مشترک شوید!
Smiley face

جدیدترین مطالب را در ایمیل خود داشته باشید!

نکته: به یاد داشته باشید که ایمیل فعال سازی ارسال شده را، باز کنید. این ایمیل ممکن است در Spam های شما باشد.

آمار بازدید
Prev
Next
Play

Posts Tagged ‘دشمن’

postheadericon پیروز: خون خدا — جزئیاتی از برنامه ی قتل امام زمان(ع)

امسال ۸ شوال مناسبتی شد تا تحقیقی رو شروع کنم که به واسطه ی اون خیلی چیر ها رو بفهمم. بقیع همیشه برای ما یاد آور مظلومیت و تنهایی بوده. مظلومیتی که نسل به نسل به ارث رسید و اکنون هم وارث اون امام زمان خودمونه… بقیع هم‌اینک مدفن ۴ امام شیعه (امام حسن مجتبی، امام سجاد، امام محمد باقر و امام جعفر صادق) است. همچنین قبر بیشتر زنان پیامبر و نیز عباس عموی پیامبر وفاطمه بنت اسد، مادر علی،حضرت ام البنین (مادر حضرت ابوالفضل العباس) و برخی دیگر از بزرگان اسلام در این گورستان قرار دارد. قبرستان بقیع در چند قدمی مسجد النبی قرار دارد.

 

میخواهم تاریخچه ای بسیار کوتاه از تخریب های صورت گرفته در چند وقته ی اخیر رو خدمتتون بگم. لطفا مطلب رو تا انتها بخونید! تنیجه ی مهمی میخواهم بگیرم!

همه چیز از سال ۱۳۴۳هجری قمری( یعنی ۱۳۰۴ هجری شمسی) شروع شد. وهابیت در روز ۸ شوال(۱۲ اردیبهشت ماه) به اوج قدرت خود در مدینه میرسه و اولین کاری که میکنه تخریب بقیع در اول همون روزه.

سالها از این واقعا میگذره و وهابیون با حمایت کشور های مختلف روز به روز قدرتمند تر میشن. با فضاسازی بر علیه شیعه و با اعلام فتوای حلال بودن خون شیعیان و بت پرست بودن شیعیان، آماج حملات به سمت حرم های مقدس شیعیان شروع میشه. جالب اینه که این حملات صرفا به تمام آثاری بود که برای شیعیان مهم بود. در این حملات مکان هایی که برای اهل تسنن و یا برای وهابیون با ارزش بودن، همچنان سالم ماند!

ماجرا ادامه یافت تا در سال ۱۴۲۷ هـ.ق( مصادف با ۱۳۸۴ شمسی) روز ۲۳ محرم(۱۳ اسفند) چیزی که نباید میشد، اتفاق افتاد: سامرا منفجر شد. به این معنی که از آن به جز یک سرداب و یک گلدسته چیزی باقی نماند! حدود ۱۶ ماه بعد در ۲۷ جمادی الاول ۱۴۲۸( مصادف با ۲۳ خرداد ۱۳۸۶) دومین انفجار در سامرا رخ داد و همان گلدسته و همان سرداب هم به تلی از خاک تبدیل شدند…

تا اینجا ماجرایی بودکه همه ی ما میدانستیم. ولی چه چیزی هایی هست که ما نمیدانستیم؟.. بگذارید ماجرا را کمی عقب تر ببرم:

در ۲۰ مارس ۲۰۰۳ ( ۲۹ اسفند ۱۳۸۱ ) آمریکا به بهانه وجود سلاح های میکروبی و کشتار جمعی به عراق حمله کرد ( تقریبا ۷۰ سال بعد از ظهور وهابیت در عربستان). با تخریب بقیع عملا مدتی بود که شیعیان و اهل تسنن تنش های زیادی رو در مناطقی از عراق با هم تجربه میکردن. حضور آمریکا آتشی بود بر این تنش ها. همه چیز به طرز مفتضاحانه ای شروع به بد شدن کرد. بعد از سقوط حکومت وقت عراق، ارتش جدید عراق برای تامین امنیت حاضر به همکاری به آمریکا شد. پس قسمت های مختلفی از عراق برای تامین امنیت به این رو نیرو ها سپرده شد. ولی بعضی قسمت های حساس مانند “سامرا” تنها بدست آمریکایی ها باقی ماند.

