت للعالمین” بودنش گوش تاریخ را کر می کرد….

دوستان عزیز من…

هم اکنون افتخار داریم که در عصری زندگی می کنیم که “برادران پیامبر” لقب گرفته ایم.

افتخار این را داریم که وفای به عهدی بکنیم که شاید سالها پیش پدرانمان ان را زیر پای گذاشتند.

و هم اکنون افتخار این را داریم تا واقعا تاریخ را بسازیم… تاریخی که تا بوده، باعث ننگ و آر بوده است…

افرادی که هم اکنون در صفحات مختلف کتب تاریخی ما مدفون شده اند، نه اجنه بوده اند و نه یک آدم فضایی! نه توسط یک ابر قهرمان زاییده شده بودند ، و نه مواد خاصی به خود تزریق کرده بودند!….

مصدق ها و فردوسی ها و رضا شاه ها همگی انسان بوده اند… ولی آنها تاریخی شدند زیراکه خواستند…

 

دوستان من….

هم اکنون نوبت ماست که تاریخی شویم…

هم اکنون نوبت ماست که برگی از تاریخ را بنویسیم که سرشار از افتخار باشد…

و هم اکنون نوبت ماست که آینده ی دنیا را رقم بزنیم…

دوستان من…

در آستانه ی بزرگترین نبرد حق و باطل هستیم.

آری! داستان ها و افسانه ها و لالایی هایی که مادرانمان در هنگام خواب شبانگاهی برایمان می گفته اند، دروغ نبوده…

نبرد حق و باطل همیشگی است…

و اینک در عصر ما؛ شاهد بزرگترین نبرد خواهیم…

شاهد آینده ساز ترین نبرد…

نبرد آخر الزمان…

 

ظهور بسیار بسیار نزدیک است…

و اکنون نوبت ماست تا حادثه ی  کربلا را از پیشنیمان پاک کنیم و جاودانه شویم…

دیگر مهم نیست که چه کارهایی قبلا انجام داده اید، چگونه دل شکسته اید و چگونه جواب محبت های بی دریغ مولایمان را نداده ایم… دیگر مهم نیست.

چرا که باید شروعی مجدد و از نو داشته باشیم…

از اولِ اول… انگار نه انگار چیزی بوده است…

ولی باید با خود پیمان ببندیم که از حال به بعد تنها مطیع و فرمانبردار او باشیم

و همانند سربازی جان بر کف، تا آخرین قطره ی خون به او وفادار بمانیم…

ما اکنون سربازیم. همانان که به سخت تر از صخره ها معروف هستند…

و همانکه شهره به دریا دلی اند…

ما همانانیم… سربازان آخر الزمان…

کسانی که موعود را در هیچ صورتی تنها نخواهند گذاشت..

ما آنانیم…

 

اما چگونه شروع کنیم؟

چگونه مجددا بر پای خود بایستیم و تبدیل شویم به همانانی که از کوه سخت تر هستند؟

کافی است این چند قدم را بردارید:

 

=> دعای عهد را بسیار بخوانید

سرباز بودن  نشانه ی وفاداریست و وفاداری، با تجدید پیمان به وجود می آید…

از این دعا غافل نشویم چرا که مروری است چندگانه بر بیعت نامه ی مان با او…

 

=> از او بخواهیم…

زیاد با او صحبت کنیم و لیاقت سرباز او شدن را از خود او بخواهیم…

چگونه ممکن است سربازی در یک ارتش باشد، در حالی که فرمانده او را دعوت نکند؟

 

=> باورش کنیم

گاهی اوقات بهانه های بچه گانه سخت ما را از فرمانده دور می سازد. نمی توان بر عهد خود استوار ماند اگر باور نکنیمش و اگر قلبمان را در اختیارش قرار ندهیم

 

=> مگر بچه مثبتی چه ایرادی دارد؟

از حرف دیگران نترسید… همیشه سپاه هدایت شدگان کمتر از سپاه خوار شدگان بوده…

اگر به شما انگ می زنند و اگر شمارا به تسمخر میگیرند، نشانه ی اینست که شما راه را درست آمده اید… پس بمانید و صبر بورزید…

همچنین دیگران را به خاطر افکار و طرز تفکرشان هیچگاه به تمسخر نگیرید. چرا که این کاری است بس ناشایست از یک سرباز

 

=> اعمال و رفتار همیشگیتان را تصحیح کنید

باور کنید که یک سرباز هستید… با این باور یعنی باید راه رفتن شما، آداب معاشرت شما، صحبت کردن شما و نماز خواندن شما، دیگران را به یاد فرمانده بیاندازد. بدانید که شما گرچه یک سرباز هستید ولی نمادی از ارتشتان به حساب می آیید..

