مشترک شوید!
Smiley face

جدیدترین مطالب را در ایمیل خود داشته باشید!

نکته: به یاد داشته باشید که ایمیل فعال سازی ارسال شده را، باز کنید. این ایمیل ممکن است در Spam های شما باشد.

آمار بازدید
Prev
Next
Play

Archive for اکتبر, 2011

postheadericon قبل،ظهور،بعد — بررسی سیر ظهور موعود

در بازه ی زمانی چند ماه مانده به ظهور چه اتفاقاتی رخ خواهد داد؟

براستی دوران ظهور و بعد از چگونه شکل خواهد گرفت؟

اینها از این قبیل پرسش هایی است که باید پرسیده شود تا راه درست رسین به موعود را دریابیم…

باید اینها را بپرسیم تا به بیراهه و کج راهه نرویم و از آنان نباشید که برای امام سربار وگمراه هستند..

از آن گذشته؛ چه کسی می خواهد از آخرین فرستاده ی خدا و باقیمانده ی خدا بر روی زمین جا بماند؟

از آنکس که وارث تمام پیامبران رحمت للعالمین است؟

واثعا هیچکس… ولی تنها شرط این این رستگاری بیشتر شدن اطلاعاتمان در باب ظهور است…

واقعا در این دوره ی زمانی چه اتفاقاتی خواهد افتاد؟

احادیث زیادی حول محور نشانه های ظهور وجود دارد…

در بین این احادیث ۵ علامت بعنوان نشانه های حتمیه ی ظهور شناخته میشوند. بقیه ی این نشانه ها، علائم حتمیه نیستند. به این معنی است که ممکن است قائم ظهور کند و آنها روی ندهند.

در حدیثی از امام ششم، امام جعفر صادق (ع) آمده است که:

برای قائم ما ۵ نشانه است:

۱- خروج سفیانی

۲- خروج یمانی

۳- صیحه ی اسمانی

۴- کشته شدن نفس زکیه

۵- فرو رفتن لشکر سفیانی در زمین بیداء  (۱)

 

می خواهیم به بررسی این علایم حتمیه بپردازیم و دوره ی زمانی قبل تا خود ظهور و سبب مدت اندکی بعد از آن را بررسی کنیم…

من نشانه های ظهر شده را به ترتیب بازه های زمانی که احتمالا اتفاق می افتند مورد بررسی قرار می دهم:

۱ و ۵ – خروج سفیانی و فرو رفتن لشکر سفیانی در زمین بیداء :

ظهور سفیانی از اتفاقاتی است که قطع و الیقین رخ خواهد داد. بر اساس احادیث مختلف ظهور سفیانی قبل از ظهور امام زمان خواهد بود.(۲). سفیانی از نوادگان ابو سفیان است.(از نسل عتبة بن ابی سفیان).ذکر او “یا رب یا رب یا رب” خواهد بود و سرانجامش دوزخ استو او آنقدر پلید است که کنیزش را که از او بچه دار شده زنده به گور میکند.(۲۲)

او از دهکده ای به نام یابس قیام خواهد کرد.(۳).خروج و قیام او قبل از کشته شدن نفس زکیه است. عمر این قیام به ۱۵ ماه میرسد. و در طول این پانزده ماه ۵ ایالت دمشق، فلسطین، اردن و حمص را به اشغال و تصرف خود در می آورد و از این ۱۵ ماه عمر قیام خود را ۶ ماه صرف جنگیدن و ۹ ماه صرف فرمانروایی بر مناطق به دست آمده ی خود میکند. (۴). اینکه حکومت او چه مدت پس از ظهور ادامه پیدا خواهد کرد من اطلاعاتی در مورد آن نیافتم. ولی این موضوع قطعی است که تعداد روز های جکومت او قبل از ظهور حداقل ۱۵ روز است یعنی از زمان کشته شدن نفس زکیه تا خود ظهور (در این باب به قسمت کشته شدن نفس زکیه مراجعه فرمایید) . سفیانی تنها نخواهد بود. امام محمدباقر فرمودند که در شام دو گروه با او خواهند بود: اصهب و ابقع.(۵)… جالبست بدانید که بر اساس حدیثی از امام محمد باقر قیام خراسانی، یمانی و سفیانی هر سه در یک سال و یک ماه و یک روز رخ خواهد داد(۶). دز انتهای سلطنتش او لشکر خود را به دو قسمت تقسیم خواهد کرد. قسمتی از لشکر به سمت حجاز و قسمتی به سمت شام می روند. خود سفیانی در لشکری است که به سمت شام رفته. از در آستانه ی شکست فجیحی قرار میگیرد. سر انجام او و لشکری که با او است از سپاهیان اسلام شکست می خورد و خود او در زیر درخت بغوطه در بیابان حیره ی شهر دمشق(سوریه) کشته می شود.(۸) (ال. در این هنگام سپاه او که در راه مکه هستند در زمینی به اسم “بیداء” و به اذن آفریدگار فرو میروند. گویی که از اول نبودند.(۹)( در حدیثی ذکر شده که تنها دو نفر آن هم از قبلیه ی “جهینه” سالم میمانند(۱۰))

 

2- خروج یمانی:

گفته شده که یمانی در نزدیکی ظهور از یمن برای یاری حجت بن حسن (مهدی) قیام می‌کند. همزمان با شورش سفیانی در شام، او هم در یمن قیام کرده و مردم را به عقیده شیعه به حق و حقیقت دعوت می‌کند. یمانی از فرزندان زید بن علی بن حسین است.

