مشترک شوید!
Smiley face

جدیدترین مطالب را در ایمیل خود داشته باشید!

نکته: به یاد داشته باشید که ایمیل فعال سازی ارسال شده را، باز کنید. این ایمیل ممکن است در Spam های شما باشد.

آمار بازدید
Prev
Next
Play

postheadericon ناگفته های طبس — جنگ آمریکا در طبس

سلام

در بین حوادث پس از انقلاب، قطعا یکی از مهمترین و عجیب ترین حوادث، حمله ی آمریکا به ایران بود.

همیشه در کتب تاریخی خودمون از سال پنجم دبستان تا سال سوم دبیرستان به یک صفحه ی ابهام آمیز از کتاب تاریخ خودم می رسیدم : “حمله ی طبس

هیچکس به من نمی گفت که چه اتفاقی افتاده. در حقیقت هیچکس نمی دونست که چه اتفاقی افتاده. همه فقط چند خط داخل کتاب تاریخمون رو حفط بودند: “آمریکا به ایران حمله می کنه و در نهایت توی طوفان شن گیر می کنه و شکست می خوره”.

به نظر من این تمام ماجرا نبود.

چرا که به بسیاری از سوال های من از قبیل :

چرا حمله کردند؟

چطوری حمله کردند؟

چرا از طبس حمله کردند؟

آمریکا با این عظمت چطوری توی طوفان شن شکست خورده؟

و … به هیچ وجه جوابگو نبود.

این بود که پس از مدت ها این انگیزه ی من دوباره زنده شد و تصمیم گرفتم راجع به این موضوع بیشتر تحقیق کنم. لازم به ذکره تمام این تصاویری که در ادامه قرار خواهم داد مستند و واقعی و مربوط به همین حادثه است. یادتون هم باشه که وقتی به انتهای متن رسیدید قسمت هایی رو که با “توصیه ی اکید” علامت زدم حتماببینید. چرا که هرچی مستنداتی مثل فیلم  عکس  در رابطه با این جنگ هست اونجا جمع شده.

پیش زمینه های ذهنی:

تقریبا همه ی ما با روز دانش آموز و روز دانشجو اشنا هستیم. در ۱۳ ابان ۱۳۵۸ دانش آموزان و دانش جویان پیرو خط امام با حمله به سفارت آمریکا در تهران، اون رو به اختیار خودشون در آوردن و در طی این ماجرا حدود ۶۶ نفر از ماموران سفارت رو دستگیر (و یا به قول آمریکایی ها به گروگان) گرفتند. در طی این ماجرا ۷۰ سند فوق محرمانه ی آمریکایی به دست ایرانیان افتاد که بیشترشون مربوط به فعالیت سیا در ایران بود.

آمریکا با تسخیر مرکز جاسوسی خود به شدت احساس خطر می کرد. چرا که او به بُتی در منطقه تبدیل شده بود که شکستن آن از دست هیچکس ساخته نبود. و آمریکا هم از همین ترس غالب بر مردم استفاده می کرد تا سلطه ی خود را گسترش بدهد.

اما با گرفتن سفارت خانه اش در ایران ، این تفکر غالب بر کشور ها شکسته شد و آمریکا به شدت افت قدرت پیدا کرد چرا که بسیاری از مردم کشور ها بر علیه سلطه ی آمریکا در کشورشون قیام کردند.

حالا نوبت این بود که آمریکا سلطه ی از دست رفته ی خود را پس بگیرد و دوباره ضربه شستی نشان کشور ها بدهد تا همچنان بت بودن و پرستشش حفظ شود.

به همین منظور به فکر طراحی عملیاتی به نام “پنجه عقاب” یا “عقاب طبس” یا “کاسه ی برنج” یا “نور شب” افتاد (Operation Eagle Claw (or Operation Evening Light or Operation Rice Bowl). از اسم های زیاد این عملیات تعجب نکنید… واقعا این همه اسم دارد. البته معروف ترین اسم آن “نجات گروگان ها در ایران” بود (Hostage Rescue In Iran )

عملیاتی که نجات آبروی آمریکا در منطقه فقط بسته به ان بود…

 

طرح ریزی عملیات:

 یک ماه پس از فتح لانه جاسوسی، ۹۰ نفر از کماندوهای امریکایی به ایالت آریزونای امریکا اعزام شدند تا آخرین مرحله ی تمرین و آموزش خود را تحت شرایط موقعیت مشابه ایران بگذرانند. از سوی دیگر گروه های ویژه ی سری که برای پشتیبانی و تدارک وسایل تکمیلیِ طرح، در نظر گرفته شده بودند، مخفیانه وارد ایران شدند و با گروهک های ضد انقلاب تماس گرفتند.

طبق نقشه هواپیماها و هلی کوپترها باید در فرودگاه شماره ی ۱ واقع در صحرای طبس فرود آیند، سپس هلی کوپترها، کوماندوها را به اطراف تهران منتقل کنند تا از آنجا با کامیون ها و خودروهایی که از قبل توسط عمال داخلی و نفوذی امریکا آماده شده بود، به اطراف جاسوسخانه (ساختمان سفارت سابق امریکا) انتقال یابند.

نقشه ی حمله به ایران

نظامیان آموزش دیده امریکایی، در اواخر آذرماه ۱۳۵۸ عازم کشور مصر شدند و در پایگاهی در نزدیکی قاهره استقرار یافتند.