در سال ۲۰۰۴ سامرا محل درگیری های وقت و بی وقت آمریکایی ها با افراد چریک های مسلح محلی بود؛ افرادی که از نظر من هویتشان اصلا معلوم نیود!(چرایی این تفکر رو عرض خواهم کرد) آمریکا تصمیم گرفت با انجام یک عملیات انتحاری در سامرا، کنترل اوضاع رو بدست بگیره. در همین راستا در اول اکتبر ۲۰۰۴ ( مصادف با ۱۶ شعبان ۱۴۲۵ – ۹ مهر ۱۳۸۲) آمریکایی ها عملیاتی با نام Raid to sieze : Golden Mousque رو انجام میدن. حاصل این عملیات بسیار جالبه! ۱ نفر کشته ی آمریکایی، ۱۲۷ نفر کشته ی دشمن، ۱۲۸ نفر تسلیم شده و اسیر از دشمن، و ۲۰ نفر کشته ی غیر نظامی. ( حالا میشه یکی به من بگه کدوم نیروی نظامی ای قادر بوده امنیت آمریکایی ها رو به خطر بندازه و از طرفی ۱۲۸ نفر کشته بده؟! این یعنی چریک نظامی حتی بلد نبوده شلیک کنه!!) در این عملیات فجایع مختلفی رخ میده. از جمله حمله با تانک به حرمین عسکرین .. انفجارمکان های مختلف حرم برای دستیابی به تیر اندازان ، کشتن افراد مختلف با لباس های عربی(همه میدونن که یک تروریست هیچوقت لباس بلند عربی نمیپوشه چون دست و پاش رو برای فرار میبنده) …

تمام مواردی که خدمتتون عرض میکنم بصورت مستند در این فیلم ها به تصویر کشیده شده. این فیلم ها قابل دانلود از خود سایت ارتش آمریکاست: (حتما حتما حتما ببینید.)

=> قسمت اول فیلم

=> قسمت دوم فیلم

=> قسمت سوم فیلم

بعد از این عملیات ارتش آمریکا اظهار خوشنودی میکنه ومیگه منطقه به صورت کامل دست ماست و امنیت منطقه کاملا تضمینه.

تنها حدود ۴ سال بعد از این حمله، انفجار اول در روز ۲۳ محرم ۱۴۲۷هـ.ق(۱۳ اسفند ۱۳۸۴) رخ میده و حدود ۲۰ کیلو تی.ان.تی(!!) در کنار ضریح منفجر میشه. ( جالبه بدونید در انفجاری که در حرم مطهر رضوی داشتیم و ضریح و قسمت اعظمی از حرم کلا نابود شد، تنها حدود ۱۰پوند برابر ۴ کیلو تی.ان.تی منفجر شد. ۱۶ ماه بعد در ۲۷ جمادی الاوال ۱۴۲۸( مصادف با ۲۳ خرداد ۱۳۸۶) دومین انفجار در سامرا رخ داد.

خوب تازه رسیدیم به اول ماجرا… برای من عجیب بود که چرا همه ی این تحریب ها

و تجاوز ها درمحل هایی که ما خیلی دوستشون دارم و ارادت داریم صورت میگیره؟ برای جواب سوالم این کار رو کردم!

اصلا بیایید یک کاری بکنیم! من یک سایت پیداکردم که این سایت قادره تاریخ ها رو به هم دیگه تبدیل کنهو بعد روز های هفتشون رو نشون بده.خوب به چه درد میخوره؟ الان میگم! تاریخ های انفجار ها رو تبدیل کنید به شمسی! من این کارو کردم و حاصل تصویر زیر شد:

خوب این قضیه رو تا اینجا داشته باشید!