امام محمدباقر فرمودند  « قیام سه نفر، خراسانی و سفیانی و یمانی در یک سال، یک ماه و یک روز به وقوع خواهد پیوست. میان آنها نظمی همانند نظم دانه‌های تسبیح حاکم است و یکی پس از دیگری می‌آید.» (۶)

از امام صادق علیه السلام نیز روایت شده که فرمود: « در میان آنها ( خراسانی، سفیانی و یمانی ) پرچمی هدایت یافته تر از پرچم یمانی نیست. او مردم را به حقّ دعوت می‌کند.» (۷)

۳- نفس زکیه :

بر اساس و روایات نفس زکیه جوانی است از آل محمد که در بین رکن و مقام کشته میشود.(۱۱). در باب کشته شدن نفس زکیه در احادیث این چنین یافتم:

امام محمدباقر در ضمن جدیثی طولانی فرمود: قائم به یاران خود میگوید: ای مردم! اهل مکه مرا نمیخواهند ولی من برای هدایت فرستاده شده ام تا آنچه شایسته است که شخصی مثل من به انها بگوید، گفته و با آنان اتمام حجت کرده ام. آنگاه مردی از یاران خود را می طلبد و به وی می گوید: برو نزد اهل مکه و بگو ای اهل مکه من فرستاده ی فلانی هستم او به شما میگوید: ما خانواده ی رحمت و معدن رسالت و خلافت میباشیم. ما ذریه ی محمد و سلاله ی پیغمبرانیم. مردم بما ستم نمودند و مارا در به در و مقهور کردند. و از هنگام رحلت پیغمبر تا کنون حق ما غصب شده است. اکنون از شما چشم یاری داریم؛ ار ما یاری کنید. وقتی آن جوان این سخنان را می گوید مردم به وی هجوم می آورند و در بین رکن و مقام اورا می کشند.(۱۲)

هم چنین بر اساس حدیثی از امام صادق فاصله ی کشته شدن نفس زکیه تا قیام حضرت قائم بیش از ۱۵ شب نخواهد بود(یعنی حتی ممکن است کمتر هم طول بکشد).(۱۳)

 

4- صیحه ی آسمانی :

بر اساس احادیث در هنگام ظهور دو صیحه ی آسمانی خواهیم داشت.

صیحه ی اول توسط جبرئیل خواهد بود. بر طبق روایتی او فریاد خواهد زد: ” آگاه باشید حق در پیروی از علی و شیعیان اوست”(۱۴). تمام مردم جهان این صیحه را به زبان خود خواهند شنید و این امری حتمی است.(۱۵)

صیحه ی دوم مربوط به شیطان است. بنا بر امام صادق (ع) میفرمایند که در پایان همان روز ( روزی که صیجه ی اول شنیده شد) شیطان صدا میزند آگاه باشید که حق در پیروی از عثمان و پیروان اوست و در آن مورد اهل باطل دچار تردید و اشتباه میشوند. ( به مانند این حدیث از امم رضا (ع) نیز نقل شده است)(۱۶).

 

اما لازم به ذکر است که در احادیث، در توصیف وقایع دوران ظهور به حوادثی مانند خروج خراسانی، خروج سید حسنی و خروج دجال هم اشاره شده. در همین راستا به این موارد نیز می پردازم:

 

– خروج سید خراسانی:

قیام خراسانی همراه با سفیانی و یمانی خواهد بود. گرچه در احایث اشاره شده که پرچم یمانی هدایت کننده تر هست.، ولی این دلیلی بر اینکه پرچم خراسانی گمراه کنننده هست ، نیست.

همچنین پیامبر اکرم صلی الله علیه و آله فرمود:« گروهی از مشرق قیام می‌کنند و زمینه حکومت مهدی علیه السلام را فرهم می‌سازند.» (۱۷)
امام باقر علیه السلام نیز فرمود:« صاحبان پرچم‌های سیاهی که از خراسان قیام می‌کنند، در کوفه فرود می‌آیند و آن گاه که مهدی علیه السلام ظهور کند با او بیعت می‌کنند.» (۱۸)
علی رغم جست و جوی گسترده ای که داشتم به هیچ اطلاعات به درد بخور دیگری از سید خراسانی نرسیدم.