برژیسنکی می گوید:

«روز اول آوریل (۲۲ فروردین) جیمی کارتر از من خواستارتشکیل جلسه ی اضطراری شورای امنیت ملی شد وگفت که به نظر وی زمان اقدام فرا رسیده است.»

 کارتر جلسه یاد شده را با این سخنان آغاز کرد:

«به نظرم امکان خلاصی گروگان ها بسیار بعید به نظر می رسد و ما بایستی حاکمیت خود را اعمال کنیم و حالا وقت آن است که عمل مناسب انجام پذیرد و جدول زمانی آن هم تهیه شود.»

و ادامه داد:

«ما باید برای آزادی گروگان ها وارد عمل شویم و عملیات در اولین فرصت ممکن باید آغاز شود.»

رییس ستاد مشترک ارتش ژنرال جونز، تاریخ ۴ اردیبهشت را مناسب ترین زمان شروع عملیات اعلام کرد.

بدین ترتیب غروب روز پنج شنبه ۴ اردیبهشت ۱۳۵۹ تعداد شش فروند هواپیمای ۱۳۰-C  امریکایی، نود نفر کماندو از قاهره  به ناو هواپیمابر نیمیتز NIMITZ در دریای عمان و نزدیک آب های ایران منتقل کردند.

هلیکوپتر ها در ناو هواپیمابر NIMITZ

در ایران چه گذشت؟

نیمه شب پنجشنبه ۴ اردیبهشت شش فروند هواپیمای ۱۳۰-C و هشت فروند هلی کوپتر نفربر از عرشه ی ناو هواپیما بر NIMITZبرخاستند و با پرواز در ارتفاع کم، راهی ایران شدند.

پس از ورود به حریم ایران اسلامی، یکی از هلی کوپترها در ۱۲۰ کیلومتری شهر راور کرمان دچار نقص فنی شد و ناگزیر فرود آمد. سرنشینان این هلی کوپتر به هلی کوپتر دیگری منتقل شدند که پس از طی مسافتی دستگاه هیدرولیک این هلی کوپتر نیز از کار افتاد، اما توانست خود را به ناو هواپیمابر نیمیتز برساند.

در هر صورت، شش فروند هواپیمای ۱۳۰-C  و شش فروند هلی کوپتر در محل مورد نظر واقع در صحرای طبس در تاریکی شب فرود آمدند. یکی دیگر از هلی کوپترها در حال سوخت گیری برای اجرای مرحله ی بعدی عملیات، دچار نقص فنی شد. با از کار افتادن این هلی کوپتر، تمام برنامه های امریکایی ها به هم خورد زیرا با محاسباتی که انجام داده بودند، برای انجام مرحله بعدی عملیات حداقل به شش فروند هلی کوپتر نیاز داشتند.

موقعیت به ناو نیمیتز و از آنجا به کاخ سفید گزارش شد و از رییس جمهور کسب تکلیف شد. کارتر دستور توقف عملیات و عقب نشینی را صادر کرد؛ اما آن هنگام که امریکایی ها قصد بازگشت کردند، توفانی از شن برخاست، هواپیماها و هلی کوپترهای امریکایی، در حال برخاستن از زمین دچار مشکل شدند. یک هواپیما و یک فروند هلی کوپتر با هم برخورد کردند و هر دو آتش گرفتند.

جالبست بدانید که شبی که عملیات در آن به وقوع پیوست مهتابی بود و معمولاً در این شب ها از توفان و بادهای تند خبری نیست و افزون بر این، بر اساس پیش بینی های علمی اداره ی هواشناسی امریکا، در شب عملیات، هوای کویر توفانی نبوده است!

بازمانده ها:

بر اساس آمار ویکی پدیا، ۸ نفر دراثر این برخورد کشته شدند، ۴ نفر به اسارت گرفته شدند (که من تا لحظه ای که این مطلب را می نگارم هنوز به سرنوشت این ۴ نفر پی نبرده ام) ۱ هلیکوپتر و یک فروند هواپیمای C130  منفجر شده و هلیکوپتر هم منهدم شده اند.بر اساس این آمار اینگونه به نظر میاد که بقیه باز مانده ها با هواپیمار C130 دیگر گریخته اند. همینطور ۵ فروند هلیکوپتر دیگر به دلیل اینکه برای پرواز نیاز به “ایر تکسی” (air taxi ) داشته اند (به معنی اینکه باید مسافتی را روی زمین طی کنند تا بتوانند بلند شوند) در طوفن گیر کرده و سالم در سر جای خود مانده اند.

هشت نفر کشته شده ی این جنگ

دوباره خیانت داخلی:

پس از فرار امریکایی ها و صدور اعلامیه توسط کاخ سفید مبنی بر شکست عملیات و این که اسنادی سری و مهمی در درون هلی کوپترها به جای مانده است. به دستور مستقیم بنی صدر که در آن زمان سمت فرماندهی کل قوا را داشت، هلی کوپترهای به جا مانده بمباران شدند و اسناد سری و مهم باقی مانده در آتش سوختند و محمد منتظر قائم فرمانده سپاه پاسداران یزد که از هلی کوپترها حفاظت می کرد، به شهادت رسید.

بهانه ی بنی صدر برای انهدام هلی کوپترها این بود که امریکایی های جامانده، فرصت مجدد استفاده از آنها را به دست نیاورند! در حالی که حتی اگر چنین احتمالی می رفت، باز کردن وسایل و قطعات حساس پروازی کافی بود که آنها را از پرواز باز دارد.

