مشترک شوید!
Smiley face

جدیدترین مطالب را در ایمیل خود داشته باشید!

نکته: به یاد داشته باشید که ایمیل فعال سازی ارسال شده را، باز کنید. این ایمیل ممکن است در Spam های شما باشد.

آمار بازدید
Prev
Next
Play

Posts Tagged ‘اسرائیل’

postheadericon قبة الصخره یا مسجدالاقصی؟ مسئله اینست!

بذارید اول مقاله ام رو با یک داستان شروع کنم:

پس از پایان دوره ی حکومت خلفای راشدین، بین دو گروه مسلمانان برای اینکه چه کسی عهده دار خلافت اسلامی بشه نزاع سختی در گرفت… گروه شیعه بر این باور بودند که مقام خلافت فقط حق خاندان علی(ع) است. و اهل تسنن اعتقاد داشتند که خلیفه باید از بین افراد قبیله ی قریش برگزیده شود. سرانجام اهل تسنن موفق شدند و معاویة بن ابی سفیان – حکمران شام- که از بنی امیه و منتصب به قبیله ی قریش بود به مقام خلافت دست پیدا کرد. معاویه توانست نخستین سلسله ی عربی را  بر دنیای اسلام بر اساس طبق نظام موروثی که به مدت ۸۹ سال جکومت کردند را  پایه گذاری کند…

معاویه در سال ۴۱ هجری مرکز خلافت را از کوفه به دمشق(سوریه ی امروزی ) منتقل کرد. در ین دوران حکومت اسلامی توانست از غرب تا اسپانیا و کناره های اقیانوس اطلس و از شرق تا شمال هند و حدود چین پیش برود. در این هنگام قیام هایی که از طرف خراسان توسط شیعیان و به تحریک عباسیان انجام شد سبب پایان نهضت اموی شد. در طی این قیام هیچیک از خاندان بنی امیه نجات نیافتند و کشته شدند.. البته به غیر از یکی از امرای بنی امیه..

او در همان ابتدای امر توانست به افریقا و سپس از آنجا به اسپانیا برودو سپس دولت اموی غربی را بنیان نهاد.

در این دوران به سبب پیشرفت اسلام در کشور هایی با فرهنگ های مختلف ا زجمله مسیحیت، یهودیت، و ایرانی ( به دلیل فتح کشور های همچون روم باستان ، یونان و …) نسل جدیدی از هنر های اسلامی شروع به رشد کرد.. این هنر که بیشتر در معماری ها مشخص بود به نام “سبک اموی” در جهان امروز بالا گرفت…

امویان در دوران خود به تقلید از شیوه های قیصری و کسرایی شروع به ساخت کاخ های بسیار بزرگی برای خود کردند..

چند تا از بنا های ساخته شده در این دوران عبارتن از: مسجد جمع اموی در سوریه( یا به زبان محلی مسجد امّ یَد که سر امام حسین (ع) به آنجا برده شد) و مسجد قبة الصخره…

این مقدمه ی طولانی برای معرفی یکی از زیبا ترین این بنا هاست… بنایی که سال ها به دروغ نام مسجد الاقصی را بر آن نهاده اند…

این عکس را مشاهده کنید… چه می بینید؟

خوب جوابتون چیه؟

مسجدالاقصی؟!

نه اشتباه کردید!

- ااا آقا ما خودمون اینو تو اخبار دیدیم گفت مسجد الاقصی! چقده تو خنگی ها!!

خوب در جواب این موضوع باید گفت این مسجد الاقصی نیست.. بلکه مسجد قبة الصخره است! یکبار دیگه متن بالا رو کامل بخونید تا دقیق تر متوجه بشید..

و همینطور این عکس پایین:

 

حالا می فهمید چی رو به شما  قالب کردن؟!

اجازه بدید کمی بیشتر این مسجد قبة الصخره رو مورد بررسی قرار بدیم..