همه ی ما در مورد روز های زیارتی شنیده ایم! مثلا هر روزی رو به یک یا چند معصوم نسبت میدهیم و این روز ها رو افرادی که میتونن به زیارت معصومین میرن. برای جالب بود بدونم روز های زیارتی معصومین ما چه روز هاییه! واسه همین هم توی اینترنت یک جست و جویی زدم و القصه به سایت تبیان برخوردم:

 

«سیّد بن طاووس»(ره) در کتاب «جمال الاُسبوع» مى نویسد، مرحوم «صدوق» روایتى نقل مى کند که خلاصه اش چنین است:

در زمانى که حضرت امام هادى(علیه السلام) در «سامرا» تحت نظر و مراقبت شدید مأموران متوکل عباسى قرار داشتند، یکى از یارانش با استفاده از اعتقادات ولایى یکى از مأموران، به خدمتش شرفیاب مى شود و از جمله سؤالاتى که مى کند، سؤال از تفسیر این حدیث است که از پیغمبر اکرم(صلى الله علیه و آله) نقل شده است که فرمود:

«لا تُعادُوا الاْیّامَ فَتُعادیکُم؛ با روزها دشمنى نکنید که آنها نیز با شما دشمنى مى کنند.» امام علیه السلام فرمود: آرى مراد از ایّام (روزها) ما هستیم مادامى که آسمانها و زمین برپاست. پس شنبه نام رسول الله(صلى الله علیه و آله) است، یکشنبه نام امیر مؤمنان(علیه السلام) و دوشنبه نام حسن و حسین(علیهماالسلام) و سه‌شنبه نام على بن الحسین و محمّد بن على و جعفر بن محمّد(علیهم السلام) و چهارشنبه نام موسى بن جعفر و على بن موسى و محمّد بن على و من (على بن محمّد(علیهم السلام)) و پنج شنبه نام فرزندم حسن (علیه السلام) و جمعه نام فرزند فرزندم(حجّة بن الحسن(علیه السلام)) است، کسى که طرفداران حق، سرانجام گرد او جمع مى شوند. سپس فرمود: این است معناى ایّام، پس با آنها در دنیا دشمنى مکنید که آنها در آخرت با شما دشمنى مى کنند، آنگاه فرمود: خداحافظى کن و از خانه خارج شو که بر تو ایمن نیستم. (جمال الاسبوع، ص۹۵) آنگاه «سیّد بن طاووس» این روایت را به سند دیگرى از «قطب راوندى» نقل مى کند. (همان، ص۲۷)» سپس براى هر یک از آن بزرگواران در روز مخصوص خودش زیارتى نقل مى‌کند. منبع: تبیان

 

به طور خلاصه میشه روز های هفته رو به این صورت طبقه بندی کرد:
Image

خوب حالا حاصل این روز ها رو با نتیجه ی تاریخ تخریب ها بررسی کنید.

عمق فاجعه رو متوجه شدید؟ … نه؟؟! اشکالی نداره! یکبار دیگه روز هایی که به دست آوردیم رو بخونید! و بار دیگه حدیث رو بخونید!..

چیز بسیار جالب که در مقایسه این دو تصویر مشاهده میشه اینه که تمام انفجار ها در روز زیارتی مخصوص اون معصوم صورت گرفته!

 

در عملیات آمریکا در سامرا، روز جمعه انتخاب شده که همه میدونیم این روز متعلق به امام زمانه. و سامرا هم منزل امام زمانه! و روز عملیات هم ۱۶ شعبانه! یک روز بعد از سالروز تولد امام زمان!.. در روز های انفجار حرمین عسگرین، هردو انفجار روز ۴ شنبه بودن! و ما میدونیم ۴ شنبه روز زیارتی امام هادی(ع) است!… تخریب بقیع در روزشنبه انجام شده! روز زیارتی مخصوص پیامبر(ص) بزرگترین شخص و شخصیت جهان اسلام

به نظر شما همه ی اینها اتفاقیه؟…

بعنوان مثال فرض کنید که ما مثلا سعی میکنیم در روز های مهم مثل عید نوروز حتما به پیش بزرگتر های فامیل بریم. یا در روز تولد دوستمون بریم و حتما بهش تبریک بگیم.

این در مورد فردی مثل امام زمان هم صدق میکنه. از نظر من با توجه به ولایت حضرت بر همه چیز دارن و هیچ حد و مرزی براشون نیست، به اذن خدا در این روز های خاص تعیین شده حتما به حرم های مورد نظر برای زیارت میرن… مثل سرداب مقدس و داستان هایی که از تشرف های اونجا شنیدیم!..