از بین بردن اسناد و مدارک مربوط به ادامه ی طرح و برنامه های امریکایی ها پس از انجام مرحله ی اول عملیات و هم چنین اسامی عوامل مزدور داخلی و جاسوسانی که می بایست طی این عملیات با امریکایی ها همکاری کنند، خود امری مهم و قابل بررسی است.

جمع بندی:

با اینکه این مقاله را با بررسی بیش از ۲۰ سایت داخلی و خارجی نوشته ام، اما هنوز هم این موضوع برای من قابل هضم نیست…

واقعا چکونه ممکن است ماموریتی که توسط کارشناسان آمرسکایی احتمال موفقیت در آن ۹۰ % به بالا یاشد به این گونه و با فجاحت کامل شکست بخورد؟

در هر صورت این جنگ توسط بسیاری از سایت هایی که مطالعه می کردم “فجیع ترین شکست آمریکا” لقب گرفت…

و باز هم تکرار می کنم هنوز هم برای من چگونگی این شکست قابل هضم نیست. ایا هنوز هم افرادی هستند که بگویند این انقلاب اشتباه بود؟

در این رابطه حتما بخوانید و ببینید:

توصیه ی اکید : عکس هایی که صبح روز بعد از واقعه تهیه شده است (انگلیسی)

توصیه ی اکید: فیلمی که درست پس از این واقعه توسط خبرنگاران خارجی تهیه شده و در اون این حوادث شرح داده شده (انگلیسی)

توصیه ی اکید: دانلود فیلم بررسی منطقه ی عملیات پس از واقعه

نیروی هوایی حمهوری اسلامی ایران

توضیحات مفصل در ویکی پدیا انگلیسی

توضیحات مفصل در ویکی پدیا فارسی

سخنرانی امام خمینی در رابطه با این جنگ

پ.ن۱: همونطوری که گفتم منبع این نوشته ها بسیاری از سایت های خارجی بودن.. پس در صحیح بودن نوشته ها هیچ شکی به خودتون راه ندید…

پ.ن۲: حالا به جواب بسیاری از سوالاتم رسیدم.. اینکه چرا برای منتقدین عجیب بود که آمریکا چرا این جنگ رو به مدار ۳۳ درجه ی طبس کشوند…

۲۱ Responses to “ناگفته های طبس — جنگ آمریکا در طبس”

  • yekshakhenabat:

    مطلب طبس جالب بود فقط عکس هاش نیومد.

  • Armin:

    در ابتدا بهترین روش در نظر نیروهای ویژه آمریکا، وارد شدن به ایران از طریق کامیون‌ها و به وسیله مرز زمینی ترکیه بود ولی این روش به دلایل سیاسی و ریسک تلفات سنگین، کنار گذاشته شد.

    سپس موضوع عملیات از طریق هوا مطرح شد. در دسامبر ۱۹۷۹ گروهی از نیروهای ویژه انتخاب شده و تحت تمرینات مخصوص قرار گرفتند. این تمرینات تا مارس ۱۹۸۰ به طول انجامید. در تاریخ ۱۶ آوریل ۱۹۸۰ (۲۷ فروردین ۱۳۵۹) انجام عملیات تایید شد و دستور شروع آن داده شد. بین روزهای ۱۹ تا۲۳ آوریل (۳۰ فروردین تا ۲ اردیبهشت ۵۹) نیروهای ‌عمل‌کننده به جنوب غربی آسیا منتقل شدند.

    این نیروها تمرینات خود را در پایگاهی در مصر گذرانده بودند.

    نیروهای شرکت‌کننده در ماموریت از هر ۴ نیروی مسلح آمریکا انتخاب شده بودند. ۸ فروند بالگرد RH-53D مین روب از نیروی دریایی با خدمه از نیروی تفنگدار دریایی ۱۲ فروند هواپیما از نیروی هوایی ( ۳ فروندEC-130E – 4 فروند MC-130E – 3 فروند AC-130 و دو فروند C-141 ) و کماندوها نیز از ارتش آمریکا انتخاب شده بودند.

    تعدادی از رابطین نیز قبل از شروع عملیات به تهران فرستاده شده بودند. ناوهای هواپیمابر USS Nimitz (CVN68) و USS Coral sea (CV43) نیز در دریای عمان حاضر بودند و آمادگی پشتیبانی هوایی عملیات را با F-14A – A-6E و A-7E های خود داشتند.

    کلیات نقشه خیلی ساده بود. نیروهای عمل‌کننده شب قبل از حمله وارد ایران می‌شدند؛ به نحوی خود را به تهران می رساندند و تا شب حمله مخفی می‌شدند، حمله را انجام می‌دادند و سپس از ایران خارج می‌شدند.

    ولی در جزییات نقشه کمی پیچیده‌تر به نظر می‌رسید. در شب اول عملیات ۳ فروند MC-130E وارد ایران می‌شدند و در نقطه‌ای نزدیک شهر طبس فرود می‌آمدند. این ۳ فروند حامل نیروهای دلتا، فرماندهان عملیات، مترجمین و رانندگان کامیون‌ها بودند. ۳ فروند EC-130E به دنبال هواپیماهای قبلی روانه می‌شدند و خود را برای سوخت رسانی به بالگردها در محل فرود آماده می‌کردند. زمانی که بالگردها سوخت‌گیری کردند، نیروهای دلتا را سوار کرده و عازم منطقه‌ای در نزدیکی تهران می‌شدند تا در آن جا با رابطینی که ازقبل در ایران حضور داشتند، دیدار کرده و در مکان امنی پنهان شوند. بالگردها نیز به مکان امنی در همان نزدیکی رفته و تا زمان فراخوانده شدن توسط نیروهای ویژه، در آن جا مخفی می‌شدند.

