مشترک شوید!
Smiley face

جدیدترین مطالب را در ایمیل خود داشته باشید!

نکته: به یاد داشته باشید که ایمیل فعال سازی ارسال شده را، باز کنید. این ایمیل ممکن است در Spam های شما باشد.

آمار بازدید
Prev
Next
Play

Posts Tagged ‘سیاست’

postheadericon آن روز که شهدا نباشند…

امروز اولین روز سال جدید تحصیلی بود.

و مصادف بود با هفته ی جنگ.

در و دیوار مدرسه مزین بود به عکس و زندگی نامه های شهدا …

چفیه ها و قمقمه و هرچیزی که مربوط میشد به اونها

و قشنگترین کاری که شاید مدرسمون تا به جال کرده بود این بود که یک قسمتی به نام” شهید گمنام” درست کرده بودند..

تکه هایی از لباس، پلاک و استخوان در بین کپه ای از خاک…

بحث من مربوط به این مجسمه ی شهید گمنام نیست

بلکه مربوط به اونهایی است که در اطراف این مجسمه و این طرح جمع شده بودند.

نوجوانانی می خندیدند

به واقع می تونم بهتون بگم چیزی که من در اونجا دیدم هیچ قسمت خنده داری نداشت…

ولی اونها می خندیدند

بزرگترین فاجعه ی ممکن!

به فکر فرو رفتم…

چه آسان از یاد ما برونسی ها را بردند..

چه آسان از یاد ما آوینی ها را بردند…

چه آسان از یاد ما چمران ها را بردند…

و همت ها … و خیلی های دیگه …

و این را هم بگویم که چه آسان ما اجازه دادیم تا آنها را از ما بربایند!

چگونه تنها در فاصله ی کوتاه ۳۰ سال از این جنگ تمام این ارزش ها به فراموشی سپرده شدند؟

چگونه اعتقاد به شهدا و افتخار به شهدا اکنون ننگ محسوب میشود؟

و چگونه به یکباره همه چیز در زیر فیلم و موسیقی و آواز و … دفن شد…

بگذارید یک راز به شما بگویم

آیا می دانید تنها راز دوام جمهوری اسلامی ایران در فتنه های سال ۸۸ چه بود؟

شهدا و آنانی که خود را وارث آنان میدانستند…

و اکنون بگذاری گوشه چشمی از آینده به شما نشان دهم…

دردناک است.. خیلی دردناک… ایا آماده هستید؟

کمتر از چند سال طول میکشد…

دوباره همه چیز تحت رهبری خارجی ها و به احتمال زیاد دوباره تحت همان نام “سبز” اغاز خواهد شد…

تمام ورثای انقلاب اکنون مرده اند…

نه خبری از سرداران جنگ هست..

نه خبری از فرزندان شهیدان..

و نه خبری از آنان که خاک جبهه ها را با دستانشان لمس کرده اند…

فقط گروهی می مانند اندک ( بسیار اندک!) از آنان که خود را وارث شهدا میدانند

این گروه ها نیز به تریج دچار انحراف میشوند.. یا بسیار تند رو و یا بسیار کند رو…

هیچ مرز وسطی وجود نخواهد داشت..

و ان هنگام دیگر خبری از رهبری هم نیست .. یا بهتر بگویم.. از رهبری که خود آن روزگاران را درک کرده باشد نیست که وارثان شهدا را راهنمایی کند و آنان را به “صحیح روی” فرا بخواند…

آن روز دیگر خبری از اسلام و مسلمان واقعی هم نیست!

آن روز ها در تمام خانه ها ماهواره مثل مور و ملخ ریخته است!

آن روز ها آزادی زا به ازادگی فروخته اند…!

خیلی زود ارزش های اسلامی جای خود را با غرب زدگی عوض کردند…

در آن روز است که خارجی ها بر ما پیروزند…

آن روز وقتی است که ایران اسلامی؛ همه ی ارزش های خود را از دست داده .. وقتی که فقط ایران مانده…

به سادگی حکومت با اسم “آزادی” بر اندازی میشود.. آن هم نه با نفوذ هیچ نیروی خارجی ای!  بلکه توسط مردم!

پیام های تبریک و پشتیبانی است که از شرق و غرب می اید.. و اندک کسی هست که هنوز “استعمار” را باور دارد!

و آن روز است که خون آن ده ها و صد ها هزار شهیدی که جنگیدند تا آن یک وجب خاک را تحویل ندهند، به سادگی پایمال میشود….

کشور تقدیم آن کسانی که نباید میشود! آن هم دو دستی!

آن روز ایران تنها میشود.. بدون هیچ اسلامی…

متاسفانه چیز هایی که خواندید واقعیت بود…

به هر گونه ای که فکر می کنم می بینم تمام چیز ها حساب شده بود..

تک تک مارک ها.. تک تک آگهی ها… تک تک برنامه ها…تک تک کتاب ها…

ما اکنون هیچ گونه شانسی برای مقابله نداریم…

حتی تبلیغ هم نمیتوانیم بکنیم!