بیشترین تاکید من در این قسمت بر لحن گفت و گوی شماست… صحبت ها نباید حاوی ناسزا ها باشند.. چراکه امام زمان همانند امیرالمومنین نمی خواهند که دهان یارانشان به ناسزا آلوده گردد.

خصوصا اگر در قسمت کارهای روزانه دچار مشکل هستید مانند نماز و روزه و … سعی کنید تا آنها را برطرف کنید. چرا که شما باید الگو باشید

 

=> تنها نمانید

بدانید که تنها نمی توانید دوام بیاورید… در طوفان سخت زندگی تنها سربازانی نجات می یابند که دست یکدیگر را محکم گرفته باشند… سعی کنید از میان دیگر سربازان برادری برای خود برگزینید… همانند رسم رسول خدا که بعد از هجرت به مدینه میان یارانشان عهد برادری بستند…

 

=> سعی در کمک به دیگران داشته باشید

به همه کمک کنید.. فرقی نمی کند او چه کسی باشد.. بهترین دوست یا بدترین دشمن…

مهم اینست که سرباز امام زمان می خواهد باری از دوش دیگران بردارد و نه اینکه خود بار باشد… از آن گذشته این حرکات سبب تبلیغ سرباز بودن میگردد و آن هنگامست که تک تک جمع گردند و ناگاه گردانی پدید آرند.

 

=> مواظب دوستان قبلیتان باشید

اگر میبینید که بودن با دوستان قبلیتان سبب شکستن پیمانتان میگردد انها را رها کنید.. اگر نه با همه باشید و بدانید آنها ممکن است سرباز نباشند ولی برادران دینی شما هستند… اگر روزی انجرافی در آنها دیدید بدون هیچ معطلی ای جلوی آنها را بگیرید.. چرا که ممکن است زاویه ی بین دوخط تنها ۱ درجه باشد ولی در بعد از چند متر این ۱درجه زاویه تبدیل به ۱۰۰ ها متر فاصله میشود…

 

=> نماز و روزه ی مستحبی بگیرید

نماز و روزه ی مستحبی تنها به یک زمان خاص محدود نمی شود… شما در هرهنگام که واستید می توانید یک نماز با هر نیتی بخوانید .. می توانید روزه بگیرید… و درنهایت ثواب آن را به فرمانده تقدیم کنید

 

=> گوش به زنگ مواقع خاص باشید

حضرت فاطمه فرمودند خداوند در سه قت دعا ها را مستجاب می کند: هنگام شنیدن قرآن، هنگام باران و هنگام{}…  پس در این مواقع از ذکر دعای فرج غافل مشو… در موفع اذان همیشه به افق و آسمان نگاه کن و منتطر باش… و ارزو کن که کاش این آخرین اذان دوران انتظار باشد

 

=> خوب بشنوید و خوب ببینید

شما یک سرباز هستید… پس با بقیه متفاوتید… به چیز هایی که می شوند خوب گوش کنید و به چیز هایی که می بینید بسیار دقت کنید… چرا که شما باید با بقیه فرق کنید… قطعا در هر چیزی که می شنوید و میبینید پیامی نهفته است..(اینجا مفصلا توصیح دادم)

 

=> مهم ترین نکته اینجاست: قابلیت های خود را پرورش دهید

شما برای هدفی خاص آفریده شدید…. مطمئتا اسعداد هایی که در شماست در هیچ کس دیگری موجود نیست.. شما قرار است قسمت خاصی را پر کنید و تکه ای دیگر از این پازل باشید.. پس سعی کنید قابلیت های خود را پرورش دهید و هیچگاه به این فکر نکنید که این قابلیت به درد فرمانده نمی خورد. چرا که همه چیز روزی لازم میشود… و از ان گذشته، اگر شما می خواهید یک سرباز بشوید پس انتخاب شدید… و این انتخاب شدن یعنی به ان قابلیت شما نیاز خواهد شد.. پس فقط سعی کنید در کارتان یکی از بهترین ها باشید…