    در شب بعد مجددا MC-130E و EC-130E ها به ایران پرواز می‌کردند. منتها این بار حامل تعدادی کماندو و هدف آنها فرودگاه منظریه می‌باشد.

    کماندوها به فرودگاه حمله و آن جا را تصرف می‌کردند تا دو فروند C-141پیش بینی شده برای تخلیه گروگان‌ها و نیروهای دلتا بتوانند فرود بیایند.۳ فروند AC-130E نیز به منظور پشتیبانی و پوشش کماندوهایی که به فرودگاه منظریه حمله می‌کردند وارد عمل می‌شدند. همزمان با حمله گروه دوم کماندوها به فرودگاه منظریه، نیروهای دلتا به محل سفارت حمله می‌کردند، گروگان ها را نجات داده و با کامیون‌ها به سمت استادیوم امجدیه (شهید شیرودی) حرکت می‌کردند. بالگردهای RH-53D در این مکان منتظر آنها بودند. کماندوها و گروگان‌ها سوار بر بالگردها شده و به سمت فرودگاه منظریه حرکت می‌کردند و با دو فروند C-141 از ایران خارج می‌شدند و راهی پایگاهی در عربستان سعودی می‌شدند. البته چون بالگردها را نمی‌توانستند از ایران خارج کنند، قبل از ترک ایران آنها را منهدم می‌کردند.

    همان‌طور که می‌بینید طرح عملیات به خوبی برنامه‌ریزی شده بود اما این عملیات شکست خورد. چرا؟؟؟

    با مطالعه جزئیات اجرای این عملیات بخوبی می توان دریافت که

    ۱- طوفان شن نمی توانسته عامل شکست آن باشد چون نیروی هوایی و دریایی آمریکا با هماهنگی سازمان هوافضای آمریکا یعنی ناسا از بروز احتمالی طوفان شن در منطقه طبس آگاه بودند و هواپیماها و بالگردهای شرکت کننده در عملیات را به پیشرفته ترین دستاوردهای هوایی و فضایی روز مجهز کرده بودند و از شش ماه پیش از آغاز عملیات در مانورهای شبیه سازی شده در صحرای نوادای آمریکا بارها و بارها طوفان های شن به مراتب شدیدتر از طوفان های دشت های کویر و لوت ایران را تجربه کرده بودند.

    ۲- در گزارشات محرمانه که بعدها اینجا و آنجا بطور غیر رسمی منتشر شد و همچنین در دفترچه های خاطرات بازماندگان آن عملیات بارها و بارها صحبت از هواپیماهای مرموز و ناشناسی شده که در طول عملیات اطراف آنها پرسه می زدند.

    و جالب اینجاست که با گذشت اینهمه سال هنوز هم مقامات آمریکایی بطور رسمی طوفان شن را مسبب اصلی شکست عملیات پنجه عقاب عنوان می کنند و مقامات ایرانی هم بر این ادعا اصرار دارند که همانگونه که ابابیل سپاه ابرهه را از کار انداخت ریگهای صحرا نیز عملیات آمریکایی ها را خنثی کرد.

    اما واقعیت؛

    پیش از انقلاب به دستور شاه و با همکاری مستشاران آمریکایی در چند نقطه از ایران باندهای پرواز صحرایی ساخته شد که یکی از آنها در استان فارس، یکی دیگر در استان ایلام (بخشی از جاده ایلام – اهواز) و دیگری نیز در صحرای طبس واقع شد. هدف از ساختن این باندها نشست و برخاست اضطراری هواپیماها و بالگردها در مواقع فورس ماژور بود.

    به عنوان نمونه در سال پایانی جنگ ایران و عراق یعنی ۱۳۶۷ هنگام ورود نیروهای سازمان مجاهدین به داخل خاک ایران (عملیات فروغ جاویدان) باند واقع در جاده ایلام – اهواز مورد استفاده دو فروند فانتوم ایرانی قرار گرفت به گونه ایکه این دو هواپیما پس از انجام هر سورتی پرواز به جای بازگشت به پایگاه خود در همدان در همان باند (جاده) فرود می آمدند، و از طریق دو فروند هواپیمای C130 که قبلا در آن جاده فرود آمده بودند سوختگیری و مهمات گیری می کردند و ظرف ۵ دقیقه خود را به نیروهای مهاجم که بر روی جاده شاه آباد غرب – کرمانشاه قرار داشتند می رساندند و این کار تا پایان روز ادامه داشت و عملا به خاطر نزدیک بودن باند به خط مقدم جبهه نیروهای مجاهد خیال می کردند که نیروی هوایی ایران حداقل ۲۰ تا ۳۰ فانتوم برای بمباران آنها اختصاص داده در صورتیکه تنها دو هواپیما بودند که بخاطر نزدیکی باند به محل درگیری هر ۵ دقیقه یکی از آنها در منطقه ظاهر می شد.

    این مورد را یادآوری کردم که دوستان اهمیت استراتژیک این باندهای صحرایی را متوجه شوند. و اما باند واقع در صحرای طبس برای چندین سال مورد بهره برداری ارتش آمریکا قرار داشت که از طریق آن کمکهای لجستیکی خود را به مجاهدین افغان می رساند که در حال نبرد با ارتش شوروی بودند.