ولی نباید تسلیم شد..

می دانید چرا؟

چون برگ برنده به دست ماست…

ما آن روز را می بینیم و خواهیم ساخت…

آخرین امید جهانی..

و آخرین راه برای حفظ اسلام غیر تحریف شده…

——–

در همین افکارو احوالات بودم که زنگ خورد.. باید بر میگشتیم به کلاس…

کلاس؟! ببخشید!… من حواسم خیلی پرت است!

به سکولار… !

 

پ.ن: بد نیست اینها رو ببینید تا بفهمید وارث چه کسانی هستید…

postheadericon حلقه ی برادری – بررسی سیاست خارجه ی ایران

مدت زیادی بود که با یک علامت سوال در ذهنم درگیر شده بودم:

چرا ایران در روابط دیگر کشور ها مثل لبنان، سوریه ، فلسطین و .. دخالت می کنه و به اونها کمک های زیادی میکنه و خلاصه هواشونو خیلی داره…

و یا اصلا ما چرا باید اتحاد اسلامی رو رعایت کنیم؟ چه سودی برای ما داره؟

البته من به این موضوع واقف هستم که سیاست یعنی همین!

من بعنوان یک مخالف دوست داشتم دلیل این کار رو بدونم تا اگر کسی از من پرسید بتونم جواب بدم…

در همین راستا شروع کردم به جست و جو و حاصل این تحقیق چند ساعته رو براتون می نویسم.

پس شما در بعد از خواندن این مقاله به جواب دو سوال مهم میرسید:

-چرا حفظ وحدت اسلامی مهم است؟ چرا نه غره نه لبنان؛ جانم فدای ایران اشتباه است؟

- چرا ایران در حال فعالیت در کشور هایی مثل سوریه و لبنان است؟ ایا کشور خودمون مهم تر نیست؟

چیز هایی که می خونید حاصل تفکر و تحقیق این شخص حقیر است.. پس اگر اشتباهی در آن دیدید مقصر را خود من بدانید نه هیچ شخص و سیاست و حکومت دیگری را!

در ابتدا باید یک زمینه ی ذهنی برای شما درست بکنم.

برای آشنایی اولیه بهتره بدونید که فلسطین که هم اکنون توسط اسرائیل اشغال شده است در ساحل شرقی دریای مدیترانه واقع شده و در شمال با لبنان، در شمال شرقی با سوریه، در شرق با اردن و در جنوب غربی با مصر مرز زمینی دارد. فلسطین هم‌چنین در شرق با کرانه باختری رود اردن و در جنوب غربی با نوار غزه مجاورت دارد. این کشور با وجود اندازه نسبتاً کوچک، اما دارای ویژگی‌های جغرافیایی متنوع است. در عکس زیر می تونید این موقعیت رو مشاهده بکنید:

من نتونستم آمار دقیقی از ارتش اسرائیل پیدا کنم ولی طبق یک آمار اسرائیل ۷۲۵۰۰۰ فقط و فقط در بخش نیروی زمینی خود دارد.[+]. ولی این مهمه که بدونید اسرائیل صاحب چهارمین ارتش قدرتمند دنیاست!

اما مطالبی که باید در مورد لبنان بدونید:

لبنان از شمال و شرق با کشور سوریه، از جنوب با کشور اسرائیل و از غرب با دریای مدیترانه همسایه‌است. در حال حاضر لبنان دست چندین گروه سیاسی است . از قبیل “حزب الله” و “هشت مارس”…

حزب‌الله لبنان یک سازمان سیاسی-نظامی در لبنان است. گروه حزب الله در اوایل سال‌های ۱۹۸۰ و باالهام از ایدئولوژی اسلام سیاسی روح‌الله خمینی در لبنان ظهور کرد. در زمان جنگ داخلی لبنان، حزب‌الله لبنان به کمک سپاه پاسداران انقلاب اسلامی ایران، تعلیم نظامی داده شده و تحت حمایت مالی و سیاسی نظام جمهوری اسلامی ایران قرار گرفت. حزب‌الله لبنان ۳ هدف اصلی را به عنوان آرمان خود اعلام کرده که عبارتند از: محو آثار امپریالیستی غربی در لبنان، مجازات فالانژهای لبنان و برپایی حکومت اسلامی در لبنان.گروه حزب‌الله لبنان در لیست برخی کشورهای غربی به عنوان «گروهی تروریستی» قرار دارد. حزب الله لبنان پس از سالها جنگ چریکی موفق به آزاد کردن جنوب لبنان از اشغال اسرائیل در سال ۲۰۰۰ شد.این گروه پس از آن به فعالیت های سیاسی خود تحرک بیشتری داده و به کابینه و مجلس لبنان راه یافت.[+]

بهتر است بدانید ارتش لبنان حدود یک میلیون نفر قوای نظامی دارد(اعم از نیروی زمینی،هوایی و …)

اما در همین ابتدای مطلب اجازه بدید که مطلبی رو برای شما روشن بکنم:

حساب لبنان رو به طور کامل از حزب الله جدا کنید!

