مشترک شوید!
Smiley face

جدیدترین مطالب را در ایمیل خود داشته باشید!

نکته: به یاد داشته باشید که ایمیل فعال سازی ارسال شده را، باز کنید. این ایمیل ممکن است در Spam های شما باشد.

آمار بازدید
Prev
Next
Play

Posts Tagged ‘سیاسی’

postheadericon آیا لیبی آزاد می شود؟

 

آخرین تیتر اخبار امروز صبح این بود: لیبی ازاد شد!

خیلی جالب بود!

زمانی این خبر برای خیلی ها تنها یک رویا به نظر می رسید. و برانداختن “قذافی” سخت تر از تصرف لیبی به چشم می امد!

اما اکنون می خواهیم به این موضوع بپردازیم که آیا لیبی واقعا آزاد شده و حکومت در آن سرنگون شده است یا خیر…

چیزی که واضح است اینست که قطعا در این زمان لیبی جکم یک گوشت تازه و بدون محافظ را برای تمامی سود جو ها دارد.

اجازه بدید تاریخ انقلاب لیبی رو بررسی دقیق تری بکنیم…

انقلاب لیبی در ۱۷ فوریه ۲۰۱۱ آغاز شد.. گرچه زمزمه های اعتراضات از سه روز پیش یعنی ۱۴ فوریه آغاز شده بود… از همان ابتدا معلوم بود که مردم به خاطر سلطه ی ۴ دهه ای “سرهنگ معتمر قذافی”  دست به اعتراض برداشته بودند. و قطعا خواسته ای که در این میان مطرح بود، از کار برداشتن قذافی بود. طبیعی بود که قذافی مثه بچه های خوب نمی پذیرفت و رسما اعلام حنگ به مخالفان داخلی داد. بعد از آغاز درگیری ها و گذشت چندین ماه نیرو های ناتو در حمایت از مخالفان وارد صحنه ی نبرد های خونین نظامی شدند. البته ورود ناتو بسیار گمراه کننده بود. چراکه با سیاست دوگانه ی ناتو مبنی بر کشتار زیاد مردم عادی و بیگناه و از طرفی حمایت از مخالفین هیچکدام از طرفین انقلاب به او اعتماد نمی کردند. البته کارشناسان معتقد هستند که در این هنگام حضور ناتو فقط به خاطر تسلط بر چاه های نفت لیبی بود.
بعد از شروع ماه رمضان، موج جدیدی از پیروزی های مخالفین شروع شد. آنان هر روز و هرروز به پایگاه و دژ نظامی قذافی در لیبی نزدیک تر میشدند. در این هنگام جدلی بین کشور های غربی پیش آمد. انگلیس و فرانسه معتقد به استفاده از نیروی نظامی در لیبی بودند در حالیکه روسیه به شدت با این موضوع مخالفت می کرد . هزینه سنگین حضور نظامی در یک کشور دیگر از جمله عواملی بود که موجب می‌شد، ناتو و کشورهای عضو آن دیگر تمایلی به ادامه اوضاع حاکم بر لیبی نباشند و بخواهند کار قذافی را یکسره کنند،‌ بویژه آن که غرب مدت‌ها درگیر بحران اقتصادی شده و بحران اقتصادی این کشورها با احتمال از هم فروپاشیدن اقتصاد آمریکا تشدید شده است و بالطبع در چنین شرایطی تامین هزینه‌های حضور نظامی در یک کشور دیگر بسیار سخت می‌نماید. گرچه مدت ۴ ماهه ی حضور ناتو در لیبی به سر آمد ولی ناتو همچنان به حضور خود در لیبی ادامه داد.

سرانجام در شب گذشته مخالفان موفق به شکستن دژ نظامی طرابلس و ورود به آن شدند. در این هنگام آنان توانستند سیف السلام و محمد دو پسر قذافی را دستگیر کنند. همچنین بنا بر آخرین اخبار مخالفان پسر رئیس سازمان اطلاعات قذافی را نیز ر درگیری ها کشته شده است. جالب است بدانید نام سیف الاسلام و رئیس سازمان اطلاعات لیبی در لیست جنایتکاران جنگی لیبی است.