    روس ها بارها و بارها به شاه اعتراض کردند که چرا باند صحرای طبس را در اختیار آمریکایی ها قرار داده است و حتی چندین بار نیز تلاش کردند که هواپیماهای میگ ۲۵ خود را برای نابودی تدارکات ارتش آمریکا به سوی این پایگاه بفرستند اما با وجود هواپیمای استراتژیک و فوق مدرن آن زمان یعنی اف ۱۴ در نیروی هوایی ایران روس ها نتوانستند هیچ حمله هوایی علیه باند طبس انجام دهند.

    همانگونه که می دانید هواپیمای اف ۱۴ که در زمان خودش به مدد رادار قوی و موشک های فونیکس یک هواپیمای فوق پیشرفته در دنیا به شمار می آمد تنها در اختیار نیروی دریایی آمریکا و نیروی هوایی ایران قرار داشت و اصولا فلسفه ورود این هواپیما به نیروی هوایی ایران تجاوز میگ های ۲۵ روسی به مرزهای شمالی ایران بود و در آن روزگار میگ ۲۵ با سرعت سرسام آور خود (۳۵۰۰ کیلومتر در ساعت) و سقف پروازی بسیار بالا از دسترس هر نوع جنگنده ای خارج بود اما با ظهور هواپیمای اف ۱۴ میگ ۲۵ نیز آسیب پذیر شد و از زمانی که این هواپیما به نیروی هوایی ایران پیوست هواپیماهای روسی نیز شهامت عبور از نقطه صفر مرزی را از دست دادند.

    پس از انقلاب بخاطر نبود حکومت مرکزی قوی و منسجم در ایران راه برای هواپیماهای روسی دوباره باز شد و کار بجایی رسید که میگ های روسی حتی تا نزدیکی مشهد هم گشت زنی می کردند. این کار ادامه داشت تا اینکه آمریکایی ها تصمیم گرفتند که این بار از باند صحرای طبس برای انجام عملیات پنجه عقاب استفاده کنند.

    روسها که تحرکات آمریکایی ها را از مدت ها پیش در اقیانوس هند و خلیج فارس زیر نظر داشتند متوجه ورود هواپیماها و بالگردهای آنها به درون خاک ایران شده بودند و در یک فرصت مناسب و درست در جایی که سالها انتظار آن را می کشیدند ضربه خود را به ناوگان هوایی آمریکا وارد کردند و در نیمه شب پنجم اردیبهشت ۵۹ باند طبس را بمباران کردند که در همان بمباران اولیه دو بالگرد و یک هواپیمای آمریکایی نابود شد و اینگونه بود که ادامه عملیات لغو شد.

    جالب است که روز بعد یعنی ششم اردیبهشت نیز هواپیماهای روسی دوباره وارد منطقه طبس شده و اینبار در روشنایی روز دست به بمباران گسترده منطقه زدند و هر آنچه که از شب قبل سالم بجا مانده بود را نابود کردند و جالبتر اینکه سردمداران انقلاب نوپای ایران نیز این بمباران دومی را به نیروی هوایی ایران نسبت دادند که به دستور بنی صدر منطقه را بمباران کرده و در جریان آن شماری از پرسنل سپاه یزد از جمله آقای منتظر القائم فرمانده سپاه یزد که تازه متوجه موضوع شده و به منطقه وارد شده بودند کشته شدند. بیچاره خانواده منتظر القائم که پس از ۳۲ سال هنوز هم بنی صدر را لعن و نفرین می کنند!

    و اما چرا همه طرفین درگیر در این عملیات این همه سال سکوت کردند و هیچگاه حاضر به افشای واقعیت نشدند؟

    ۱- جیمی کارتر رییس جمهور وقت آمریکا که انجام عملیات پنجه عقاب با دستور و نظارت مستقیم او اجرا شد پس از شکست عملیات سریعا در یک نطق تلویزیونی گناه را به گردن طوفان شن انداخت و با اینکه دقیقا می دانست که کار روس هاست اما برای فرار از اذهان عمومی آمریکا که ممکن بود در آن دوران جنگ سرد آمریکا را به سمت رویارویی مستقیم نظامی با ابرقدرت شرق سوق دهد از گفتن واقعیت به مردمش خودداری کرد

    ۲- روسها نیز طبق عادت همیشگیشان پنهان کاری کردند و هیچگاه نقش خود را در این ماجرا فاش نکردند چون نمی خواستند که آشکارا بهانه ای دست طرف های غربی بدهند

    ۳- سردمداران انقلاب نوخاسته ایران نیز که متوجه شده بودند که بستر انقلاب بر روی پایه های خرافات و امداد غیبی مستحکم تر می شود و اذهان عمومی مردم ایران را مساعد پذیرش اینگونه حرف ها می دانستند گفته های جیمی کارتر را تکرار کردند و درست زمانی که چهره خمینی را در ماه دیدند اعلام کردند که ارتش آمریکا در طبس گرفتار طوفان شن شده که به امر خداوند همچون ابابیل بر سر سپاه کفر فرود آمدند و خود خمینی نیز در یکی از سخنرانی هایش گفت که “شما فکر می کنید چه کسی در طبس آمریکا را به دام انداخت؟ ما بودیم؟ نه ریگها بودند که به امر باریتعالی آن فضاحت را بر سر آنها در آوردند …” و اینگونه شد که شد.