برای خود من هم باور این بسیار سخت بود ولی باید بدانید که کلا باید حساب این دو از هم جدا شوند! نه به خاطر اینکه حزب الله یک حزب است .. بلکه به خاطر این که ارتش لبنان همه اش حرف است و عدد…

بر طبق گفته ی شاهدان عینی ارتشی بودن در لبنان جزو بهترین شغل هاست. به خاطر حقوق بسیار زیاد و در عین حال از زیر کار در رفتنی راحت!

این موضوع به طرز فجیهی در جنگ ۳۳ روزه مشهود بود. در این جنگ اسرائیل می خواست که کل لبنان را به تصرف در بیاورد و می دانید که این امر تنها ارتباط به من و یا تنها ارتباط به شما نوعی ندارد… بلکه تمام احزاب داخلی باید برای دفاع از میهن خود تلاش کنند. اما آماری که از نیرو های در حال جنگ به من رسید واقعا اسفناک بود!

جنگ ۳۳ روزه در سال ۲۰۰۶ توسط رژیم صهونیسمی آغاز شد. این جنگ با حضور ۱۰۰۰۰ سرباز اسرائیلی اغاز شد و در روز های پایانی جنگ این عدد به ۳۰۰۰۰ نفر هم میرسید.

اما لبنان در ابتدا با تعداد ۳۰۰۰ نفر سرباز جنگ را آغاز و روز های انتهایی جنگ بین ۵۰۰ تا ۱۰۰۰۰ نفر سرباز داشت (این یعنی در بهترین حالت نبرد ۱ به ۳ بوده است! , و باز هم چهارمین ارتش قدرتمند جهان شکست می خورد!) [+]

و جالبست بدانید آماری که حزب الله قبل از شروع جنگ از نیرو های نظامی خود داده بود خیلی کمتر از  ۳۰۰۰ نفر است… علاوه بر اون سوریه با تعداد خیلی زیادی نیرو به کمک بنان اومد. برای همینه در روز های پایانی جنگ تعداد این نیروی نظامی به ۱۰۰۰۰ نفر میرسه…

این یعنی یک میلیون نیروی لبنانی، پَر! یعنی همه یشان کشک!..

پس با این برداشت من دیگر نامی از لبنان نمی برم. و فقط لفظ حزب الله را استفاده می کنم.(به پیشنهاد یکی از دوستان سوریه ایم!)

اما در مورد سوریه چطور؟

سوریه از شمال با ترکیه، از شرق با عراق، از غرب با لبنان و دریای مدیترانه و از جنوب با اردن و اسرائیل همسایه‌است[+]

تعداد قوای نظامی سوریه حدود ۶ میلیون نفر هست. [+]

و بهتره بدونید بر اساس آمار The World Factbook (کتابی‌است که هر ساله دولت آمریکا توسط سازمان اطلاعات مرکزی CIA آن کشور منتشر می‌شود. این کتاب حاوی اطلاعاتی‌است که دولت آمریکا دربارهٔ مسائل عمومی کشورهای مختلف در اختیار دارد و در مطالعات مورد استفاده قرار می‌دهد.) ۷۴% جمعیت سوریه سنی هستند و تنها ۱۶% درصد شیعه و دیگر ادیان اونجان! (دقت کردید؟ “شیعه و دیگر ادیان” باهم!) [+]

خوب با این اطلاعات بر میگردیم به موضوع اصلیمون و سوال اصلیمون: چرا ایران به این دو کشور تا این حد کمک می کنه؟

خوب این تقریبا برای همه ی ما مشخصه که هدف اصلی اسرائیل احداث — روی مسجد القصی است. و یا در کمترین حالت خود زیر سلطه بردن تمام کشور ها … در حال حاضر که تمام کشور ها به جز چندتا کشور شیعه نشین در این حالت به سر میبرن! و معبد سلیمان هم در حال شمارش معکوس برای پرده بردارشه! .. پس تنها مشکل چیه؟

ایران لعنتی! اگه ایران از بین میرفت این همه بیداری اسلامی نداشتیم و در نتیجه اینقدر دردسر برای خریدن رئیس جمهور و رهبر های این بیداری ها نمی خواست بکنیم! از اون گذشته ایران سه تا برادر داره که اگه ما قدممونو چپ بذاریم میزنن دهنمونو سرویس می کنن! یا اصلا مگه ما مردیم که بذاریم یک کشور اسلامی و مخصوصا علوی اینقده قدرتمند بشه؟! شاخشو میشکونیم! (اینها از زبان مقامات بلند پایه ی اسرائیلی به کمی لهجه ی مشهدی بود!)

چاره ی از بین بردن ایران چندان ساده نیست.

چرا که به سادگی چهارمین ارتش قدرتمند جهان به خاطر یک محاسبه ی اشتباه شکست خورد! پس باید دقیق رفت جلو!