منابع خبری از طرابلس گزارش دادند که هم اکنون درگیری‌های خونینی در این شهر درجریان است و نبرد خانه به خانه در طرابلس همچنان ادامه دارد. شدیدترین درگیری‌ها در منطقه سیدی خلیفه گزارش شده، جایی که تانک‌های قذافی به مناطق مسکونی شلیک می‌کنند و قصد درهم شکستن محاصره مخالفان را دارند. همچنین تبادل آتش سنگین در محله‌های “سراج”، “جنذور” در جریان است و همچنان بازمانده‌های قذافی در حال مبارزه با مخالفان هستند، با این حال مخالفان توانستند مناطق “زواره” و “الجمل” را از نیروهای قذافی پاکسازی کنند و در حال حرکت به سمت “راس جدیر” در غرب لیبی هستند.
شورای نظامی انقلابیون اعلام کرده که درگیری‌های شدیدی بین مخالفان و گردان‌های قذافی در باب العزیزیه محل اقامت دیکتاتور لیبی در جریان است.
و البته هنوز نیسز از سرگذشت قذافی هیچ خبری در دست نیست. آخرین تماس های رادیویی قذافی مربوط به سه تماس رادیویی صبح بود که در آن از تمامی طرفداران خود درخواست کمک کرده بود.

 

اکنون مخالفان در پایتخت لیبی یعنی طرابلس مشغول پایکوبی و جشن گرفتن هستند!

دنیای عجیبی است یکروز در اوجی و یک روز در قعر!

اما بحث اساسی ما اینجاست که آیا لیبی همان گوشت تازه ی آماده برای شکار است؟

اینگونه به نظر می رسد که غرب از همان ابتدا حامی قدافی بود. اسناد منتشر شده از دیدار قذافی با اوباما و قرار داد های نفتی قدافی با کشور های غربی حاکی از این بود که غرب فقط نقت را می خواست حال برایش فرقی نمی کرد “قذافی با نفت” یا فقط “نفت”!

به همین دلیل بود که حضور ناتو در لیبی بسیار بیشتر از ۴ ماه تعیین شده طول کشید.

جالب اینجاست که نیکلاس سارکوزی رویس جمهور وقت فرانسه اعلام کرده که مخالفان از حمایت کامل دولت فرانسه برخوردارند.

همچنین به گفته یک سخنگوی پنتاگون، این وزارتخانه به دقت به بررسی اوضاع لیبی ادامه می دهد. او همچنین بر ادامه حمایت آمریکا از عملیات ناتو در لیبی تاکید کرد.

دیشب جیمز کامرون نخست وزیر وقت انگلیس، سفر تفریحی خود را نیمه تمام گذاشته و به ساعت ۹ به دفتر خود بازگردد. او این کار را دو هفته ی پیش با تاخیری بسیار زیاد به خاطر آشوب های خیابانی لندن انجام داده بود.

همچنین بر طبق آخرین اخبار، شرکت های نفتی ایتالیا ، انگلیس و .. با فرستادن نمایندگان خود به لیبی قصد ماهی گرفتن از این آب گل آلود را دارند…

به نظر می رسد که این همه تغییرات فقط به خاطر منافع بشر دوستانه و تغییر کشور های حوزوی نیست.

چیزی که عیان است اینست که غربی ها با موفقیت تمام از این آب گل آلود ماهی گرفتند و با قذافی یا بدون قذافی وضعیت لیبی ها بهتر نخواهد شد.

در واقع غربی ها بر امواج انقلاب سوار شدند تا پرچم خود را در ساحل پیروزی آن بزنند.

حتی اینکه چرا و چگونه با اینکه خانه ی قذافی از ساعت ۱۲ دیشب محاصره شده او هنوز زنده است و یا دست مخالفین نیافتاده، جای بحث و تفکر زیادی دارد

اما راه حل چیست؟

قطعی ترین راه حل بیداری مردم است.

چرا که انقلابی که توسط خود آنان شکل گرفته تنها در صورتی مجدد و همانند قبل به انحراف نمی رود که شخصا از آن مواظبت کنند. و البته وجو یک رهبر مقتدر و قابل اعتماد هم حرف اول را میزند.

در غیر اینصورت ورق بر می گردد و همانند تونس که همچنان تکلیفش با خود مشخص نیست و فقط مرداریست برای تغذیه ی لاشخورانی همچون غربی ها، به خود وا می مانند.

در یک نتیجه گیری کلی، پایه های هر انقلاب دو چیز هستند: مردم و رهبری

اگر هرکدام از ای پایه ها بلغزد، نتیجه اش سقوط نظام است… گرچه هزاران خون برای حفظ آن نظام ریخته شده باشد.

postheadericon نماد پارچه ای (تحلیل کراوات)

سلام

این روز ها وقتی اسم لباس رسمی به گوش ما میخوره معمولا چندتا چیز خاص به نظرمون میاد:

کت ، شلوار ، جلیقه و کفش رسمی . و در این روزها تکه پارچه ای به نام کروات.