بسیار زمان پیش شنیدم که پرونده ی جاسوسی امام زمان در FBI و CIA یک وجب قطر داره و تنها چیزی که در این پرونده نیست عکس ایشونه!… ولی باور نکرده بودم!.. اونها دقیقا رد پای حضرت رو دنبال میکنن! میدونن حضرت کجا بوده و چه کاری انجام داده! ولی به اذن خدا نمیدونن که حضرت چه شکلیه، کجا حضور داره و حرکت بعدیشون چیه! …

امیر المومنین علی (ع) فرمودن:

[ مهدی(ع) ] سال های طولانی را در پنهانی از مردم به سر میبرد، آن چنان که اثر شناسان، اثر قدمش را نمیشناسند، گرچه در یافتن اثر و نشنانه ها تلاش فراوان میکنند. 

سپس رگوهی برای در هم کوفتن فتنه ها آماده میگردند و چونان شیمشیر ها صیقل میخورند. دیده هاشان با قرآن نور میگیرد و در گوشهایشان تفسیر قرآن طنین افکند، و در صبجگاهان و شامگاهان جام های حکمت را  سر میکشند…

نهج البلاغه / خطبه ی ۱۵۰ / ۲

 

بله دوستان من! آنها همه تا جای قتل امام زمانمان هم پیش رفته اند و من و تو هنوز خوابیم!!

              براستی آیا صبح نزدیک نیست؟…

 

 

پ.ن: فیلم ها رو ببینید…. به راحتی و آزادی افراد مهاجم در حرم هم نگاه کنید. اگه سامرا رفته باشید، تمام این مناطق رو به یاد میارید.. و بوسه هایی که بر هر وجب از این خاک زدید … :|

 

postheadericon تخم مرغ رنگی سبز!

 

سال های متمادی است که خون و جان ایرانیان به رنگی به نام “سبز” آمیخته شده است.

در ابتدا ایران را پارس می گفتند.

پارس سرزمینی بود که نارنجیِ خورآسان (=محل طلوع خورشید) داشت؛ طلایی کویر داشت؛ سپیدی برف داشت؛ آبی دریا داشت؛ و از همه مهمتر، پارس رنگ “سبز” داشت.

چرا که جنگل های پارس به زیبایی و قلب های مردمش به لطافت و بخشندگی معروف بودند.

پارسیان رنگ سبز طبیعت را مقدس می شمردند و در هر بهار با برگذاری مراسمی به نام “نوروز” ورود دوباره ی “سبز” را به پارس جشن می گرفتند. به جرات می توان گفت بیشترین تکرار در رنگ های پرچم های قبلی ایران، رنگ سبز است.

این قصه ادامه یافت تا به ظهور اسلام رسید. در سیره ی پیامبر مکتوب است که به رنگ سبز علاقه ی خاصی داشت و نوه ی ایشان امام صادق دیده شده که با لباس سبز به احرام رفتند. و این در حالی است که بیشتر لباس سفید برای احرام توصیه شده و پوشیدن این رنگ توسط این بزرگوار حاکی از والا بودن مقام این رنگ نسبت به بقیه ی رنگ هاست. همچنین در تاریخ از زبان حکیمه خاتون، عمه ی امام حسن عسکری، نقل است که گهواره ی امام زمان روکشی داشت به رنگ سبز.

جالبتر آنکه که در قرآن کریم، از میان همه رنگها به رنگ سبز به عنوان رنگ لباس بهشتیان معرفی شده است: “ویلبسون شباباًَ خضراً من سندس و استبرق” لباسهای سبز حریر و دیبا بپوشند..

به همین خاطر، سبز رنگ سیادت و دیانت محسوب میشود و نمادی است بر بسیاری از چیزها. می توان سبز را نمادی دانست بر اسلام و اسلام مداری.به طور مثال تا چند صباحی پیش هرکس شالی سبز بر گردن می انداخت همه به او سلام می کردند و اگر جایی نام اورا نمی دانستند با پیشوند “آقا سید” او را صدا میزدند.