    • silverman:

      آقای آرمین عزیز
      در ازای خط به خطی که در این مقاله خوندید، منبعی موثق ذکر کرده ام…
      در مورد ادعای شما من تا کنون به این موارد برخورد نکرده ام.. چه در شرح عملیات ها به زبان فارسی و چه به زبان انگلیسی….
      اگر منبع موثقی در تایید گفته های خود دارید خوش حال میشم اون رو با ما در میون بذارید…

    • عماد:

      یکی از خنده دارترین حرفهایی که در کل عمرم خوندم. تو اگه خدمت رفته باشی باید دیده باشی که وقتی جایی انفجار بزرگی صورت میگیره جای خاکستر و مواد منفجر شده بصورت یک لکه سیاه بزرگ روی زمین میمونه. اخه اونجا که تو ادعا داری هیچ اثری از هیچ انفجاری دیده نشده. فقط احمقایی مثل خودت ممکنه این حرفا رو باور کنن.

  • آرمین:

    آقای نقره ای عزیز
    منابع شما دقیقاً منابعی بود که از دولت ایران یا امریکا که میخواستن حقیقت رو پنهان کنن بود. ولی واقعیت از اسنادی هست که محرمانه هست و نه دست منه نه دست کس دیگه ای که بتونه مارو راهنمایی دقیق کنه،واقعیت رو فقط میشه از رویدادها و کنار هم گذاشتن واقعیت ها و مستندات پیدا کرد.مثلاً هواشناسی طبس که در اون تاریخ نشون نیده هوا طوفانی نبوده،یا تجحیزات ارتش امریکا که برای این شرایط طراحی شده(هواپیمایی که فرود آمده در جای خودش آتیش گرفته و از بین رفتهاین یعنی بمباران اتفاق افتاده.نیم نگاهی به تاریخ ایران و مشکلاتی که قبل از انقلاب روسیه با ایران و امریکا داشته باعث می شه که حد عقل آدم به فکر فرو بره.

    • silverman:

      پس در حال حاضر منبعی برای استناد کردن به اونها ندارید؟
      بحث ما یک بحث تحقیقاتی هست… لینک هایی که دادم و تحقیقاتی که کردم فراتر از چیز هایی هست که در اینجا نوشتم.. به نظرم اگه قسمتی از عرایض شما هم درست بود من باید یک چایی از این دنیای حقیقی و مجازی یک گوشه ای از اون رو می خوندم.. کما اینکه الان شما این رو میدونستید و به من گفتید!
      به همین جهت هست که من بر اساس شواهدی که دارم اظهار نظر کردم

  • محمد:

    جواب به آرمین: اگر بمباران هواپیما ها از سوی روس ها درست باشد، آمریکاییها باید بیش از اینها تلفات می دادند.
    من با نویسنده وبلاگ بیشتر موافقم. هیچ سندی از سوی شما ارایه نگردید. تنها مطالبی را گفتید که بیشتر می خواهد روس ها را طرف دیگر این جریان معرفی کند.

  • محمد:

    در پی شکست قطعی عملیات آمریکا در طبس و بازگشت باقیمانده هواپیماهای آن کشور یکی از هلی‌کوپتر‌ها که حاوی مدارکی در مورد جزئیات عملیات بود، به دستور بنی‌صدر بمباران شد. در همین بمباران بود که محمد منتظر قائم، فرمانده سپاه پاسداران یزد به شهادت رسید. بنی‌صدر‌‌ همان زمان در توجیه این عملیات گفت: به چند دلیل این کار می‌بایستی صورت می‌گرفت: اولا: رادارهای ما را مستشاران آمریکایی که در زمان رژیم شاه در ایران بودند کار گذاشته‌اند، بنابراین تکنیک آن کاملا برای آن‌ها روشن است، در نتیجه می‌دانند چگونه از مرز‌ها بگذرند که رادار‌ها نتوانند آن‌ها را شناسایی کنند.
    ثانیاً: هواپیماهای ما نیز از نوع آمریکایی هستند و آمریکا به هر حال به تکنیک و اسرار آنها آشنایی دارد و از آنجا که احتمال زیادی برای اقدام به عملیاتی برای بردن هلی‌کوپتر‌ها از جانب آمریکا با پوشش هوایی خود می‌رفت دستور این عملیات داده شد. این عمل برای این بود که هلی‌کوپتر‌ها از کار بیفتند و نتوانند از کشور خارج شوند.
    بنی‌صدر در پاسخ به این سوال که آیا اسنادی در هلی‌کوپتر‌ها وجود داشته که از بین رفته است یا نه؟ مدعی شد: اگر اسنادی در هلی‌کوپتر‌ها وجود داشته باشد از بین نرفته است زیرا این عملیات فقط به منظور از کار انداختن هلی‌کوپتر‌ها بوده است و بمباران به وسیله راکت صورت گرفته است و هلی‌کوپتر‌ها آنچنان منهدم نشده‌اند که اسنادی از بین برود.