اما سوال اصلی اینه که چرا ایران مستقیما مورد حمله قرار نمیگیره؟

بذارید به تاریخ جنگ ۳۳ روزه برگردیم!

بر اساس گزارشات:

بیشترین توان موشکی حزب الله را طبق آمارها و گزارشات منابع مختلف تعداد ۱۳۰۰۰ موشک های کاتیوشا ۱۲۲ میلیمتری تشکیل می دهد که برد آنها ۲۵ کیلومتر است . همچنین دارای موشک رعد ۱ با برد ۱۳ کیلومتر می باشد که بعضی منابع آنرا تغییر نام یافته موشک شاهین ۱ می دانند. یکی دیگر از موشک های مورد استفاده حزب الله در جنگ اخیر خیبر ۱ بوده است. که نام این موشک برای اولین بار در تاریخ ۲۸ جولای ۲۰۰۶ توسط سید حسن نصرالله در گفتگویش با شبکه المنار فاش شد. خیبر ۱ از آن جهت که دارای بردی برابر ۷۵ کیلومتر است اهمیت زیادی دارد. چون برد آنها و هم چنین قدرت تخریب آنها چها برابر موشک های کاتیوشا می باشد. این موشک اولین بار به شهر آفولا(Afula) در جنوب حیفا شلیک شد.

 بنا به گزارشات این موشک برای زدن اهدافی در بیت شین حدود هفتاد کیلومتری جنوب مرزهای لبنان ، هادرا (Hadera) و حیفا سومین شهر بزرگ اسراییل بکار رفته است.

نیروهای دفاعی اسراییل ادعا می کنند که خیبر ۱ همان موشک های تغییر نام یافته ی فجر ۳ یا فجر ۵ ساخت ایران است. فجر ۳ و فجر ۵ به ترتیب دارای بردهای ۴۵ و ۷۵ کیلومتر می باشند.[+]

دز هنگام جنگ ۳۳ روزه تعداد زیادی از این موشک ها به لبنان و مقداری هم به سوریه منتقل شد… یعنی دقیقا دو کشور در همسایگی رژیم صهونیسمی… و علاوه بر اون خود ایران.. یا کوچترین حرکت اشتباه اسرائیل از ۳ جهت با خاک یکسان میشه!

اما این به شرطی خواهد بود که سه قطب و پایه ی اساسی یعنی حزب الله، سوریه ( با رئیس جمهور فعلی) و ایران حفظ بشن! بدون هر کدوم از این سه وجه مثلث ما نا تمام خواهد ماند…

چرا که اگه به یاد داشته باشید سوریه تعداد زیادی نیرو در لبنان برای کمک به حزب الله داشت.. با عقب کشیدن آنها به مرز های خود ، حزب الله تنها خواهد ماند و از همه مهمتر در صورت سقوط سوریه حزب الله محاصره خواهد شد… و این پایان قطعی کار او خواهد بود.. به احتمال زیاد ایران در این برهه به صورتی درگیر مسائل داخل و تشتعشعات حاصل از آن در جهان میشود که نمی تونه ریسک شلیک به اسرائیل رو بپذیره و حتی اگه این کار رو هم بکنه آخرین کاریه که کرده و سرنوشتی جز افغانستان نخواهد داشت!

در حال حاضر که نسبت به موقعیت حزب الله نگرانی خاصی نداریم.. چون به نظر میاد فعلا قصد اسرائیل محاصره ی لبنان است.. چیزی که این وسط نگران کننده است موقعیت کشور بادی برجهت مثل ترکیه و اغتشاشات اخیر سوریه است…

پس شروع مثلث محافظت از ایران؛ سوریه هست.

واقعا براتون عجیب نیست که سناریوی فتنه ی ایران داره عینا در سوریه تکرار میشه؟ همون دروغ های همیشگی در BBC ، همون حرف های همیشه در آمریکا و همون حمایت هایی که از فتنه ی ما انجام شد در اونجا داره انجام میشه…

اگه یادتون باشه گفتم ۷۰ درصد جمعیت سوریه سنی هستند.. حالا فرض کنید اگه یکی این وسط بین اتحاد اسلامی موش بدوونه چی پیش میاد؟! تنها ماندن ایران، کدورت روابط بین مسلمانان، کشتار بی رحمانه ی حزب الله و ایرانیان….

* برادر من؛ خواهر من؛ سنی کُشی و تنفر از سنی ها فعلا به ضرر کل شیعه تموم میشه و حتی کل اسلام… بیشتر محتاط باشید…

اگر ایران اسلامی رو دوست دارید، اگر امام زمان رو دوست دارید، اگر نمیخواهید مملکتتون بدست یک سری یهودی فقتح بشه و دوباره به دوران استعمار برگردید، کمی و فقط کمی محتاط تر باشید…

من در این زندگی درس بزرگی گرفتهام.. اگر می خواهید ببینی که چیزی بر حق هست یا خیر، دوستان و دشمنان؛ و سوابق دوستان و دشمنانش رو بدون….