مسجد قبة الصخره.. با گنبدی طلایی و زمینی ۸ ضلعی

این مسجد در حقیقت در سال ۷۲ هجری قمری (۶۹۱ میلادی) در زمان عبدالملک مروان بنا گردید… این مسجد دارای طرح و نقشه ی بی مانندی بود و بعد از ان در هیچ مسجد دیگری تکرار نشد. معماری خاص این مسجد از نظر من بیشتر به کلیسا ها شبیه است…

بذارید راجع به این موضوع هم بیشتر توضیح بدم… وقتی شما وارد یک کلیسا بشید بیشترین چیزی که توی این نوع معماری تکرار شده، خورشید هست.. صد ها بار بیشتر از تصاویر عیسی(ع) و مریم(ع)… همچنین کلیسا های اولیه که ساخته میشدند به صورت یک دایره بودند. این نوع معمار هم اکنون نیز در کلیساهای به جا مانده از عهد شاه کنستانتین نیز دیده میشود.. این کلیسا ها بر یک زمین دایره مانند و به صورت دایره ساخته میشدند… و معمولا در سنگفرش های آنان هم نشانه ی خورشید نقش بسته بود… علاوه بر اون عجیب نیست که براتون روز شنیه (Sunday) برای مسیحیان روز کلیسا رفتن هست؟ sunday به معنی روز خورشید… همه ی اینها دست به دست هم میده تا نماد خورشید یک نماد اصلی برای مسیحیتِ تحریف شده، باشه…

و باز هم متن مقدمه رو به یاد بیارید که گفتم گشترش اسلام سبب پیدایش نوع خاصی از معماری اسلامی شد…

این مسجد بر همین اساس ساخته شد.. نوع خاصی از معماری مسیحیان… همینطور گنبد این مسجد که من رو به طور کامل یاد کلیسا های کاتولیک در واتیکان می اندازه…

البته نا گفته نماند که در طراحی این مسجد اط معماری ایرانی کمک گرفته ده است. ایرانی ها در آن زمان به تدهیب بر روی کاغذ معروف بودند ولی این نوع رو در معماری خودشون به کار نبرده بودن.. ولی با آمدن امویان برای اولین بار تصاویر تذهیب ایرانی بر روی معماری داخلی مسجد به کار رفت… از آن هنگام به بعد این نوع معماری خاص ایرانی در بین اعراب به “آرابسک” مشهور شد.. ارابسک (یا نام دیگر آن؛ اسلیمی) از روش های ایتکاری مسلمانان برای معماری بود که از تلفیق گیاهان پر پیچ و خم و بیپایان ساسانی و برگ های درختان مختلف که نماد های مختلف منطقه ای بودند به کار برده میشد.

معماری داخلی مسجد قبة الصخره

تا اینجا که آشنایی با این مسجد بود.. اما حقیقت این مسجد چیست؟

باید بگویم اگر با حرف های ابتدایی من پنداشتید که این مسجد فارغ از هرگونه ارزشی است کاملا اشتباه کردید..

به نقل مستقیم تاریخ، در این مسجد ، سنگی است که برای سه ادیان آسمانی: اسلام، مسیحیت و یهودیت مورد احترام است. در اثر آمده است که در شب معراج محمد پسر عبدالله پیغمبر اسلام از روی این صخره سوار بر براق و به معراج رفت. در سفرنامه ناصرخسرو ادعا شده‌است که به هنگام ورود پیامبر به مسجد، آن صخره پیش پایش از زمین بلند شد و پس از عروج‌اش، آن سنگ دیگر روی زمین برنگشت.

تخته سنگ مذکور

 

جالبه بدونید که اهمیت این مسجد به قدری بالاست که در زمان امویان در بازه ای طولانی بدلیل اینکه مکه تحت تسلط آل زبیر بود که با امویان بیعت نکرده بودند، امویان در تلاش بودندکه مکانی را به جای کعبه برای مسلمانان بسازند. و سپس این مکان را بنا کردند.. گرچه پس از آن مدت زیادی طول نکسید که مشکل مکه حل شد! به همین دلیل است که شما صحن های اطراف این مسجد را مکانی بسیار باز می بینید… در حقیقت این مسجد برای طواف کردن ساخته شده بود.. اعمالی دقیقا به سان مسجد الحرام…

متنی که خوندید متنی کامل و جامع بود در باره ی هر آنچه که باید در مورد این مسجد دانست… گوشه های پنهانی که در هر جایی نمی توانید آنان را بیابید…

امیدوارم با خوندن این مقاله این سوال به ذهنتون باید که : مسجدالقصی واقعی کجاست؟ چرا تا این حد مشهور است و چرا خراب شدنش اینقدر مهم است که به جایش یک مسجد دیگر را به خورد ما داده اند…

همچنین بخوانید:

* تازه ترین حفاری ها در مسجد الاقصی

* آخرین تصاویر تخریب مسجدالاقصی

*رانش زمین در مسجد الاقصی( به نظرتون اینها هه الکیه؟!)