    منبع: روزنامه کیهان، ۶، ۷، ۹ اردیبهشت ۱۳۵۹
    http://tarikhirani.ir/fa/events/3/EventsList//%D9%88%D9%82%D8%A7%DB%8C%D8%B9.%D9%88.%D8%B1%D9%88%DB%8C%D8%AF%D8%A7%D8%AF%D9%87%D8%A7.html?Page=&Lang=fa&EventsId=150&Action=EventsDetail

  • محمد:

    امیر خلبان نمکی از فرماندهان نیروی هوایی ارتش در ایام دفاع مقدس:
    نیروی هوایی در طبس، هلیکوپترهای آمریکایی را نابود نکرد.
    در جریان حمله آمریکا به طبس، ماجرا این است که از لحظه خبردار شدن، جنگنده های اف ۴ نیروی هوایی بر بالای سر آنها گشت زنی میکرد.
    شخص بنی صدر نیروی هوایی را توجیه کرد که اگر دیدید هلیکوپترها قصد فرار دارند، آنها را بزنید.
    آمریکاییها هنگام فرار، هلیکوپترها را خاموش نکردند بنابراین نزدیکیهای صبح، خلبانان نیروی هوایی که در حال گشتزنی بودند، متوجه چرخش ملخ هلیکوپترها میشوند و گمان میکنند که آنها قصد فرار دارند.
    در همین هنگام مشاهد میکنند که تعدادی از افراد در لابه لای هلیکوپترها در حال حرکت هستند به همین دلیل فکر میکنند که این افراد نیروهای آمریکایی اند که قصد فرار دارند، در حالی که آنها بچه های سپاه یزد بودند.
    خلبانان نیروی هوایی که قصد دور نگهداشتن این افراد از هلیکوپترها را داشتند، به سمت آنها شلیک میکنند که متاسفانه شهید منتظر قائم مورد اصابت قرار گرفت اما به هلیکوپترها آسیبی نرسید.
    از فردای آن روز، روزنامه ها نوشتند خلبانان نیروی هوایی، هلیکوپترهای امریکایی را زدند تا اسناد دست انقلابیون نیفتد، در حالی که آن ۵ هلیکوپتر همین امروز در ارتش مشغول فعالیت هستند.
    منبع: http://www.aerospacetalk.ir/vb/showthread.php?25012-%D8%B4%D9%83%D8%B3%D8%AA-%D8%B9%D9%85%D9%84%D9%8A%D8%A7%D8%AA-%DA%AF%D8%B1%D9%88%D9%87-%D8%AF%D9%84%D8%AA%D8%A7-%D8%B7%D8%A8%D8%B3

  • ساسان:

    سلام
    خیلی جالبه اینهمه خبرگذاری و سازمان جاسوسی توی دنیا اصل موضوع را کشف نکردند اما چهار تا جوجه وبگرد ایرانی تمام و کمال حقیقت ماجرا را میدانند

    • silverman:

      در حال بحث و تبادل نظر بصورت علمی هستیم! اگر دلیلی بر عدم صحت اطلاعات ما دارید، خوش حال میشیم که اون رو بشنویم! چون بالاخره این وسط یکی داره در مورد این تاریخ اشتباه میکنه!
      راستی یک روز از بزرگی شنیدم ارزش هر کس به اندازه ی تفکریه که راجع به خودش داره! و با این تفکری که شما دارید، …

  • سینا:

    دوستان و برادران خواهشا به احترام هموطن بودن به هم توهین نکنید.
    واقعیت این است که ماجراهای پشت پرده همیشه ماجراهای پشت پرده هستند و اگر قرار باشد که پشت پرده را همه ببینند که دیگر پشت پرده و جلوی پرده با هم یکی خواهد شد .
    اما شاید با دوست عزیزم آقای آرمین بشه بیشتر موافق بود چون اسناد اگر قرار باشه اسرار باشند خب در دسته بندی فوق محرمانه قرار خواهند گرفت و دیگر در دسترس عوام نخواهند بود و اگر اسنادی منتشر شده اند حتما بر اساس مصالحی منتشر شده اند .
    یادم هست چند سال قبل یکی از سیاسیون کارکشته و قدیمی همین مطلب را برای من در دفتر کارم تعریف کرد که ایشان نیز نقش روسها را در این مسئله متذکر شدند که منطقی تر هم هست .چون اگر آمریکا افشا میکرد که روسها چنین حمله ای را انجام دادند کار به درگیری مستقیم دو ابرقدرت شرق و غرب کشیده میشد و این به نفع هیچ کدامشان نبود. خاصه اینکه اینجا خود آمریکاییها مقصر بودند و قصد تخریب یا پیشگیری حملات روسها به افغانستان و کشورهای مسلمان همجوار را داشتند .
    از طرفی دیگر برای ایران نیز این موضوع حائز اهمیت بوده که اگر اثبات میشد که
    آمریکا از خاک ایران استفاده میکرده برای سرکوبی روسها پس شعار همیشگی مرگ بر آمریکای ایران و هدف گیری ضد سرمایه داری آن بشدت زیر سوال میرفت پس این طرح طوفان شن همه این مسائل را توجیه میکرد هم جنگ بین دو ابرقدرت منتفی میشد هم
    همکاری مشترک ایران و آمریکا برضد روسهاکه بر اساس فرمایشات امام علی ع ما دو نوع دوست داریم یکی دوست صادق ما و دیگری دشمن دشمن ما و اینجا این نوع دوستی دوم یعنی دشمن دشمن ما که آمریکا بود و در اینجا مانع حمله روسها که قصد تجاوز به کشوری مسلمان مانند افغانستان را داشتند ایران و آمریکا را بر منع این تهاجمات هم داستان کرده بود .
    بنابراین جناب سیلور من گرامی اسنادی که شما ارائه دادید همگی مستنداتی بودند که توجیهاتی بر اصل موضوع بوده اند .
    اصلا خود آدم عقلش را قاضی کند با ۹۰ نفر مگر میشود به جنگ مملکتی رفت و ۶۰ اسیر آمریکایی را آزاد کرد؟
    اصلا مگر این هلیکوپترهای شنوگ اسباب بازی بودند که بتوان آنها را پنهان ساخت ؟؟؟!!!