 

در پایان امیدوارم بدانید درچه موقعیت حساس تاریخی ای حضور داریم… امیدوارم با خوندن این مطلب یکی به شمارنده ی سرباز ها اضافه شود و خوادث های کربلا تکرار نشود…

این را بدانید که همه می توانند سرباز باشند.. فرقی در بین بزرگ و کوچک و پیر و جوان و خانم و اقا نیست… فقط باید بخواهید تا بشوید… و درچه ای که در این راستا رو به شما باز میشود، سرشار است از نعمت و برکت و مهربانی…

به امید ظهورش…

postheadericon نماد پارچه ای (تحلیل کراوات)

سلام

این روز ها وقتی اسم لباس رسمی به گوش ما میخوره معمولا چندتا چیز خاص به نظرمون میاد:

کت ، شلوار ، جلیقه و کفش رسمی . و در این روزها تکه پارچه ای به نام کروات.

برخی اصالت این تکه پارچه را به زمان هخامنشیان ربط می دهند و می گویند در آن زمان معمول بوده که دوطرف شنل که بر بازوان قفل می شده را، به هم گره می زدند و قسمتی از اضافات گره بر روی سینه می افتاد.

صحت این ادعا معلوم نیست. اما چیزی که قطعیت دارد اینست که به مدت قرن ها جزئی از لباس ایرانیان و پارسیان نبوده و اکنون هم که وارد شده جکم غرب گرایی یا بهتر بگویم، غرب زدگی را دارد.

اما می خواهم پشت پرده هایی از کروات را برایتان بیان کنم تا اگر شما از آن دسته از افرادی هستید که کروات میزنید بدانید ک حامل چه پیام خطرناکی هستید!

سالهایی بسیار دور در مصر دو خدای وجود داشتند: اُسیریس و ایزیس( یا ایسیس).

ایزیس خانومه بود که با اسیریس ازدواج کرد. اسیریس یک برادر داشت به اسم ست(seth) ست برادری بسیار حیله گر بود.

دوران می گذشت و با گذشت زمان اسیریس به پادشاهی جهان رسید. همچنین در این مدت اسیری با ایسیس ازدواج کرد. ست( که مثه اینکه رقیب عشقی ایسیس بوده) از این کار او واقعا عصبانی میشه و در یک روز اسیریس رو می دزده…

اسیریس چند روز به خانه نمی ره و این موجب نگرانی ایسیس میشه. ایسیس شروع می کنه به گشتن به دنبال اسیریس و متوجه میشه که ست اون رو دزدیده. بچه هایی که کنار رودخانه بازی می کردند ست را با اسیریس دیده بودند و دیده بودند که او به کدام طرف میرود.ایسیس به دنبال ست و اسیریس حرکت می کند.

در طول این مدت ست اسیریس را کشت و بدن او را به ۱۴ تکه تقسیم کرد و در سراسر دنیا پخش کرد. ایسیس در محل قتل توانست یک تیکه از بدن اسیریس را پیدا کند.

به همین خاطر شروع کرد به سفر به تمام دنیا و یافتن قطعات بعدی بدن او.سرانجام او توانست ۱۳قطعه از ۱۴ قطعه را پیدا کنید. و حدس بزنید تنها تکه ی گم شده از بدن اسیریس چه بود: آلــت تناســلی مردانه ی اون.

داستان ادامه داره و کلی چیز دیگه اتفاق می افته ولی تا اینجاش برای من مهم بود(فکر بد نکنید!)

روزگار می گذره و این قسمت گمشده از بدن اسیریس تبدیل میشه به نمادی برای “ماسون ها”… بله! آلت تناسلی اسیری به عنوان نمادی به نام “اُبلیسک” مقدس و پرستیده میشه.

این نماد جدید هم نیست… از هزاران سال قبل از میلاد مسیح این نماد در مصر باستان که محل زاییده شده این افکار و تفکرات هست بوده و پرستیده میشده و الان هم این اتفاق هنوز هم هست.