 

منبع:

- کتاب هنر های خاور میانه در دوران اسلامی نوشته ی نعمت اسماعیل علام

- ویکی پدیا

 

 

postheadericon حلقه ی برادری – بررسی سیاست خارجه ی ایران

مدت زیادی بود که با یک علامت سوال در ذهنم درگیر شده بودم:

چرا ایران در روابط دیگر کشور ها مثل لبنان، سوریه ، فلسطین و .. دخالت می کنه و به اونها کمک های زیادی میکنه و خلاصه هواشونو خیلی داره…

و یا اصلا ما چرا باید اتحاد اسلامی رو رعایت کنیم؟ چه سودی برای ما داره؟

البته من به این موضوع واقف هستم که سیاست یعنی همین!

من بعنوان یک مخالف دوست داشتم دلیل این کار رو بدونم تا اگر کسی از من پرسید بتونم جواب بدم…

در همین راستا شروع کردم به جست و جو و حاصل این تحقیق چند ساعته رو براتون می نویسم.

پس شما در بعد از خواندن این مقاله به جواب دو سوال مهم میرسید:

-چرا حفظ وحدت اسلامی مهم است؟ چرا نه غره نه لبنان؛ جانم فدای ایران اشتباه است؟

- چرا ایران در حال فعالیت در کشور هایی مثل سوریه و لبنان است؟ ایا کشور خودمون مهم تر نیست؟

چیز هایی که می خونید حاصل تفکر و تحقیق این شخص حقیر است.. پس اگر اشتباهی در آن دیدید مقصر را خود من بدانید نه هیچ شخص و سیاست و حکومت دیگری را!

در ابتدا باید یک زمینه ی ذهنی برای شما درست بکنم.

برای آشنایی اولیه بهتره بدونید که فلسطین که هم اکنون توسط اسرائیل اشغال شده است در ساحل شرقی دریای مدیترانه واقع شده و در شمال با لبنان، در شمال شرقی با سوریه، در شرق با اردن و در جنوب غربی با مصر مرز زمینی دارد. فلسطین هم‌چنین در شرق با کرانه باختری رود اردن و در جنوب غربی با نوار غزه مجاورت دارد. این کشور با وجود اندازه نسبتاً کوچک، اما دارای ویژگی‌های جغرافیایی متنوع است. در عکس زیر می تونید این موقعیت رو مشاهده بکنید:

من نتونستم آمار دقیقی از ارتش اسرائیل پیدا کنم ولی طبق یک آمار اسرائیل ۷۲۵۰۰۰ فقط و فقط در بخش نیروی زمینی خود دارد.[+]. ولی این مهمه که بدونید اسرائیل صاحب چهارمین ارتش قدرتمند دنیاست!

اما مطالبی که باید در مورد لبنان بدونید:

لبنان از شمال و شرق با کشور سوریه، از جنوب با کشور اسرائیل و از غرب با دریای مدیترانه همسایه‌است. در حال حاضر لبنان دست چندین گروه سیاسی است . از قبیل “حزب الله” و “هشت مارس”…

حزب‌الله لبنان یک سازمان سیاسی-نظامی در لبنان است. گروه حزب الله در اوایل سال‌های ۱۹۸۰ و باالهام از ایدئولوژی اسلام سیاسی روح‌الله خمینی در لبنان ظهور کرد. در زمان جنگ داخلی لبنان، حزب‌الله لبنان به کمک سپاه پاسداران انقلاب اسلامی ایران، تعلیم نظامی داده شده و تحت حمایت مالی و سیاسی نظام جمهوری اسلامی ایران قرار گرفت. حزب‌الله لبنان ۳ هدف اصلی را به عنوان آرمان خود اعلام کرده که عبارتند از: محو آثار امپریالیستی غربی در لبنان، مجازات فالانژهای لبنان و برپایی حکومت اسلامی در لبنان.گروه حزب‌الله لبنان در لیست برخی کشورهای غربی به عنوان «گروهی تروریستی» قرار دارد. حزب الله لبنان پس از سالها جنگ چریکی موفق به آزاد کردن جنوب لبنان از اشغال اسرائیل در سال ۲۰۰۰ شد.این گروه پس از آن به فعالیت های سیاسی خود تحرک بیشتری داده و به کابینه و مجلس لبنان راه یافت.[+]

بهتر است بدانید ارتش لبنان حدود یک میلیون نفر قوای نظامی دارد(اعم از نیروی زمینی،هوایی و …)

اما در همین ابتدای مطلب اجازه بدید که مطلبی رو برای شما روشن بکنم:

حساب لبنان رو به طور کامل از حزب الله جدا کنید!