 

– خروج سید حسنی:

یکی از قیام های پیش از ظهور قیام حسنی است که در احادیث بسیاری به آن اشاره شده است، خداوند متعال در حدیث معراج « در آن هنگام (هنگام ظهر) یکی از فرزندان امام حسن علیه السلام خروج می کند.»(۱۹)

به اعتقاد شیعیان سید حسنی جوانی‌ست که در آخر الزمان از سرزمین دیلم(محلی در گیلان کنونی) برمی‌خیزد و با سپاهی که بیشترش از مردم طالقان است، به کوفه لشکرکشی می‌کند و پس از پیروزی در آنجا، با مهدی بیعت می‌کند.

از جعفر صادق در باره سید حسنی اینگونه روایت شده‌است:

حسنی، آن جوانمرد خوشرویی که از طرف دیلم خروج می‏کند و با بیان فصیح فریاد می‌زند: «ای آل احمد! اجابت کنید دردمند پریشان حال را و از پیرامون ضریح جدش رسول خدا ندا می‏کند» پس گنجینه‏ های الهی در طالقان او را اجابت می‏کنند. [آن‌ها] گنج‌هایی از طلا و نقره نیستند؛ بلکه مردانی‌اند همانند قطعه ‏های آهن. بر اسب‏های چابک سوار شده و حربه‏ هایی به دست می‏گیرند. پیوسته ستمگران را می‏کشند، تا این‌که وارد کوفه می‏شوند؛ در حالیکه بیشتر جاهای زمین از لوث وجود بی ‏دینان پاک گشته، سید حسنی آن‌جا را محل اقامت خود قرار می‏دهد.» (۲۰)

چهل هزار نفر از زیدیه نیز در سپاه وی هستند، که البته در زمان بیعت حسنی با مهدی، حاضر به بیعت نشده و از سپاه وی جدا و پس از سه روز جنگی میان دو سپاه روی می‌دهد که همه زیدیه در آن جنگ کشته می‌شوند. علت شکستن بیعت این گروه اینست که حسنی هنگام رویارویی با مهدی از وی درخواست معجزه‌ای می‌کند، اما پس از معجزه، گروه زیدیه آن را سحر و جادو دانسته و نمی‌پذیرند.(۲۱)

 

– خروج دجال:

در باب خروج دجال و سرنوشت او حرف بسیار برای گفتن هست. هم اکنون تصمیم گرفتم یکی از مطالب آتی خودم رو به این موضوع اختصاص بدم. ولی یک خلاصه و چکیده در این مورد رو همینجا بیان میکنم.

تقریبا همه ی ما تمام نشانه های دجال و هر آنچه او خواهد کرد رو میدونیم.

تقریبا مشخص نیست که دجال از کجا بر خواهد خواست. ولی بر طبق احادیث، بعد از ملحق شدن مسیح(ع) به امام مهدی(ع) ، امام از مکه به بیت المقدس(محل فرمانروایی دجال) آمده و با او وارد جنگ میشوند. دجال پس از یک شکست مفتضحانه در کُناسه ی کوفه توسط امام به دار آویخته خواهد شد… (۲۳). از آنجایی که در تمام احادیث بعد از شکست دجال دوران رشد و زندگی و عدالت هست، پس بنده این اجتمال رو می دم که دجال آخرین فردی است که توسط موعود کشته خواهد شذ.. اخرین دشمن و بزرگترین دشمن…

شباهت جالبی که این حدیث با داستان های یهودیان دارخ اینه که آنها هم معتقدند نبرد آخرالزمان بین موعود و دجال به نام آرماگدون در بیت المقدس برپا خواهد شد. ولی آنان اعتقادی به شکست دجال ندارند.

 

براستی که ظهور حقیقیتی است که اتفاق خواهد افتاد.. به مانند طلوع آفتابی از پشت ابر های صبحگاهی…

اما ما چه خواهیم کرد؟

و چه انتخاب می کنیم؟

_______________________________

منابع و مواخذ:

۱-مکیال المکارم،ج ۲ / ص۱۸۵

۲- امام صادق(ع) اثباة الهداة ج۷/ص۱۸۸

۳-بحارالانوار، ج ۵۲، ص ۲۰۵.