امیدوارم این مقاله باعث شده باشه که با چشمانی باز تر به اعمال سیاست مداران کشورمون بنگرید…

و این رو بدونید که اگر خدشه ای به اسلام و مخصوصا شیعه وارد بشه، هممون مسئولیم. به خاطر اعمالمون…

postheadericon ناگفته های طبس — جنگ آمریکا در طبس

سلام

در بین حوادث پس از انقلاب، قطعا یکی از مهمترین و عجیب ترین حوادث، حمله ی آمریکا به ایران بود.

همیشه در کتب تاریخی خودمون از سال پنجم دبستان تا سال سوم دبیرستان به یک صفحه ی ابهام آمیز از کتاب تاریخ خودم می رسیدم : “حمله ی طبس

هیچکس به من نمی گفت که چه اتفاقی افتاده. در حقیقت هیچکس نمی دونست که چه اتفاقی افتاده. همه فقط چند خط داخل کتاب تاریخمون رو حفط بودند: “آمریکا به ایران حمله می کنه و در نهایت توی طوفان شن گیر می کنه و شکست می خوره”.

به نظر من این تمام ماجرا نبود.

چرا که به بسیاری از سوال های من از قبیل :

چرا حمله کردند؟

چطوری حمله کردند؟

چرا از طبس حمله کردند؟

آمریکا با این عظمت چطوری توی طوفان شن شکست خورده؟

و … به هیچ وجه جوابگو نبود.

این بود که پس از مدت ها این انگیزه ی من دوباره زنده شد و تصمیم گرفتم راجع به این موضوع بیشتر تحقیق کنم. لازم به ذکره تمام این تصاویری که در ادامه قرار خواهم داد مستند و واقعی و مربوط به همین حادثه است. یادتون هم باشه که وقتی به انتهای متن رسیدید قسمت هایی رو که با “توصیه ی اکید” علامت زدم حتماببینید. چرا که هرچی مستنداتی مثل فیلم  عکس  در رابطه با این جنگ هست اونجا جمع شده.

پیش زمینه های ذهنی:

تقریبا همه ی ما با روز دانش آموز و روز دانشجو اشنا هستیم. در ۱۳ ابان ۱۳۵۸ دانش آموزان و دانش جویان پیرو خط امام با حمله به سفارت آمریکا در تهران، اون رو به اختیار خودشون در آوردن و در طی این ماجرا حدود ۶۶ نفر از ماموران سفارت رو دستگیر (و یا به قول آمریکایی ها به گروگان) گرفتند. در طی این ماجرا ۷۰ سند فوق محرمانه ی آمریکایی به دست ایرانیان افتاد که بیشترشون مربوط به فعالیت سیا در ایران بود.

آمریکا با تسخیر مرکز جاسوسی خود به شدت احساس خطر می کرد. چرا که او به بُتی در منطقه تبدیل شده بود که شکستن آن از دست هیچکس ساخته نبود. و آمریکا هم از همین ترس غالب بر مردم استفاده می کرد تا سلطه ی خود را گسترش بدهد.

اما با گرفتن سفارت خانه اش در ایران ، این تفکر غالب بر کشور ها شکسته شد و آمریکا به شدت افت قدرت پیدا کرد چرا که بسیاری از مردم کشور ها بر علیه سلطه ی آمریکا در کشورشون قیام کردند.

حالا نوبت این بود که آمریکا سلطه ی از دست رفته ی خود را پس بگیرد و دوباره ضربه شستی نشان کشور ها بدهد تا همچنان بت بودن و پرستشش حفظ شود.

به همین منظور به فکر طراحی عملیاتی به نام “پنجه عقاب” یا “عقاب طبس” یا “کاسه ی برنج” یا “نور شب” افتاد (Operation Eagle Claw (or Operation Evening Light or Operation Rice Bowl). از اسم های زیاد این عملیات تعجب نکنید… واقعا این همه اسم دارد. البته معروف ترین اسم آن “نجات گروگان ها در ایران” بود (Hostage Rescue In Iran )

عملیاتی که نجات آبروی آمریکا در منطقه فقط بسته به ان بود…

 

طرح ریزی عملیات:

 یک ماه پس از فتح لانه جاسوسی، ۹۰ نفر از کماندوهای امریکایی به ایالت آریزونای امریکا اعزام شدند تا آخرین مرحله ی تمرین و آموزش خود را تحت شرایط موقعیت مشابه ایران بگذرانند. از سوی دیگر گروه های ویژه ی سری که برای پشتیبانی و تدارک وسایل تکمیلیِ طرح، در نظر گرفته شده بودند، مخفیانه وارد ایران شدند و با گروهک های ضد انقلاب تماس گرفتند.

طبق نقشه هواپیماها و هلی کوپترها باید در فرودگاه شماره ی ۱ واقع در صحرای طبس فرود آیند، سپس هلی کوپترها، کوماندوها را به اطراف تهران منتقل کنند تا از آنجا با کامیون ها و خودروهایی که از قبل توسط عمال داخلی و نفوذی امریکا آماده شده بود، به اطراف جاسوسخانه (ساختمان سفارت سابق امریکا) انتقال یابند.