برخی اصالت این تکه پارچه را به زمان هخامنشیان ربط می دهند و می گویند در آن زمان معمول بوده که دوطرف شنل که بر بازوان قفل می شده را، به هم گره می زدند و قسمتی از اضافات گره بر روی سینه می افتاد.

صحت این ادعا معلوم نیست. اما چیزی که قطعیت دارد اینست که به مدت قرن ها جزئی از لباس ایرانیان و پارسیان نبوده و اکنون هم که وارد شده جکم غرب گرایی یا بهتر بگویم، غرب زدگی را دارد.

اما می خواهم پشت پرده هایی از کروات را برایتان بیان کنم تا اگر شما از آن دسته از افرادی هستید که کروات میزنید بدانید ک حامل چه پیام خطرناکی هستید!

سالهایی بسیار دور در مصر دو خدای وجود داشتند: اُسیریس و ایزیس( یا ایسیس).

ایزیس خانومه بود که با اسیریس ازدواج کرد. اسیریس یک برادر داشت به اسم ست(seth) ست برادری بسیار حیله گر بود.

دوران می گذشت و با گذشت زمان اسیریس به پادشاهی جهان رسید. همچنین در این مدت اسیری با ایسیس ازدواج کرد. ست( که مثه اینکه رقیب عشقی ایسیس بوده) از این کار او واقعا عصبانی میشه و در یک روز اسیریس رو می دزده…

اسیریس چند روز به خانه نمی ره و این موجب نگرانی ایسیس میشه. ایسیس شروع می کنه به گشتن به دنبال اسیریس و متوجه میشه که ست اون رو دزدیده. بچه هایی که کنار رودخانه بازی می کردند ست را با اسیریس دیده بودند و دیده بودند که او به کدام طرف میرود.ایسیس به دنبال ست و اسیریس حرکت می کند.

در طول این مدت ست اسیریس را کشت و بدن او را به ۱۴ تکه تقسیم کرد و در سراسر دنیا پخش کرد. ایسیس در محل قتل توانست یک تیکه از بدن اسیریس را پیدا کند.

به همین خاطر شروع کرد به سفر به تمام دنیا و یافتن قطعات بعدی بدن او.سرانجام او توانست ۱۳قطعه از ۱۴ قطعه را پیدا کنید. و حدس بزنید تنها تکه ی گم شده از بدن اسیریس چه بود: آلــت تناســلی مردانه ی اون.

داستان ادامه داره و کلی چیز دیگه اتفاق می افته ولی تا اینجاش برای من مهم بود(فکر بد نکنید!)

روزگار می گذره و این قسمت گمشده از بدن اسیریس تبدیل میشه به نمادی برای “ماسون ها”… بله! آلت تناسلی اسیری به عنوان نمادی به نام “اُبلیسک” مقدس و پرستیده میشه.

این نماد جدید هم نیست… از هزاران سال قبل از میلاد مسیح این نماد در مصر باستان که محل زاییده شده این افکار و تفکرات هست بوده و پرستیده میشده و الان هم این اتفاق هنوز هم هست.

بعنوان مثال این عکس ها رو ببینید:

به این میگت ابلیسک…. هرجا که ستونی به این شکل دیدید شک نکنید که نماد خالص فراماسونری هست

 

مصر باستان

در سمت چپ صفحه ابلیسک به وضوح دیده میشه

 

ابلیسک در یکی از پارک های آمریکا

 

 

ابلیسک در میدان اصلی واتیکان

نفوذ در این حد!

 

و فکر کنم حالا دیگه فهمیدید که چرا رمی جمرات قبلی( که خود ماسون ها عوضش کردن!) شکل ابلیسک بوده…

 

و این هم یک سنگ نوشته ی بسیار قدیمی

اثباتی بر ادعایی که در بالا داشتم

ابلیسک نماد آلت تناسلی مردانه

(عکسش یکم مورد داشت مجبور شدم سانسور کنم!)

 

خب دوستان عزیز من…

این نماد رو تا اینجا داشته باشید. حالا بیایید کمی مقایسه کنیم…

این یک کروات هست:

خب این دوست عزیزمونو(!) یکم می چرخونیم:

و به ابلیسک جدیدمون سلام می کنیم!

خب دوستان عزیز..

ممکنه بگید این هم یک نوع لباسه… مقه کت سلوار که از فرهنگ فرانسوی وارد شده… این هم همینطوری در خیلی از جاها استفاده م یکنیم و ما بعنوان نماد هم استفاده نمی کنیم که مشکل شرعی داشته باشه…

جواب شما اینه: ایا کت و شلوار نمادخالص شیطان پرستی ، آلت مردانه ، ماسونی و … هست؟ اگر کت و شلوار هم اینگونه نمادی هست من باز هم نمی پوشم چون نمی خواهم یک “نماد” و یک “وسیله ی سوء استفاده” باشم… ولی خدایی هر کس شما رو با کروات ببینه اول نمی گه : اااههه! مهندس باز خارجی شدی!!!