۴-اثباة الهداة ج۷/ص۴۳۰

۵- اعلام الوری، ص ۴۲۸

۶-بحارالانوار ج ۵۲ ص ۲۱۰ حدیث ۵۲

۷- بحار الانوار ۵۱ / ۶۸ حدیث ۱۱

۸-المجالس السنیه،ج۵،ص۷۲۳

۹- بحارالانوار ج ۱۳ ص ۹۵۱

۱۰- بحارالانوار ج ۱۳ ص ۹۵۴

۱۱- نشانه های ظهور او ، ص۱۳۷

۱۲- بحارالانوار ج ۱۳ ص ۱۰۹۸

۱۳- غیبت طوسی، ص ۲۷۱

۱۴- بحارالانوار ج ۱۳ ص  ۱۰۷۸ و مکیال المکارم،ج۲،ص۱۸۸

۱۵- امام صادق(ع) ، غیبت نعمانی،ص۲۷۴

۱۶-  بحارالانوار ج ۱۳ ص ۱۰۷۸ و ۱۰۷۹

۱۷- بحار الانوار ۵۲ / ۲۰۸ حدیث ۴۵

۱۸- بحارالانوار ۵۲ / ۲۱۷ حدیث ۷۷

۱۹- بحار الانوار ۵۲ / ۲۴۲ حدیث ۱۱۲ – ص ۳۰۱ حدیث ۶۶ – ص ۲۷۸ حدیث ۷۲

۲۰- بحار الانوار، جلد ۱۳ باب ۳۲ روایت مفضل بن عمر

۲۱-منتهی الآمال، ص۳۳۷

۲۲- اثبات الهداة ، ج۷،ص۳۹۸ – بحارالانوار ج۵۲ ص ۲۱۳

۲۳- اثبات الهداة ، ج۷ ، ۱۴۲-۱۷۶

postheadericon چرا باید فراماسون ها را بشناسیم؟

با اکثر افراد وقتی راجع به ماسون ها صحبت می کنم و جیله هایی که آنها به کار می برند در آخر یک جواب می شنوم:

دمشون گرم! ولی به ما چه! ما داریم زندگی خودمون رو می کنیم!

و اینجاست که واقعا کمر انسان خم میشه… “خوب به ما چه؟!”

سوال قانع کننده ایه! و میشه تقریبا گفت که هیچ ایرادی بهش  وارد نیست…

ولی همونطوری که این سوال قانع کننده است، جواب قانع کننده ای هم داره!

چندی پیش بود که با یکی از دوستان صمیمی ام بر سر این قضایا صحبت میکردیم. و او در آخر به همین نقطه رسید! برای چند دقیقه مانده بودم چه جوابی به او بدهم!

جواب خودم را خودم میدانستم. ولی اینکه چگونه این جواب رو منتقل کنم که نه مورد تمسخر آنان قرار بگیرم و هم بتوانم پاسخ محققانه ای بدهم، فکر مرا به خود مشغول کرد.

در انتها اینگونه شروع کردم:

تمام چیز هاییکه به تو گفتم، مربوط به حال حاضر نیست!

ببین، بر اساس تاریخ تمدن بشری، تمام ادیان آسمانی به ظهور یک منجی در آخر و الزمان اشاره کردند. نتنها ادیان، بلکه اقوام هم به آمدن این منجی بشارت داده اند. از جمله اروپاییان که در داستان های آنان “آرتور” را به شدت فراوان میبینیم… همان “آرتور عادل” که با شمشیری که از دل زمین بیرون خواهد کشید پادشاه عادل تمام دنیا خواهد شد.

از بین تمام ادیان، دین اسلام اطلاعات جامع ترین به ما داده. اسلام ریشه ی خونی موعود، زمان تولد، پدران و خصوصیات موعود رو به تفصیل توضیح داده. از جمله ی این توضیحات اینه که او در نهایت پادشاه تمام جهان و عالم خواهد شد. و پیروز نهایی در هر میدانی خواهد بود. جالب اینه که تمام اطلاعات این دین با تمام داستان و اطلاعات ادیان دیگه راجع به موعود میخونه… و از همه مهمتر بر اساس تمام آن اطلاعات ما الان در آخر الزمان قرار داریم… می دونی این یعنی چی؟ یعنی اینکه هر لحظه احتمال آمدن موعود فراهمه… هر کسری از ثانیه و هر تپشی از قلب تو ممکن مربوطه به لحظه ی ظهور باشه…

اما همیشه در همه ی داستان ها ما میخونیم که نبردی در بین حق و باطل همیشه در جریانه.. اگر بر اساس این اطلاعات، حق در طرف موعود باشه، پس باطل چه کسی خواهد بود؟ تا حالا این سوال رو از خودت پرسیدی؟

اگر نپرسیدی باز هم تاریخ به این سوال پاسخ داده… درواقع تمام دوران همه چیز مشغول پاسخگویی به این جواب بودن… در تمام مدت در جلوی چشمان تو هستن و تو باز هم ندیدی…

در تمام مدت تو داستان ضحاک رو در شاهنامه فردوسی خوندی و نفهمیدی چرا مار روی دوش ضحاک سبز شد، نفهمیدی چرا غذای این مار ها مغز انسان بود… نفهمیدی که اصلا مامورت اصلی گرشاسپ چه بود! .. یا چرا کاوه ی آهنگ قیام کرد ولی فریدون بر تخت سلطنت نشست!… نفهمیدی که چرا به دماوند می گویند: ای دیو سپید پای در بند!… نفهمیدی که چرا نام بازی اساسین ۴ رو Revolation گذاشتن.. نفهمیدی که چرا صلیب شکسته در جلوی چشمان تو تکان دادند.. نفهمیدی که چرا سنگ سبز رنگ ضد چشم زخم به تو نشان دادند.. نفهمیدی که چرا هری پاتر بوجود اومد… نفمیدی که چرا این همه فیلم با زمینه ی ابر قهرمانی ساخته شد….

تو اون ها رو نفهمیدی … ولی به تو فهموندن که اسلام و موعودش همه اش کشکه! خیلی جالبه نه؟!