نقشه ی حمله به ایران

نظامیان آموزش دیده امریکایی، در اواخر آذرماه ۱۳۵۸ عازم کشور مصر شدند و در پایگاهی در نزدیکی قاهره استقرار یافتند.

برژیسنکی می گوید:

«روز اول آوریل (۲۲ فروردین) جیمی کارتر از من خواستارتشکیل جلسه ی اضطراری شورای امنیت ملی شد وگفت که به نظر وی زمان اقدام فرا رسیده است.»

 کارتر جلسه یاد شده را با این سخنان آغاز کرد:

«به نظرم امکان خلاصی گروگان ها بسیار بعید به نظر می رسد و ما بایستی حاکمیت خود را اعمال کنیم و حالا وقت آن است که عمل مناسب انجام پذیرد و جدول زمانی آن هم تهیه شود.»

و ادامه داد:

«ما باید برای آزادی گروگان ها وارد عمل شویم و عملیات در اولین فرصت ممکن باید آغاز شود.»

رییس ستاد مشترک ارتش ژنرال جونز، تاریخ ۴ اردیبهشت را مناسب ترین زمان شروع عملیات اعلام کرد.

بدین ترتیب غروب روز پنج شنبه ۴ اردیبهشت ۱۳۵۹ تعداد شش فروند هواپیمای ۱۳۰-C  امریکایی، نود نفر کماندو از قاهره  به ناو هواپیمابر نیمیتز NIMITZ در دریای عمان و نزدیک آب های ایران منتقل کردند.

هلیکوپتر ها در ناو هواپیمابر NIMITZ

در ایران چه گذشت؟

نیمه شب پنجشنبه ۴ اردیبهشت شش فروند هواپیمای ۱۳۰-C و هشت فروند هلی کوپتر نفربر از عرشه ی ناو هواپیما بر NIMITZبرخاستند و با پرواز در ارتفاع کم، راهی ایران شدند.

پس از ورود به حریم ایران اسلامی، یکی از هلی کوپترها در ۱۲۰ کیلومتری شهر راور کرمان دچار نقص فنی شد و ناگزیر فرود آمد. سرنشینان این هلی کوپتر به هلی کوپتر دیگری منتقل شدند که پس از طی مسافتی دستگاه هیدرولیک این هلی کوپتر نیز از کار افتاد، اما توانست خود را به ناو هواپیمابر نیمیتز برساند.

در هر صورت، شش فروند هواپیمای ۱۳۰-C  و شش فروند هلی کوپتر در محل مورد نظر واقع در صحرای طبس در تاریکی شب فرود آمدند. یکی دیگر از هلی کوپترها در حال سوخت گیری برای اجرای مرحله ی بعدی عملیات، دچار نقص فنی شد. با از کار افتادن این هلی کوپتر، تمام برنامه های امریکایی ها به هم خورد زیرا با محاسباتی که انجام داده بودند، برای انجام مرحله بعدی عملیات حداقل به شش فروند هلی کوپتر نیاز داشتند.

موقعیت به ناو نیمیتز و از آنجا به کاخ سفید گزارش شد و از رییس جمهور کسب تکلیف شد. کارتر دستور توقف عملیات و عقب نشینی را صادر کرد؛ اما آن هنگام که امریکایی ها قصد بازگشت کردند، توفانی از شن برخاست، هواپیماها و هلی کوپترهای امریکایی، در حال برخاستن از زمین دچار مشکل شدند. یک هواپیما و یک فروند هلی کوپتر با هم برخورد کردند و هر دو آتش گرفتند.

جالبست بدانید که شبی که عملیات در آن به وقوع پیوست مهتابی بود و معمولاً در این شب ها از توفان و بادهای تند خبری نیست و افزون بر این، بر اساس پیش بینی های علمی اداره ی هواشناسی امریکا، در شب عملیات، هوای کویر توفانی نبوده است!

بازمانده ها:

بر اساس آمار ویکی پدیا، ۸ نفر دراثر این برخورد کشته شدند، ۴ نفر به اسارت گرفته شدند (که من تا لحظه ای که این مطلب را می نگارم هنوز به سرنوشت این ۴ نفر پی نبرده ام) ۱ هلیکوپتر و یک فروند هواپیمای C130  منفجر شده و هلیکوپتر هم منهدم شده اند.بر اساس این آمار اینگونه به نظر میاد که بقیه باز مانده ها با هواپیمار C130 دیگر گریخته اند. همینطور ۵ فروند هلیکوپتر دیگر به دلیل اینکه برای پرواز نیاز به “ایر تکسی” (air taxi ) داشته اند (به معنی اینکه باید مسافتی را روی زمین طی کنند تا بتوانند بلند شوند) در طوفن گیر کرده و سالم در سر جای خود مانده اند.