برای خود من هم باور این بسیار سخت بود ولی باید بدانید که کلا باید حساب این دو از هم جدا شوند! نه به خاطر اینکه حزب الله یک حزب است .. بلکه به خاطر این که ارتش لبنان همه اش حرف است و عدد…

بر طبق گفته ی شاهدان عینی ارتشی بودن در لبنان جزو بهترین شغل هاست. به خاطر حقوق بسیار زیاد و در عین حال از زیر کار در رفتنی راحت!

این موضوع به طرز فجیهی در جنگ ۳۳ روزه مشهود بود. در این جنگ اسرائیل می خواست که کل لبنان را به تصرف در بیاورد و می دانید که این امر تنها ارتباط به من و یا تنها ارتباط به شما نوعی ندارد… بلکه تمام احزاب داخلی باید برای دفاع از میهن خود تلاش کنند. اما آماری که از نیرو های در حال جنگ به من رسید واقعا اسفناک بود!

جنگ ۳۳ روزه در سال ۲۰۰۶ توسط رژیم صهونیسمی آغاز شد. این جنگ با حضور ۱۰۰۰۰ سرباز اسرائیلی اغاز شد و در روز های پایانی جنگ این عدد به ۳۰۰۰۰ نفر هم میرسید.

اما لبنان در ابتدا با تعداد ۳۰۰۰ نفر سرباز جنگ را آغاز و روز های انتهایی جنگ بین ۵۰۰ تا ۱۰۰۰۰ نفر سرباز داشت (این یعنی در بهترین حالت نبرد ۱ به ۳ بوده است! , و باز هم چهارمین ارتش قدرتمند جهان شکست می خورد!) [+]

و جالبست بدانید آماری که حزب الله قبل از شروع جنگ از نیرو های نظامی خود داده بود خیلی کمتر از  ۳۰۰۰ نفر است… علاوه بر اون سوریه با تعداد خیلی زیادی نیرو به کمک بنان اومد. برای همینه در روز های پایانی جنگ تعداد این نیروی نظامی به ۱۰۰۰۰ نفر میرسه…

این یعنی یک میلیون نیروی لبنانی، پَر! یعنی همه یشان کشک!..

پس با این برداشت من دیگر نامی از لبنان نمی برم. و فقط لفظ حزب الله را استفاده می کنم.(به پیشنهاد یکی از دوستان سوریه ایم!)

اما در مورد سوریه چطور؟

سوریه از شمال با ترکیه، از شرق با عراق، از غرب با لبنان و دریای مدیترانه و از جنوب با اردن و اسرائیل همسایه‌است[+]

تعداد قوای نظامی سوریه حدود ۶ میلیون نفر هست. [+]

و بهتره بدونید بر اساس آمار The World Factbook (کتابی‌است که هر ساله دولت آمریکا توسط سازمان اطلاعات مرکزی CIA آن کشور منتشر می‌شود. این کتاب حاوی اطلاعاتی‌است که دولت آمریکا دربارهٔ مسائل عمومی کشورهای مختلف در اختیار دارد و در مطالعات مورد استفاده قرار می‌دهد.) ۷۴% جمعیت سوریه سنی هستند و تنها ۱۶% درصد شیعه و دیگر ادیان اونجان! (دقت کردید؟ “شیعه و دیگر ادیان” باهم!) [+]

خوب با این اطلاعات بر میگردیم به موضوع اصلیمون و سوال اصلیمون: چرا ایران به این دو کشور تا این حد کمک می کنه؟

خوب این تقریبا برای همه ی ما مشخصه که هدف اصلی اسرائیل احداث — روی مسجد القصی است. و یا در کمترین حالت خود زیر سلطه بردن تمام کشور ها … در حال حاضر که تمام کشور ها به جز چندتا کشور شیعه نشین در این حالت به سر میبرن! و معبد سلیمان هم در حال شمارش معکوس برای پرده بردارشه! .. پس تنها مشکل چیه؟