البته کروات ها در طول زمان در اثر استعمال دچار تغییر کوچکی شده اند. ولی این دلیل نمیشه که از نماد بودن خودشون بیفتن… مثل اینکه شما هرجا که باشید و علامت سیگاری که روش ضربدر کشیده شده رو ببینید می فهمید که یعنی استعمال دخانیات ممنوع… حالا چه شما سیگار برگ بکشید، چه سیگار عادی و چه پیپ فرقی نمی کنه!

حالا انتخاب با شماست:

آیا می خواهید نماد خالص ماسونری که می خواهن به وجودآورنده ی دجال و مبارزه کننده با امام زمان باشند، باشید؟

آیا می خواهد یک “آلــت مردانه” به گردنتان آویزان باشد؟

آیا می خواهید که در کمترین حالت، فرهنگ یک کشور بیگانه رو تبلیغ کنید؟

آیا می خواهید … و…

می دونم که بعد از نوشتن این پست مورد آماج تهمت ها و ناسزاهایی از قبیل “اُمّل” و “عقب مونده” قرار می گیرم.. ولی بشینید و بین خودتون و بین خدا قضاوت کنید…

و از ته دل به این سوال پاسخ بدید:

چرا کراوات میزنید؟

و اگر پاسخ هایی از قبیل ” برو بابا دلت خوشه” و یا اینکه ” من آدم روشنفکری ام… مثه تویه امل نمی مونم” و یا اینکه ” من کراوات رو فقط واسه قشنگیم میزنم و به اینا کار ندارم” دادید، مطمئن باشید یک جیزی این وسط اشتباهه…

قضاوت رو به عهده ی خودتون میذارم..

 

پ.ن۱: اصلا افسانه های مصری رو نخوندی! کلی توشون صحنه داره!!

پ.ن۲: ممنون میشم نظراتتون رو بنویسید تا من هم از نظراتتون استفاده کنم…

پ.ن۳: یکم وقتم به خاطر امتحانام گرفته است.. ببخشید دیر میام آپ کنم…

پ.۴: شرمنده که اسم بعضی از چیزایی رو که نباید می آوردم، آوردم….

postheadericon تخم مرغ رنگی سبز!

 

سال های متمادی است که خون و جان ایرانیان به رنگی به نام “سبز” آمیخته شده است.

در ابتدا ایران را پارس می گفتند.

پارس سرزمینی بود که نارنجیِ خورآسان (=محل طلوع خورشید) داشت؛ طلایی کویر داشت؛ سپیدی برف داشت؛ آبی دریا داشت؛ و از همه مهمتر، پارس رنگ “سبز” داشت.

چرا که جنگل های پارس به زیبایی و قلب های مردمش به لطافت و بخشندگی معروف بودند.

پارسیان رنگ سبز طبیعت را مقدس می شمردند و در هر بهار با برگذاری مراسمی به نام “نوروز” ورود دوباره ی “سبز” را به پارس جشن می گرفتند. به جرات می توان گفت بیشترین تکرار در رنگ های پرچم های قبلی ایران، رنگ سبز است.

این قصه ادامه یافت تا به ظهور اسلام رسید. در سیره ی پیامبر مکتوب است که به رنگ سبز علاقه ی خاصی داشت و نوه ی ایشان امام صادق دیده شده که با لباس سبز به احرام رفتند. و این در حالی است که بیشتر لباس سفید برای احرام توصیه شده و پوشیدن این رنگ توسط این بزرگوار حاکی از والا بودن مقام این رنگ نسبت به بقیه ی رنگ هاست. همچنین در تاریخ از زبان حکیمه خاتون، عمه ی امام حسن عسکری، نقل است که گهواره ی امام زمان روکشی داشت به رنگ سبز.

جالبتر آنکه که در قرآن کریم، از میان همه رنگها به رنگ سبز به عنوان رنگ لباس بهشتیان معرفی شده است: “ویلبسون شباباًَ خضراً من سندس و استبرق” لباسهای سبز حریر و دیبا بپوشند..

به همین خاطر، سبز رنگ سیادت و دیانت محسوب میشود و نمادی است بر بسیاری از چیزها. می توان سبز را نمادی دانست بر اسلام و اسلام مداری.به طور مثال تا چند صباحی پیش هرکس شالی سبز بر گردن می انداخت همه به او سلام می کردند و اگر جایی نام اورا نمی دانستند با پیشوند “آقا سید” او را صدا میزدند.