هشت نفر کشته شده ی این جنگ

دوباره خیانت داخلی:

پس از فرار امریکایی ها و صدور اعلامیه توسط کاخ سفید مبنی بر شکست عملیات و این که اسنادی سری و مهمی در درون هلی کوپترها به جای مانده است. به دستور مستقیم بنی صدر که در آن زمان سمت فرماندهی کل قوا را داشت، هلی کوپترهای به جا مانده بمباران شدند و اسناد سری و مهم باقی مانده در آتش سوختند و محمد منتظر قائم فرمانده سپاه پاسداران یزد که از هلی کوپترها حفاظت می کرد، به شهادت رسید.

بهانه ی بنی صدر برای انهدام هلی کوپترها این بود که امریکایی های جامانده، فرصت مجدد استفاده از آنها را به دست نیاورند! در حالی که حتی اگر چنین احتمالی می رفت، باز کردن وسایل و قطعات حساس پروازی کافی بود که آنها را از پرواز باز دارد.

از بین بردن اسناد و مدارک مربوط به ادامه ی طرح و برنامه های امریکایی ها پس از انجام مرحله ی اول عملیات و هم چنین اسامی عوامل مزدور داخلی و جاسوسانی که می بایست طی این عملیات با امریکایی ها همکاری کنند، خود امری مهم و قابل بررسی است.

جمع بندی:

با اینکه این مقاله را با بررسی بیش از ۲۰ سایت داخلی و خارجی نوشته ام، اما هنوز هم این موضوع برای من قابل هضم نیست…

واقعا چکونه ممکن است ماموریتی که توسط کارشناسان آمرسکایی احتمال موفقیت در آن ۹۰ % به بالا یاشد به این گونه و با فجاحت کامل شکست بخورد؟

در هر صورت این جنگ توسط بسیاری از سایت هایی که مطالعه می کردم “فجیع ترین شکست آمریکا” لقب گرفت…

و باز هم تکرار می کنم هنوز هم برای من چگونگی این شکست قابل هضم نیست. ایا هنوز هم افرادی هستند که بگویند این انقلاب اشتباه بود؟

در این رابطه حتما بخوانید و ببینید:

توصیه ی اکید : عکس هایی که صبح روز بعد از واقعه تهیه شده است (انگلیسی)

توصیه ی اکید: فیلمی که درست پس از این واقعه توسط خبرنگاران خارجی تهیه شده و در اون این حوادث شرح داده شده (انگلیسی)

توصیه ی اکید: دانلود فیلم بررسی منطقه ی عملیات پس از واقعه

نیروی هوایی حمهوری اسلامی ایران

توضیحات مفصل در ویکی پدیا انگلیسی

توضیحات مفصل در ویکی پدیا فارسی

سخنرانی امام خمینی در رابطه با این جنگ

پ.ن۱: همونطوری که گفتم منبع این نوشته ها بسیاری از سایت های خارجی بودن.. پس در صحیح بودن نوشته ها هیچ شکی به خودتون راه ندید…

پ.ن۲: حالا به جواب بسیاری از سوالاتم رسیدم.. اینکه چرا برای منتقدین عجیب بود که آمریکا چرا این جنگ رو به مدار ۳۳ درجه ی طبس کشوند…

postheadericon تخم مرغ رنگی سبز!

 

سال های متمادی است که خون و جان ایرانیان به رنگی به نام “سبز” آمیخته شده است.

در ابتدا ایران را پارس می گفتند.

پارس سرزمینی بود که نارنجیِ خورآسان (=محل طلوع خورشید) داشت؛ طلایی کویر داشت؛ سپیدی برف داشت؛ آبی دریا داشت؛ و از همه مهمتر، پارس رنگ “سبز” داشت.

چرا که جنگل های پارس به زیبایی و قلب های مردمش به لطافت و بخشندگی معروف بودند.

پارسیان رنگ سبز طبیعت را مقدس می شمردند و در هر بهار با برگذاری مراسمی به نام “نوروز” ورود دوباره ی “سبز” را به پارس جشن می گرفتند. به جرات می توان گفت بیشترین تکرار در رنگ های پرچم های قبلی ایران، رنگ سبز است.

این قصه ادامه یافت تا به ظهور اسلام رسید. در سیره ی پیامبر مکتوب است که به رنگ سبز علاقه ی خاصی داشت و نوه ی ایشان امام صادق دیده شده که با لباس سبز به احرام رفتند. و این در حالی است که بیشتر لباس سفید برای احرام توصیه شده و پوشیدن این رنگ توسط این بزرگوار حاکی از والا بودن مقام این رنگ نسبت به بقیه ی رنگ هاست. همچنین در تاریخ از زبان حکیمه خاتون، عمه ی امام حسن عسکری، نقل است که گهواره ی امام زمان روکشی داشت به رنگ سبز.

جالبتر آنکه که در قرآن کریم، از میان همه رنگها به رنگ سبز به عنوان رنگ لباس بهشتیان معرفی شده است: “ویلبسون شباباًَ خضراً من سندس و استبرق” لباسهای سبز حریر و دیبا بپوشند..