ایران لعنتی! اگه ایران از بین میرفت این همه بیداری اسلامی نداشتیم و در نتیجه اینقدر دردسر برای خریدن رئیس جمهور و رهبر های این بیداری ها نمی خواست بکنیم! از اون گذشته ایران سه تا برادر داره که اگه ما قدممونو چپ بذاریم میزنن دهنمونو سرویس می کنن! یا اصلا مگه ما مردیم که بذاریم یک کشور اسلامی و مخصوصا علوی اینقده قدرتمند بشه؟! شاخشو میشکونیم! (اینها از زبان مقامات بلند پایه ی اسرائیلی به کمی لهجه ی مشهدی بود!)

چاره ی از بین بردن ایران چندان ساده نیست.

چرا که به سادگی چهارمین ارتش قدرتمند جهان به خاطر یک محاسبه ی اشتباه شکست خورد! پس باید دقیق رفت جلو!

اما سوال اصلی اینه که چرا ایران مستقیما مورد حمله قرار نمیگیره؟

بذارید به تاریخ جنگ ۳۳ روزه برگردیم!

بر اساس گزارشات:

بیشترین توان موشکی حزب الله را طبق آمارها و گزارشات منابع مختلف تعداد ۱۳۰۰۰ موشک های کاتیوشا ۱۲۲ میلیمتری تشکیل می دهد که برد آنها ۲۵ کیلومتر است . همچنین دارای موشک رعد ۱ با برد ۱۳ کیلومتر می باشد که بعضی منابع آنرا تغییر نام یافته موشک شاهین ۱ می دانند. یکی دیگر از موشک های مورد استفاده حزب الله در جنگ اخیر خیبر ۱ بوده است. که نام این موشک برای اولین بار در تاریخ ۲۸ جولای ۲۰۰۶ توسط سید حسن نصرالله در گفتگویش با شبکه المنار فاش شد. خیبر ۱ از آن جهت که دارای بردی برابر ۷۵ کیلومتر است اهمیت زیادی دارد. چون برد آنها و هم چنین قدرت تخریب آنها چها برابر موشک های کاتیوشا می باشد. این موشک اولین بار به شهر آفولا(Afula) در جنوب حیفا شلیک شد.

 بنا به گزارشات این موشک برای زدن اهدافی در بیت شین حدود هفتاد کیلومتری جنوب مرزهای لبنان ، هادرا (Hadera) و حیفا سومین شهر بزرگ اسراییل بکار رفته است.

نیروهای دفاعی اسراییل ادعا می کنند که خیبر ۱ همان موشک های تغییر نام یافته ی فجر ۳ یا فجر ۵ ساخت ایران است. فجر ۳ و فجر ۵ به ترتیب دارای بردهای ۴۵ و ۷۵ کیلومتر می باشند.[+]

دز هنگام جنگ ۳۳ روزه تعداد زیادی از این موشک ها به لبنان و مقداری هم به سوریه منتقل شد… یعنی دقیقا دو کشور در همسایگی رژیم صهونیسمی… و علاوه بر اون خود ایران.. یا کوچترین حرکت اشتباه اسرائیل از ۳ جهت با خاک یکسان میشه!

اما این به شرطی خواهد بود که سه قطب و پایه ی اساسی یعنی حزب الله، سوریه ( با رئیس جمهور فعلی) و ایران حفظ بشن! بدون هر کدوم از این سه وجه مثلث ما نا تمام خواهد ماند…

چرا که اگه به یاد داشته باشید سوریه تعداد زیادی نیرو در لبنان برای کمک به حزب الله داشت.. با عقب کشیدن آنها به مرز های خود ، حزب الله تنها خواهد ماند و از همه مهمتر در صورت سقوط سوریه حزب الله محاصره خواهد شد… و این پایان قطعی کار او خواهد بود.. به احتمال زیاد ایران در این برهه به صورتی درگیر مسائل داخل و تشتعشعات حاصل از آن در جهان میشود که نمی تونه ریسک شلیک به اسرائیل رو بپذیره و حتی اگه این کار رو هم بکنه آخرین کاریه که کرده و سرنوشتی جز افغانستان نخواهد داشت!