دشمن این نکته را به خوبی برداشت کرد. اسلام ستیزی در بیشتر کشور ها بالا گرفت. سعی بر این شد که حتی بانوان محجبه از خیابان ها جمع شوند تا دیگر حتی نامی از اسلام باقی نماند. چرا که مستکبران این درس را به خوبی فهمیده بودند که اسلام یعنی مقابله با زور و ستم و یعنی ایستادگی جلوی آنها. پس اسلام باید به هر نحوی در همه ی کشور ها خانه نشین می شد. و برای این کار چه چیزی بهتر از از بین بردن تمام نماد های اسلامی؟ چرا که هنگامی که چیزی دیده نشود به یغما می رود.

جمله ای در کتاب زبان پارسالمان بود که خوب آن را به یاد دارم: موضوعات سیاسی مبحث خوبی برای گفت و گو های دوستانه و دوست یابانه (!) نیست!

فکر می کنم مهمترین اصلی بود که مورد توجه دشمن قرار گرفت! چرا که فقط کافی بود یکی از نماد های اسلامی در قالب سیاست نفوذ کند و بتواند اتحاد مردم را چند شعبه کند.

به زیرکی هرچه تمام تر در دوران انتخابات ما این اتفاق افتاد. کاری شد که مثلا به اتفاق رنگی به یکی از کاندیدا های انتخابات می رسد. ولی چشم من آب نمی خورد که در همانجا هم نفوذ داشتند و برنامه ها سخت از قبل برنامه ریزی شده بود. رنگ سبز به اصلی ترین طرفدار ضد حکومت موجود می رسد. این رنگ در قالب انواع وسایل مانند دستبند، دفترچه یادداشت، ساعت و … به طرفداران توزیع شد.

به تدریج زمزمه ها مبنی بر تقلب قطعی در انتخابات شنیده می شد بطوریکه همه باور کرده بودند باید خود را برای جنگی بزرگ اماده کنند چرا که مجبورند برای اعاده ی حق خود به خیابان ها بروند…

دعواهای خیابانی بالا گرفت، دیگر مهم نبود شما طرفدار چه کسی بودید، اگر رنگ سبز یا قرمز بر دست داشتید مرتد بودید!

بادم هست که حتی در بسیاری از سایت ها آموزش ساخت تخم مرغ های رنگی سبز که موقع شکسته شدن رنگشان به اطراف می پاشد هم داده شده بود.. برای چه؟ برای اینکه آنهایی که تا دیروز با اسپری بر در کوچه و خیابان ها می نوشتند”یادگاری از فلانی” اینبار با تخم مرغ ها در و دیوار شهر را رنگ کنند و تازه حال بیشتری هم بکنند! حتی دیگر دور مِیّت ها هم پارچه ی سبز نمی بستند که اَنگ “شهدای سبز” به مِیّت بد بختشان نخورد!

و به همین سادگی حرمت رنگ سبز شکسته شد و نماد های اسلامی یکی یکی تبدیل به نماد ها و اسباب بازی های سیاسی شد.

دیگر سید ها حق نداشتند به گردنشان شال سبز بیاندازند… دیگر “اقا سید” گفتن ها در زیر خرباری از ترس و وحشت ها که ساخته ی دست خود مردم بود دفن شد… ودیگر اسلام به خانه ها محدود شد!

و دشمن در خیال آسوده که یکی از نماد های اصلی اسلام نا بود شد.. و مردم هم از هم پاشیدند…

اشتباه نکنید … قصدم از نوشتن این مطلب اصلا تهمت زدن به افراد یا دفاع از افراد دیگه نیست… بلکه فقط می خواستم بدونید که به چه زیبایی زیر آب اسلام و دین و کشور و هویت و همه چیمونو زدن! حالا حداقل بیایید کوکورانه و از روی دق و دلی از کسی حمایت یا با کسی مخالفت نکنیم… و همیشه این رو به یاد داشته باشیم که هر لخظه در هر طرف جبهه که باشید ممکنه ناخودآگاه برای دشمن خدمت کنید…

باور کنید انتقا کردن و بد و بیراه گفتن نسبت به هر چیزی خیلی سادست… اگر مرد عمل هستید، مردانه وارد شوید و سعی کنید به صورت منطقی تایید کنید و دفاع کنید و در راستای پیشرفت کمک کنید…

به امید روزی که حرمت همه ی رنگ ها به صاحبان اصلی آن باز گردد….