به همین خاطر، سبز رنگ سیادت و دیانت محسوب میشود و نمادی است بر بسیاری از چیزها. می توان سبز را نمادی دانست بر اسلام و اسلام مداری.به طور مثال تا چند صباحی پیش هرکس شالی سبز بر گردن می انداخت همه به او سلام می کردند و اگر جایی نام اورا نمی دانستند با پیشوند “آقا سید” او را صدا میزدند.

دشمن این نکته را به خوبی برداشت کرد. اسلام ستیزی در بیشتر کشور ها بالا گرفت. سعی بر این شد که حتی بانوان محجبه از خیابان ها جمع شوند تا دیگر حتی نامی از اسلام باقی نماند. چرا که مستکبران این درس را به خوبی فهمیده بودند که اسلام یعنی مقابله با زور و ستم و یعنی ایستادگی جلوی آنها. پس اسلام باید به هر نحوی در همه ی کشور ها خانه نشین می شد. و برای این کار چه چیزی بهتر از از بین بردن تمام نماد های اسلامی؟ چرا که هنگامی که چیزی دیده نشود به یغما می رود.

جمله ای در کتاب زبان پارسالمان بود که خوب آن را به یاد دارم: موضوعات سیاسی مبحث خوبی برای گفت و گو های دوستانه و دوست یابانه (!) نیست!

فکر می کنم مهمترین اصلی بود که مورد توجه دشمن قرار گرفت! چرا که فقط کافی بود یکی از نماد های اسلامی در قالب سیاست نفوذ کند و بتواند اتحاد مردم را چند شعبه کند.

به زیرکی هرچه تمام تر در دوران انتخابات ما این اتفاق افتاد. کاری شد که مثلا به اتفاق رنگی به یکی از کاندیدا های انتخابات می رسد. ولی چشم من آب نمی خورد که در همانجا هم نفوذ داشتند و برنامه ها سخت از قبل برنامه ریزی شده بود. رنگ سبز به اصلی ترین طرفدار ضد حکومت موجود می رسد. این رنگ در قالب انواع وسایل مانند دستبند، دفترچه یادداشت، ساعت و … به طرفداران توزیع شد.

به تدریج زمزمه ها مبنی بر تقلب قطعی در انتخابات شنیده می شد بطوریکه همه باور کرده بودند باید خود را برای جنگی بزرگ اماده کنند چرا که مجبورند برای اعاده ی حق خود به خیابان ها بروند…

دعواهای خیابانی بالا گرفت، دیگر مهم نبود شما طرفدار چه کسی بودید، اگر رنگ سبز یا قرمز بر دست داشتید مرتد بودید!

بادم هست که حتی در بسیاری از سایت ها آموزش ساخت تخم مرغ های رنگی سبز که موقع شکسته شدن رنگشان به اطراف می پاشد هم داده شده بود.. برای چه؟ برای اینکه آنهایی که تا دیروز با اسپری بر در کوچه و خیابان ها می نوشتند”یادگاری از فلانی” اینبار با تخم مرغ ها در و دیوار شهر را رنگ کنند و تازه حال بیشتری هم بکنند! حتی دیگر دور مِیّت ها هم پارچه ی سبز نمی بستند که اَنگ “شهدای سبز” به مِیّت بد بختشان نخورد!

و به همین سادگی حرمت رنگ سبز شکسته شد و نماد های اسلامی یکی یکی تبدیل به نماد ها و اسباب بازی های سیاسی شد.

دیگر سید ها حق نداشتند به گردنشان شال سبز بیاندازند… دیگر “اقا سید” گفتن ها در زیر خرباری از ترس و وحشت ها که ساخته ی دست خود مردم بود دفن شد… ودیگر اسلام به خانه ها محدود شد!

و دشمن در خیال آسوده که یکی از نماد های اصلی اسلام نا بود شد.. و مردم هم از هم پاشیدند…

اشتباه نکنید … قصدم از نوشتن این مطلب اصلا تهمت زدن به افراد یا دفاع از افراد دیگه نیست… بلکه فقط می خواستم بدونید که به چه زیبایی زیر آب اسلام و دین و کشور و هویت و همه چیمونو زدن! حالا حداقل بیایید کوکورانه و از روی دق و دلی از کسی حمایت یا با کسی مخالفت نکنیم… و همیشه این رو به یاد داشته باشیم که هر لخظه در هر طرف جبهه که باشید ممکنه ناخودآگاه برای دشمن خدمت کنید…

باور کنید انتقا کردن و بد و بیراه گفتن نسبت به هر چیزی خیلی سادست… اگر مرد عمل هستید، مردانه وارد شوید و سعی کنید به صورت منطقی تایید کنید و دفاع کنید و در راستای پیشرفت کمک کنید…

به امید روزی که حرمت همه ی رنگ ها به صاحبان اصلی آن باز گردد….