در حال حاضر که نسبت به موقعیت حزب الله نگرانی خاصی نداریم.. چون به نظر میاد فعلا قصد اسرائیل محاصره ی لبنان است.. چیزی که این وسط نگران کننده است موقعیت کشور بادی برجهت مثل ترکیه و اغتشاشات اخیر سوریه است…

پس شروع مثلث محافظت از ایران؛ سوریه هست.

واقعا براتون عجیب نیست که سناریوی فتنه ی ایران داره عینا در سوریه تکرار میشه؟ همون دروغ های همیشگی در BBC ، همون حرف های همیشه در آمریکا و همون حمایت هایی که از فتنه ی ما انجام شد در اونجا داره انجام میشه…

اگه یادتون باشه گفتم ۷۰ درصد جمعیت سوریه سنی هستند.. حالا فرض کنید اگه یکی این وسط بین اتحاد اسلامی موش بدوونه چی پیش میاد؟! تنها ماندن ایران، کدورت روابط بین مسلمانان، کشتار بی رحمانه ی حزب الله و ایرانیان….

* برادر من؛ خواهر من؛ سنی کُشی و تنفر از سنی ها فعلا به ضرر کل شیعه تموم میشه و حتی کل اسلام… بیشتر محتاط باشید…

اگر ایران اسلامی رو دوست دارید، اگر امام زمان رو دوست دارید، اگر نمیخواهید مملکتتون بدست یک سری یهودی فقتح بشه و دوباره به دوران استعمار برگردید، کمی و فقط کمی محتاط تر باشید…

من در این زندگی درس بزرگی گرفتهام.. اگر می خواهید ببینی که چیزی بر حق هست یا خیر، دوستان و دشمنان؛ و سوابق دوستان و دشمنانش رو بدون….

امیدوارم این مقاله باعث شده باشه که با چشمانی باز تر به اعمال سیاست مداران کشورمون بنگرید…

و این رو بدونید که اگر خدشه ای به اسلام و مخصوصا شیعه وارد بشه، هممون مسئولیم. به خاطر اعمالمون…

postheadericon تخم مرغ رنگی سبز!

 

سال های متمادی است که خون و جان ایرانیان به رنگی به نام “سبز” آمیخته شده است.

در ابتدا ایران را پارس می گفتند.

پارس سرزمینی بود که نارنجیِ خورآسان (=محل طلوع خورشید) داشت؛ طلایی کویر داشت؛ سپیدی برف داشت؛ آبی دریا داشت؛ و از همه مهمتر، پارس رنگ “سبز” داشت.

چرا که جنگل های پارس به زیبایی و قلب های مردمش به لطافت و بخشندگی معروف بودند.

پارسیان رنگ سبز طبیعت را مقدس می شمردند و در هر بهار با برگذاری مراسمی به نام “نوروز” ورود دوباره ی “سبز” را به پارس جشن می گرفتند. به جرات می توان گفت بیشترین تکرار در رنگ های پرچم های قبلی ایران، رنگ سبز است.

این قصه ادامه یافت تا به ظهور اسلام رسید. در سیره ی پیامبر مکتوب است که به رنگ سبز علاقه ی خاصی داشت و نوه ی ایشان امام صادق دیده شده که با لباس سبز به احرام رفتند. و این در حالی است که بیشتر لباس سفید برای احرام توصیه شده و پوشیدن این رنگ توسط این بزرگوار حاکی از والا بودن مقام این رنگ نسبت به بقیه ی رنگ هاست. همچنین در تاریخ از زبان حکیمه خاتون، عمه ی امام حسن عسکری، نقل است که گهواره ی امام زمان روکشی داشت به رنگ سبز.

جالبتر آنکه که در قرآن کریم، از میان همه رنگها به رنگ سبز به عنوان رنگ لباس بهشتیان معرفی شده است: “ویلبسون شباباًَ خضراً من سندس و استبرق” لباسهای سبز حریر و دیبا بپوشند..

به همین خاطر، سبز رنگ سیادت و دیانت محسوب میشود و نمادی است بر بسیاری از چیزها. می توان سبز را نمادی دانست بر اسلام و اسلام مداری.به طور مثال تا چند صباحی پیش هرکس شالی سبز بر گردن می انداخت همه به او سلام می کردند و اگر جایی نام اورا نمی دانستند با پیشوند “آقا سید” او را صدا میزدند.