بعنوان مثال این عکس ها رو ببینید:

به این میگت ابلیسک…. هرجا که ستونی به این شکل دیدید شک نکنید که نماد خالص فراماسونری هست

 

مصر باستان

در سمت چپ صفحه ابلیسک به وضوح دیده میشه

 

ابلیسک در یکی از پارک های آمریکا

 

 

ابلیسک در میدان اصلی واتیکان

نفوذ در این حد!

 

و فکر کنم حالا دیگه فهمیدید که چرا رمی جمرات قبلی( که خود ماسون ها عوضش کردن!) شکل ابلیسک بوده…

 

و این هم یک سنگ نوشته ی بسیار قدیمی

اثباتی بر ادعایی که در بالا داشتم

ابلیسک نماد آلت تناسلی مردانه

(عکسش یکم مورد داشت مجبور شدم سانسور کنم!)

 

خب دوستان عزیز من…

این نماد رو تا اینجا داشته باشید. حالا بیایید کمی مقایسه کنیم…

این یک کروات هست:

خب این دوست عزیزمونو(!) یکم می چرخونیم:

و به ابلیسک جدیدمون سلام می کنیم!

خب دوستان عزیز..

ممکنه بگید این هم یک نوع لباسه… مقه کت سلوار که از فرهنگ فرانسوی وارد شده… این هم همینطوری در خیلی از جاها استفاده م یکنیم و ما بعنوان نماد هم استفاده نمی کنیم که مشکل شرعی داشته باشه…

جواب شما اینه: ایا کت و شلوار نمادخالص شیطان پرستی ، آلت مردانه ، ماسونی و … هست؟ اگر کت و شلوار هم اینگونه نمادی هست من باز هم نمی پوشم چون نمی خواهم یک “نماد” و یک “وسیله ی سوء استفاده” باشم… ولی خدایی هر کس شما رو با کروات ببینه اول نمی گه : اااههه! مهندس باز خارجی شدی!!!

البته کروات ها در طول زمان در اثر استعمال دچار تغییر کوچکی شده اند. ولی این دلیل نمیشه که از نماد بودن خودشون بیفتن… مثل اینکه شما هرجا که باشید و علامت سیگاری که روش ضربدر کشیده شده رو ببینید می فهمید که یعنی استعمال دخانیات ممنوع… حالا چه شما سیگار برگ بکشید، چه سیگار عادی و چه پیپ فرقی نمی کنه!

حالا انتخاب با شماست:

آیا می خواهید نماد خالص ماسونری که می خواهن به وجودآورنده ی دجال و مبارزه کننده با امام زمان باشند، باشید؟

آیا می خواهد یک “آلــت مردانه” به گردنتان آویزان باشد؟

آیا می خواهید که در کمترین حالت، فرهنگ یک کشور بیگانه رو تبلیغ کنید؟

آیا می خواهید … و…

می دونم که بعد از نوشتن این پست مورد آماج تهمت ها و ناسزاهایی از قبیل “اُمّل” و “عقب مونده” قرار می گیرم.. ولی بشینید و بین خودتون و بین خدا قضاوت کنید…

و از ته دل به این سوال پاسخ بدید:

چرا کراوات میزنید؟

و اگر پاسخ هایی از قبیل ” برو بابا دلت خوشه” و یا اینکه ” من آدم روشنفکری ام… مثه تویه امل نمی مونم” و یا اینکه ” من کراوات رو فقط واسه قشنگیم میزنم و به اینا کار ندارم” دادید، مطمئن باشید یک جیزی این وسط اشتباهه…

قضاوت رو به عهده ی خودتون میذارم..

 

پ.ن۱: اصلا افسانه های مصری رو نخوندی! کلی توشون صحنه داره!!

پ.ن۲: ممنون میشم نظراتتون رو بنویسید تا من هم از نظراتتون استفاده کنم…

پ.ن۳: یکم وقتم به خاطر امتحانام گرفته است.. ببخشید دیر میام آپ کنم…

پ.۴: شرمنده که اسم بعضی از چیزایی رو که نباید می آوردم، آوردم….