بر اساس تاریخ و اون چیزی که میدونی در آخر الزمان ، جبهه ای در مقابل موعود بر خواهد خواست… ادیان آسمانی قبلی نام های مختلفی به این جبهه دادند… ضد مسیح،Anti Christ و ۶۶۶ , Apocalypse، مسیح دروغین،مارضحاک و در انتها، اسلام که به آن لقب دجال رو داد…

انبیا به دو صورت مردم رو از این جبهه می ترسوندن.. یکی اینکه می گفتن دجال یک نفره.. و یکی اینکه می گفتند دجال یک نفر نیست… و صد البته هردو هم درسته… شما الان می ونید که دجال تنها نیست.. بلکه لشکری از افراد بدنال اونها هستن که با حیله ها و نیرنگ های مختلف انسان ها رو به سوی خودشون جلب میکنن…

و اما دجال.. فردی که یک چشم داره.. فردی که الاغی داره که با هر گامش از شرق تا غرب عالم رو میپیماید.. فذری که از هر تار موی الاغش تغکه ای گوش نواز به گوش میرسه… فردی که کوه هایی از غذا پشت سر داره.. و از همه مهم تر: کلی بنده داره! بنده هایی که اون رو میپرستن… بر طبق ادیان، او خودش رو به جای موعود جا خواهد زد.. اما در نبرد نهایی توسط یکی از افراد موعود کشته خواهد شد… او با تمام لشکر انبوهش شکست خواهد خورد.. و رویای سلطنت جهان را با خود به گور میبرد…

و حال شما میدونید که تمام ادیان الهی منظورشون چه کسی و چه چیزی بوده…

خوب ما در حال حاضر فراماسون ها، اعتقادات و تفکراتشون رو میشناسیم… فکر می کنی بعد از ظهور موعود چه خواهد شد؟

آیا این دجال پیشگان همچنان خواهند نشست تا موعود دنیا را بگیرد؟ خیر! و من اگر جای آنان باشم سعی می کنم کلک موعود را قبل از ظهور بِکَنم! ولی چون نمی توانم راه حل ساده ترین دارم!

خودم موعود را بسازم! دقیقا مطابق تمام آن چیز هایی که ادیان مژده داده اند! ولی با نماد ها و اهداف خودم! چند تا نبرد ابکی هم راه می اندازم و چند بار هم خودم را شکست می دهم که دیگران شک نکنند! جه کسی خواهد فهمید که موعود واقعا هنوز ظهور نکرده است؟ فوق فوقش اینست که از من معجزه می خواهند دیگر! ار تمام قدرت جادویی من هم نادید بگیرند، تکنولوژی روز من ۲۵ سال جلوتر از آن چیزی است که آنان حتی در ذهنشان بپرورانند… آنگاه ما همه را گول میزنیم و مالک جهان خواهیم بود و اگر موعود حقیقی آمد دیگر کسی به او توجه نمی کند! چون یکبار ظهور توسط ما شبیه سازی شده است!

بله.. در اینجاست که می فهمیم پیامبران چرا می گویند فتنه ی آخر الزمان سهمگین است!

براستی چگونه موفق خواهیم شد به امام زمان و به موعودمان در هنگام ظهور برسیم؟ اصلا از کجا معلوم آنکه ظهور کرده موعود ماست؟ حتی اگه از او معجزه هم بخواهی، نمیدانی این واقعا معجزه هست یا تکنولوژی ۲۵ سال دیگر… چه خواهید کرد؟

من جواب را به شما میدهم! تا کنون باید تقریبا دانسته باشید که دجال پیشگان(همون ماسون ها!) دیوانه ی نماد نگاری هستن! مکانی نیست که نمادی از آنان نباشد!  تنها راه شناخت ماهیت حقیقی آنان همین نماد هاست.. و همینطور شناخت هدف های آنان و اینکه می خواهند چه کنند.. و از طرفی شناخت دقیق موعود و مشخصات ظاهری و باطنی اون…

از طرفی دیگر نگران نباشید.. چرا که شما اگر واقعا بدنبال موعود باشید، موعود شما را درخواهد یافت .. و اونیز به سمت شما خواهد شتافت… فقط سعی کنید تا دشمن را به خوبی بشناسی تا گول نخوری و مانند خیلی ها دجال پرست نشوی…

و ای دوست خوب من.. حالا فهمیدی که چرا من بیشتر از ایران راجع به فراماسون های کثیف می نگرانم؟ و فهمیدی چرا سعی می کنم آنان را به همه ی جهانیان معرفی کنم؟…

اکنون به من بگو…. تو حق انتخاب داری… با کدامیک خواهی بود؟

آینده ی دنیا، مظهر لطف افریدگار و پدری مهربانو وارث تمام آفرینش؛ یعنی همان موعود…

یا:

کثیف ترین فرد یا افراد موجود درعالم، همانان که شکست خواهند خورد و این شکست وعده ی الهی است؛ دحال و دجال پیشگان ….