دشمن این نکته را به خوبی برداشت کرد. اسلام ستیزی در بیشتر کشور ها بالا گرفت. سعی بر این شد که حتی بانوان محجبه از خیابان ها جمع شوند تا دیگر حتی نامی از اسلام باقی نماند. چرا که مستکبران این درس را به خوبی فهمیده بودند که اسلام یعنی مقابله با زور و ستم و یعنی ایستادگی جلوی آنها. پس اسلام باید به هر نحوی در همه ی کشور ها خانه نشین می شد. و برای این کار چه چیزی بهتر از از بین بردن تمام نماد های اسلامی؟ چرا که هنگامی که چیزی دیده نشود به یغما می رود.

جمله ای در کتاب زبان پارسالمان بود که خوب آن را به یاد دارم: موضوعات سیاسی مبحث خوبی برای گفت و گو های دوستانه و دوست یابانه (!) نیست!

فکر می کنم مهمترین اصلی بود که مورد توجه دشمن قرار گرفت! چرا که فقط کافی بود یکی از نماد های اسلامی در قالب سیاست نفوذ کند و بتواند اتحاد مردم را چند شعبه کند.

به زیرکی هرچه تمام تر در دوران انتخابات ما این اتفاق افتاد. کاری شد که مثلا به اتفاق رنگی به یکی از کاندیدا های انتخابات می رسد. ولی چشم من آب نمی خورد که در همانجا هم نفوذ داشتند و برنامه ها سخت از قبل برنامه ریزی شده بود. رنگ سبز به اصلی ترین طرفدار ضد حکومت موجود می رسد. این رنگ در قالب انواع وسایل مانند دستبند، دفترچه یادداشت، ساعت و … به طرفداران توزیع شد.

به تدریج زمزمه ها مبنی بر تقلب قطعی در انتخابات شنیده می شد بطوریکه همه باور کرده بودند باید خود را برای جنگی بزرگ اماده کنند چرا که مجبورند برای اعاده ی حق خود به خیابان ها بروند…

دعواهای خیابانی بالا گرفت، دیگر مهم نبود شما طرفدار چه کسی بودید، اگر رنگ سبز یا قرمز بر دست داشتید مرتد بودید!

بادم هست که حتی در بسیاری از سایت ها آموزش ساخت تخم مرغ های رنگی سبز که موقع شکسته شدن رنگشان به اطراف می پاشد هم داده شده بود.. برای چه؟ برای اینکه آنهایی که تا دیروز با اسپری بر در کوچه و خیابان ها می نوشتند”یادگاری از فلانی” اینبار با تخم مرغ ها در و دیوار شهر را رنگ کنند و تازه حال بیشتری هم بکنند! حتی دیگر دور مِیّت ها هم پارچه ی سبز نمی بستند که اَنگ “شهدای سبز” به مِیّت بد بختشان نخورد!

و به همین سادگی حرمت رنگ سبز شکسته شد و نماد های اسلامی یکی یکی تبدیل به نماد ها و اسباب بازی های سیاسی شد.

دیگر سید ها حق نداشتند به گردنشان شال سبز بیاندازند… دیگر “اقا سید” گفتن ها در زیر خرباری از ترس و وحشت ها که ساخته ی دست خود مردم بود دفن شد… ودیگر اسلام به خانه ها محدود شد!

و دشمن در خیال آسوده که یکی از نماد های اصلی اسلام نا بود شد.. و مردم هم از هم پاشیدند…

اشتباه نکنید … قصدم از نوشتن این مطلب اصلا تهمت زدن به افراد یا دفاع از افراد دیگه نیست… بلکه فقط می خواستم بدونید که به چه زیبایی زیر آب اسلام و دین و کشور و هویت و همه چیمونو زدن! حالا حداقل بیایید کوکورانه و از روی دق و دلی از کسی حمایت یا با کسی مخالفت نکنیم… و همیشه این رو به یاد داشته باشیم که هر لخظه در هر طرف جبهه که باشید ممکنه ناخودآگاه برای دشمن خدمت کنید…

باور کنید انتقا کردن و بد و بیراه گفتن نسبت به هر چیزی خیلی سادست… اگر مرد عمل هستید، مردانه وارد شوید و سعی کنید به صورت منطقی تایید کنید و دفاع کنید و در راستای پیشرفت کمک کنید…

به امید روزی که حرمت همه ی رنگ ها به صاحبان اصلی آن باز گردد….