دشمن این نکته را به خوبی برداشت کرد. اسلام ستیزی در بیشتر کشور ها بالا گرفت. سعی بر این شد که حتی بانوان محجبه از خیابان ها جمع شوند تا دیگر حتی نامی از اسلام باقی نماند. چرا که مستکبران این درس را به خوبی فهمیده بودند که اسلام یعنی مقابله با زور و ستم و یعنی ایستادگی جلوی آنها. پس اسلام باید به هر نحوی در همه ی کشور ها خانه نشین می شد. و برای این کار چه چیزی بهتر از از بین بردن تمام نماد های اسلامی؟ چرا که هنگامی که چیزی دیده نشود به یغما می رود.

جمله ای در کتاب زبان پارسالمان بود که خوب آن را به یاد دارم: موضوعات سیاسی مبحث خوبی برای گفت و گو های دوستانه و دوست یابانه (!) نیست!

فکر می کنم مهمترین اصلی بود که مورد توجه دشمن قرار گرفت! چرا که فقط کافی بود یکی از نماد های اسلامی در قالب سیاست نفوذ کند و بتواند اتحاد مردم را چند شعبه کند.

به زیرکی هرچه تمام تر در دوران انتخابات ما این اتفاق افتاد. کاری شد که مثلا به اتفاق رنگی به یکی از کاندیدا های انتخابات می رسد. ولی چشم من آب نمی خورد که در همانجا هم نفوذ داشتند و برنامه ها سخت از قبل برنامه ریزی شده بود. رنگ سبز به اصلی ترین طرفدار ضد حکومت موجود می رسد. این رنگ در قالب انواع وسایل مانند دستبند، دفترچه یادداشت، ساعت و … به طرفداران توزیع شد.

به تدریج زمزمه ها مبنی بر تقلب قطعی در انتخابات شنیده می شد بطوریکه همه باور کرده بودند باید خود را برای جنگی بزرگ اماده کنند چرا که مجبورند برای اعاده ی حق خود به خیابان ها بروند…

دعواهای خیابانی بالا گرفت، دیگر مهم نبود شما طرفدار چه کسی بودید، اگر رنگ سبز یا قرمز بر دست داشتید مرتد بودید!

بادم هست که حتی در بسیاری از سایت ها آموزش ساخت تخم مرغ های رنگی سبز که موقع شکسته شدن رنگشان به اطراف می پاشد هم داده شده بود.. برای چه؟ برای اینکه آنهایی که تا دیروز با اسپری بر در کوچه و خیابان ها می نوشتند”یادگاری از فلانی” اینبار با تخم مرغ ها در و دیوار شهر را رنگ کنند و تازه حال بیشتری هم بکنند! حتی دیگر دور مِیّت ها هم پارچه ی سبز نمی بستند که اَنگ “شهدای سبز” به مِیّت بد بختشان نخورد!

و به همین سادگی حرمت رنگ سبز شکسته شد و نماد های اسلامی یکی یکی تبدیل به نماد ها و اسباب بازی های سیاسی شد.

دیگر سید ها حق نداشتند به گردنشان شال سبز بیاندازند… دیگر “اقا سید” گفتن ها در زیر خرباری از ترس و وحشت ها که ساخته ی دست خود مردم بود دفن شد… ودیگر اسلام به خانه ها محدود شد!

و دشمن در خیال آسوده که یکی از نماد های اصلی اسلام نا بود شد.. و مردم هم از هم پاشیدند…

اشتباه نکنید … قصدم از نوشتن این مطلب اصلا تهمت زدن به افراد یا دفاع از افراد دیگه نیست… بلکه فقط می خواستم بدونید که به چه زیبایی زیر آب اسلام و دین و کشور و هویت و همه چیمونو زدن! حالا حداقل بیایید کوکورانه و از روی دق و دلی از کسی حمایت یا با کسی مخالفت نکنیم… و همیشه این رو به یاد داشته باشیم که هر لخظه در هر طرف جبهه که باشید ممکنه ناخودآگاه برای دشمن خدمت کنید…

باور کنید انتقا کردن و بد و بیراه گفتن نسبت به هر چیزی خیلی سادست… اگر مرد عمل هستید، مردانه وارد شوید و سعی کنید به صورت منطقی تایید کنید و دفاع کنید و در راستای پیشرفت کمک کنید…

به امید روزی که حرمت همه ی رنگ ها به صاحبان اصلی آن باز گردد….