کدامیک؟

و این را بدانید.. هرثانیه ای که از ظهور موعود به تعویق بیافتد، ما مسئول هستیم و باید در محضر افریدگار پاسخگو باشیم… هر ثانیه… و برای همینست صالحان که ما برادران پیامبر لقب گرفته ایم….

postheadericon

سلام به همگی

اول از همه یک معذرت خواهر به خاطر دیر بروز کردن وبلاگم

دیگه این روزا بدجوری سرم یهو شلوغ شده! ایشالا تا چند فردا پس فردا بامطالب جدیدی میام پیشتون!

و دوم از همه اینکه سیستم عضوگیری سایت مشکل داشت.. مشکل رو برطف کردم و مثل قبل قابل دسترسه.. هم اکنون میتونید بدون هیچ دردسری اشتراک ایمیلی داشته باشید!

موفق باشید

postheadericon

آینده ی جهان، ظهور نام دارد…

..ظهور موعود..

پس حال چرا آینده ی خویش را نمیسازیم؟

چرا دست روی دست گذاشته ایم؟

باید حتما عاشورا به راه بیافتد تا مختار شویم؟

بر خیزیم..

از این خواب ظلمانی و از این کابوس برخیزیم…

و ببینیم که برنده ما هستیم…

postheadericon نماد های انحرافی در اسلام

امروز می خواهم راجع به نمادی صجبت بکنم که همه ی ما اقل کم چندین بار اون رو دیدیم ولی نمیدونم که حقیقتش چیه..

نمادی به نام ” دست فاطمه” و یا به نام دیگرش ” دست خدا”… (The Hand of Fatima or Hand of God)

البته اشتباه نکنید

شما در نام این نماد “دست فاطمه” نام حضرت فاطمه(س) ها را میبینید… بله این همان حضرت فاطمه ی خودمان است! ولی هیچ گونه ارتباطی به حضرت فاطمه ندارد.. این نماد یک نماد به شدت انحرافی است( دلیل این حرف را به تفصیل توضیح خواهم داد)

این نماد معمولا به صورت عکس، خالکوبی، گردنبند ، انگشتر و یا هر چیز دیگری که بتوان با خود حمل کرد، همراه خود می کنند.

بر اساس اعتقادات عامیانه این نماد سبب محافظت از اتفاقات بد و سبب دوری شیطان میشود.( بعبارت دیگر همان چشم زخم)…باور عامیانه ی مردم شیطان یک چشم و می تواند با آن دیگران را مورد آسیب قرار دهد. بوسیله ی این نماد می توان از خود و خانواده ی خود محافظت نمود…

بگذارید اول تاریخچه ای از این نماد بگویم..

این نماد در ابتدا در قبل از اسلام و در شمال آفریقا شکل گرفت.. سپس به خاور میانه و کشور های مسلمان راه یافت.. من تاریخ دقیقی از تولید این نماد نتوانستم بدست بیاورم.. ولی با توجه به اسامی ای که برای این نماد در نظر گرفته شده می توان حدس زد که تاریخ پیدایشش به قبل از اسلام باز گردد. اسامی ای نظیر “دست ماری” (مریم مادر حضرت عیسی)،و دست مریم(خواهر حضرت هارون) و … (+)

این نماد پس از ورود به عرب، به نام Hamse یا خمسه نام گرفت…

همچنین بر اساس اطلاعات پژوهش این نماد در ادیان همچون بودا و .. هم نفوذ کرده و در آنها کاربرد داشته است…(+)

عکسی از این نماد:

اما چه چیزی در این نماد مشکوک است؟

من توسط یکی از دوستانم با این نماد آشنا شدم. او نیز این نماد را از یکی از دوستان خارجی خود گرفته بود. در حقیقت هم اکنون در کشور های خارجی این نماد ، نماد اسلام و مخصوصا تشیع هست.

به جرات می توانم بگویم این نماد اصلا ریشه ی اسلامی ای ندارد. توسط مردم عامی وارد شده و نام گذاری گردیده و جزو قسمتی از خرافه های آنان قرار گرفته است. مشکل این نماد این عکسی نیست که در بالا میبینید

بلکه مشکل اینست که عکسی که میبینید یک عکس ناقص است! عکس کامل بصورت زیر است!

 

یک چشم در وسط آن! و جالب تر آنکه یک چشم چپ!

در بررسی های بیشتر به این عکس دیگر از این نماد هم رسیدم:

 

یک بز در وسط این دست!.. بزی که از حسب اتفاق بسیار شبیه به بز شیطان است!

و اطلاعات جالبی که باید در مورد خود این دست بدانید!