    • silverman:

      آقا سینای عزیز؛
      در درجه ی اول از اینکه این مطلب و نظراتش رو اینقدر با دقت دنبال کردید بسیار متشکرم.
      در یکی از همین نظرات گفتم که اسناد محرمانه تاری مصرف خاصی دارن و وقتی که دیگه به اونها نیازی نباشه، بصورت منتشر شدن عمومی از درجه ی اهمیت و اعتبار ساقط میشن. اکنون که این اسناد میتونه برگ برنده ای برای قدرت های خارجی ای مثل آمریکا باشه، چرا نباید پخش بشه؟
      فرمودید که به خاظر جلوگیری از جنگ، هردو کشور سکوت کردن. یک مشکل این وسط هست! اگر آمریکا حمله کرده، و روسیه اونجا بوده (صرف نظر از اینکه چرا روسیه باید از خاک ایران دفاع کنه در حالی که بعد از انقلاب هیچ سودی براش نداشته چون کومونیست بودن) به نفع روسیه بوده داد بزنه آی آقا نگا آمریکا داره اینجا رو تهدید میکنه و … و خیلی راحت افکار جهانی رو بر علیه آمریکا بشورونه! این بدون درد و خون ریزی ولی با داغون شدن کامل چهره ی رقیبشه!
      و همچنین فرموده بودید کی با ۹۰ نفر حمله میکنه؟ من بهتون جواب میدم! اگه اون ۹۰ نفر تک تیرانداز ها و پارتیزان ها و نیروهای دریایی ویژه ی ارتش آمریکا باشن، من قبول میکنم! این ها افرادی هستن که اصلا برای همین کارها تربیت شدن! ینی طرف از سیم برق میره تو از شیر آب میاد بیرون! حالا فکر کنید ۹۰ نفر از اینا بدون در نظر گرفتن تکنولوژی ۲۰ سال بعدی که همراهشون بوده، آیا برای تسخیر یک پایتخت کافی نیستن؟
      و در ضمن، کسی نگفت که هلیکوپتر ها پنهان شده بودن! در کدوم قسمت مطلب من رو نوشته بودم؟!
      در هرصورت ای مطالعه ی این پست ممنونم. ولی من هنوزم معتقد به این هستم که اگه اسرار فوق محرمانه ای هم وجود داشته، با حرف مردم منتقل نمیشن!

  • بیتا:

    مرسی آرمین
    حقایقی را گفتید که هر کی ۴ کلاس درس خونده میدونه
    همیشه میشه آدم خواب را بیدار کرد ولی آدمی که خودشو به خواب زده…..

  • sepideh:

    شمایی که می گید با ۹۰ نفر میشه پایتخت یک کشور را گرفت معلوم است که نه تجربه دارید نه درمورد حرفی که میزنید فکر کردید. اصلا شما بگو ۹۰ نفر سوپر من و اسپایدر من و بت من و … ! مگه میشه حمله کرد به یک کشور و پایتخت اون کشور که مهمترین نقطه کشور هست رو گرفت؟!!! اگه اینطوری بود که امریکا تا الان ۱۰ بار ایران رو گرفته بود. بهتون توصیه می کنم درمورد جنگ امریکا و افغانستان و عراق کمی مطالعه کنید و متوجه بشوید که گرفتن یک کشور کار یک روز و دو روز نیست و با ۹۰ نفر که هیچ با ۹۰،۰۰۰ هم نمشه اینکار رو کرد حمله به یک کشور کار بسیار دشواریست که نیاز به نیروی انسانی و جنگی بسیار زیادی هست و قربانیان زیادی خواهد داشت این چیز ها شوخی نیست شما جنگ ندیدید وگرنه این حرف رو نمیزدید
    در آخر به همه یک چیز می گویم : ساست پدر و مادر ندارد. شما یک تصویر از سیاست می بینید در حالی که حقیقت چیزی است که اصلا باور نمی کنید و این خاص ایران و امریکا نیست بلکه در تمام دنیا مردم عادی از حقیقت بی خبر هستند و هرکس ادعایی غیر از این داشته باشه خودش رو گول می زنه.

  • منتشر کردن حرفهایی که همه میزنند دردی رو دوا نمیکنه ظوفان شن رو که کلا منتفی بدونین و دیگه نگین چون میخندن بهتون
    تو اون اسناد باقی مانده به اسامی بعضی از بهترین و زبده ترین خلبان ها و فرماندهان نیروی هوایی اشاره شده بوده که بعد از ماجرا همشون اعدام میشن اینم یکی از مصلحت های لو دادن مدارک فوق محرمانه که ایران رو در جنگ هشت ساله از وجود اونها محروم کرد.

  • رجبعلی:

    دنیا میدونن که مساله طبس حمله شوروی به نیروهای امریکایی بود ولا غیر

  • علی بهشتی:

    واقعا اتفاق عجیبی بود

  • gold womam:

    آقا رامین خیلی زحمت کشیدین واقعا بحث جالبی بود منم موافقم هر سری تا یه زمانی سر می مونه و بعد بی اعتبار شدن دیگه ارزشی نداره اگه میگ های روسی واقعیت داشته باشه تا الان که دیگه باید از مرحله سری بودن و محرمانه بودن بیرون اومده باشه

Leave a Reply