در برخی منابع آمده که این دست، دست راست است. در واقع دست راستی که از سمت ناخن ها بالا گرفته شده است. گرچه که در بسیاری از عکس ها چپ و یا راست بود دست مشخص نیست…(+)

اما کافی است کمی بیشتر به دنبال این عکس ها بگردید…

در بسیاری از عکس ها مشاهده می کنید که دستی که بالا گرفته شده یک دست “چپ” میباشد.(+) مثل عکس زیر:

 

در عکس بالا ، تعدادی از زنان با لباس های محلی ربی را میبینید که دست چپ خود را بالا آورده اند.. ناخن ها نشان میدهند که این دست، دست چپ است و درکف دست چپ نماد چشم به وضوح و آشکارا دیده میشود…

فکر نکنید این عکس ها را از آسمان می آورم! فقط کافی است شما هم کمی بگردید! باور کنید به قدری فراوان از این نشانه ها خواهید یافت که حالتان به هم می خورد! (+) (+) (+) (+)

برای اینکه بدانید من در جست و جو هایم تنها به یک عکس از “دست فاطمه” برخورد کردم که در پشت دست راست، آیاتی از قرآن روی آن نوشته شده بود.. به یاد دارید که گفتم این نماد در اسلام تزریق شد… پس قاعدتا باید در جایی اغییر یافته ی آن را دید وگرنه نمیشود بعنوان یک نماد مستعمل در روزگاران قدیم آن را مورد تحلیل قرار داد… این تغییر یافته ی این نماد و تبدیل شده ی آن به سبک اسلامی بود: همانطور که می بینید یک دست راست و ایاتی از قرآن بر پشت آن…

 

 خوب تا اینجا به سه نماد از نماد های مشکوک بر خوردیم، چشم چپ،  عکس بز شیطان، و دست چپ… که هیچکدام هیچ ارتباطی به اسلام ندارد!

وجود یک چشم بر روی یک نماد چه اشکالی دارد؟

پیامبر فرمودند: شیطان یک چشمی است..

در کمترین حالت این نماد برای من مسلمان و مخصوصا شیعه نشانه ی اصلی شیطان است.

و در قدم دوم.. یک بز بر روی این دست ها چه میکند؟ به همان دلیلی که بز نشانه ی شیطان است چشم چپ هم همان نشانه است و اگر شما دوست دارید حامل یک نماد ماسونی باشید، هیچ عیبی ندارد!!

به شخصه اصلا ورود این نماد به اسلام و سپس شناخته شدن آن به عنوان نماد اصلی شیعی و اسلامی در کشور های دیگر را، در هیچ صورتی اتفاقی نمیدانم… همونطوری که براتون گفتم این نماد هیچ ارتباطی با اسلام نداره…

شاید خیلی ها بگویید این همان نشان دستی است که بر بالای علم ها میبینیم.. در صورتی که اینچنین نیست… این یک علم است و یک دست در بالای آن.. نماد دستان بریده شده ی ابالفضل العباس(ع) .. و با نوشته های بیشمار عربی روی اون.. و بدون هیچگونه چِشم! این دو نماد را باهم قاطی نکنید!

 

یک چیز جالب تر!

آیا میدانستید بر اساس تحقیقات من، تنها راه جلوگیری از چشم زخم، دعا های خاصی است که پیامبر به مردم یاد دادند؟

ما در واقع هیچگونه نمادی برای جلوگیری از چشم زخم نداریم!  اکنون…

آیا این سنگ ها را به یاد می آورید؟

سنگ های چشم که برای جلوگیری از چشم زخم در هر گوشه ای به چشم می خورد!

یادم است اولین بار در کودکی وقتی این سنگ را دیدم از مادرم پرسیدم: چرا چشم؟

و واقعا چرا چشم؟

آیا می دانستید دجال دارای یک چشم است؟ و این چشم به چشم جهان بین معروف است؟ چشمی که می تواند همه ی دنیا را زیر کنترل خود داشته باشد!

و ایا می دانستید نماد اصلی چشم زخم ایرانی ها همان لوزی هایی است که در اطراف آن اسپند آویزان کرده اند؟

یکی به من در تاریخ نشان دهد در چه برهه ای ایرانی ها نماد چشم زخمشان یک چشم بوده است؟! یا اصلا یک حدیث به من نشان بدهید که بگوید این سنگ برای جلوگیری از چشم زخم مفید است!!

 

خواهر عزیز.. برادر عزیز…

چیزی هایی که هم اکنون خواندید، واقعیت بودند…

آری یک عمر چیز هایی که خورد ما دادند، دروغ هایی بود برای نماد نگاری خودشان…

و برای نفوذ در چیزی که همیشه از ا« می ترسیدند…

اگر شما نیز هم اکنون از یکی از این نماد ها استفاده می کنید؛ دو راه دارید:

۱- آن را دور بیاندازید! چرا که شما هم اکنون حامل یکی از اصیل ترین نماد هاس کابالایی و ماسونی هستید! ( مگر اینکه همچنان بخواهید مورد سو< استفاده قرار بگیرید!)

۲- راجع به آن بیشتر تحقیق کنید! الزامی نیست همه ی حرف های من رو باور کنید!!

در آخر شما مختارید و حق انتخاب دارید… ولی شما مسئولیت دارید چون حالا چیز هایی را می دانید که خیلی ها نمیدانند…

 

آخ داشت یاد میرفت! بد نیست این را هم ببینید!

postheadericon آن روز که شهدا نباشند…

امروز اولین روز سال جدید تحصیلی بود.

و مصادف بود با هفته ی جنگ.

در و دیوار مدرسه مزین بود به عکس و زندگی نامه های شهدا …

چفیه ها و قمقمه و هرچیزی که مربوط میشد به اونها

و قشنگترین کاری که شاید مدرسمون تا به جال کرده بود این بود که یک قسمتی به نام” شهید گمنام” درست کرده بودند..

تکه هایی از لباس، پلاک و استخوان در بین کپه ای از خاک…

بحث من مربوط به این مجسمه ی شهید گمنام نیست

بلکه مربوط به اونهایی است که در اطراف این مجسمه و این طرح جمع شده بودند.

نوجوانانی می خندیدند

به واقع می تونم بهتون بگم چیزی که من در اونجا دیدم هیچ قسمت خنده داری نداشت…

ولی اونها می خندیدند

بزرگترین فاجعه ی ممکن!

به فکر فرو رفتم…

چه آسان از یاد ما برونسی ها را بردند..

چه آسان از یاد ما آوینی ها را بردند…

چه آسان از یاد ما چمران ها را بردند…

و همت ها … و خیلی های دیگه …

و این را هم بگویم که چه آسان ما اجازه دادیم تا آنها را از ما بربایند!

چگونه تنها در فاصله ی کوتاه ۳۰ سال از این جنگ تمام این ارزش ها به فراموشی سپرده شدند؟

چگونه اعتقاد به شهدا و افتخار به شهدا اکنون ننگ محسوب میشود؟

و چگونه به یکباره همه چیز در زیر فیلم و موسیقی و آواز و … دفن شد…

بگذارید یک راز به شما بگویم

آیا می دانید تنها راز دوام جمهوری اسلامی ایران در فتنه های سال ۸۸ چه بود؟

شهدا و آنانی که خود را وارث آنان میدانستند…

و اکنون بگذاری گوشه چشمی از آینده به شما نشان دهم…

دردناک است.. خیلی دردناک… ایا آماده هستید؟

کمتر از چند سال طول میکشد…

دوباره همه چیز تحت رهبری خارجی ها و به احتمال زیاد دوباره تحت همان نام “سبز” اغاز خواهد شد…

تمام ورثای انقلاب اکنون مرده اند…

نه خبری از سرداران جنگ هست..

نه خبری از فرزندان شهیدان..

و نه خبری از آنان که خاک جبهه ها را با دستانشان لمس کرده اند…

فقط گروهی می مانند اندک ( بسیار اندک!) از آنان که خود را وارث شهدا میدانند

این گروه ها نیز به تریج دچار انحراف میشوند.. یا بسیار تند رو و یا بسیار کند رو…

هیچ مرز وسطی وجود نخواهد داشت..

و ان هنگام دیگر خبری از رهبری هم نیست .. یا بهتر بگویم.. از رهبری که خود آن روزگاران را درک کرده باشد نیست که وارثان شهدا را راهنمایی کند و آنان را به “صحیح روی” فرا بخواند…

آن روز دیگر خبری از اسلام و مسلمان واقعی هم نیست!

آن روز ها در تمام خانه ها ماهواره مثل مور و ملخ ریخته است!

آن روز ها آزادی زا به ازادگی فروخته اند…!

خیلی زود ارزش های اسلامی جای خود را با غرب زدگی عوض کردند…

در آن روز است که خارجی ها بر ما پیروزند…

آن روز وقتی است که ایران اسلامی؛ همه ی ارزش های خود را از دست داده .. وقتی که فقط ایران مانده…

به سادگی حکومت با اسم “آزادی” بر اندازی میشود.. آن هم نه با نفوذ هیچ نیروی خارجی ای!  بلکه توسط مردم!

پیام های تبریک و پشتیبانی است که از شرق و غرب می اید.. و اندک کسی هست که هنوز “استعمار” را باور دارد!

و آن روز است که خون آن ده ها و صد ها هزار شهیدی که جنگیدند تا آن یک وجب خاک را تحویل ندهند، به سادگی پایمال میشود….

کشور تقدیم آن کسانی که نباید میشود! آن هم دو دستی!

آن روز ایران تنها میشود.. بدون هیچ اسلامی…

متاسفانه چیز هایی که خواندید واقعیت بود…

به هر گونه ای که فکر می کنم می بینم تمام چیز ها حساب شده بود..

تک تک مارک ها.. تک تک آگهی ها… تک تک برنامه ها…تک تک کتاب ها…

ما اکنون هیچ گونه شانسی برای مقابله نداریم…

حتی تبلیغ هم نمیتوانیم بکنیم!

ولی نباید تسلیم شد..

می دانید چرا؟

چون برگ برنده به دست ماست…

ما آن روز را می بینیم و خواهیم ساخت…

آخرین امید جهانی..

و آخرین راه برای حفظ اسلام غیر تحریف شده…

——–

در همین افکارو احوالات بودم که زنگ خورد.. باید بر میگشتیم به کلاس…

کلاس؟! ببخشید!… من حواسم خیلی پرت است!

به سکولار… !

 

پ.ن: بد نیست اینها رو ببینید تا بفهمید وارث چه کسانی هستید…