مشترک شوید!
Smiley face

جدیدترین مطالب را در ایمیل خود داشته باشید!

نکته: به یاد داشته باشید که ایمیل فعال سازی ارسال شده را، باز کنید. این ایمیل ممکن است در Spam های شما باشد.

آمار بازدید
Prev
Next
Play

Archive for آوریل, 2011

postheadericon برنامه ی نابودی یک کشور بدون درد و خونریزی!

سلام

حتما از زلزله ی ۸/۹ ریشتری ژاپن خبر دارید…

و بعد هم مشکلات هسته ای که در این کشور بوجود اومد…

چیزی که باعث میشه این مطلب رو بنویسم حس تحسینی هست که بعد از فهمیدن حقایق برام بوجود اومد…

اشتباه نکنید.. من اصلا طرفدار سیاست های کشور های بیگانه نیستم… بلکه هر کاری می تونه تحسین بشه بدون اینکه تایید بشه!

اوضاع کنونی ژاپن:

ویرانی ، قحطی ، تشعشعات رادیو اکتیو ، خطر مردن و ….

چرا؟ به خاطر یک زلزله به مقیاس ۸/۹ ریشتر….

جالبست بدانید که این زمین لرزه هفتمین زمین لرزه ی بزرگ جهان است (+)

اما چیزی که باعث شد این مطلب را بنویسم تنها این نبود.

مدت های زیادی هست که با نگاه کردن به فیلم های آمریکایی و هالیوودر به یک چیز می اندیشم: چرا دشمن اصلی یک چشم بادامی است؟ آیا به غیر این است که چشم بادامی بودن نماد کشور های شرقی و پیشرفته همانند ژاپن و چین است؟

برایم جالب بود که همیشه نقش منفی چینی یا ژاپنی می خواهد زمین را تسخیر کن و تازه دارد قدرت می گیرد که همیشه یک قهرمان غربی جلوی او را می گیرد. آن هم با نیرویی بسیار کم.. و در مواقع بسیار قهرمان غربی تمام اعضای وابسته به نقش منفی را از بین می برد.. چرا ؟ جون ضمانتی وجود ندارد که آنها مجدد دست به قیام نزنند… و بیننده هم با کمال آرامش و لذت فیلم را نگاه می کند.. جرا؟ واضح است! نقش منفی باید به فجیح ترین وضع بمیرد و اصلا مهم نیست او که باشد یا وابستگان به او چه کسانی باشند. البته اینها نشان دهنده ی یک نکته ی دیگر هم هست. اینکه آمریکا و … چقدر از قردت گرفتن کشور های شرقی می ترسن!

این حملات فکری که من اوج آنها را در فیلم مومیایی۳ حس کردم تنها بخشی از پروژه ی بزرگ غرب برای از بین بردن احساس مسئولیت و رحم بین انسان ها بود.. و حال اصلا دیگر مانند گذشته اصلا برایمان مهم نیست که کسی بمیرد یا خیر.. چون مردن برایمان عادی شده…

 

فیلم مومیایی – عناصر ذکر شده به صراحت دیده می شوند.

 

این بحث را تا اینجا داشته باشید!

حتما ماجرای عجیب ریزش پرندگان مرده از آسمان در آمریکا را شنیده اید!

سقوط ناگهانی هزار پرنده در شب سال نو در ایالت آرکانزاس آمریکا(+) ! چه جالب!

همینطور ماجرای مرگ ۲ میلیون ماهی در نزدیکی های لس آنجلس آمریکا!(+)

که محققان گفته اند که بدیلی کمبود اکسیژن در آب دریا اتفاق می افته!

و جالبست بدانید که این دو حادثه ی مثلا طبیعی در فاصله ی زمانی ۳ ماه اتفاق افتاده… از این حوادث پره… کافیه فقط توی گوگل بگردید…

 

مرگ دومیلیون ماهی در لس آنجلس

 

این بحث رو هم تا اینجا داشته باشید…

اما موضوع اصلی ای که می خواهم بهش بپردازم تکنولوژی (یا بهتر بگم؛ سلاحی ) است به اسم هارپ

می دونم که قطعا راجع به این موضوع شنیدید… ولی اگر نشنیدید می تونید اطلاعات بیشتر رو در این لینک ها بخونید: (+ و + و + و +)

به طور خلاصه هارپ یک سلاح برای هرگونه تغییر در شرایط طبیعی زمین هست… زلزله، سونامی، سیل، خشکسالی، تغییرات آب و هوایی و …

نمونه های استفاده از این سلاح در مناطقی مانند ایران هم میشه وفور یافت که در این ادرس به تفصیل توضیح داده شده ..(آخر مطلب رو ببینید)

 

تکنولوژی هارپ

اینم تا اینجا داشته باشید…

می خواهم یک گریزی بزنم به جنگ جهانی دوم.. سال ۱۹۴۵٫٫

آخرین روز های جنگ حهانی دوم بود که ناگهان دو شهر هیروشیما و ناکازاکی به کلی با خاک یکسان شدند… معلوم شد که آمریکا با انداختن دو بمب اتم در این دوشهد، نه تنها باعث شد که ۲۲۰٬۰۰۰ نفر غیر نظامی به طور کامل منهدم بشن بلکه باعث شد تا نسل ها بعد افراد دچار جهش های ژنتیکی شده و عملا نتونن کاری انجام بدن(+)… واین یعنی دشمنی مستقیم با آرمان ها و پیشرفت های یک کشور… چون جنگ ها محدود به زمان هستن ولی این عملیات ها تنها چیز هایی هستن که اثراتشون هیچگاه به پایان نمیرسه…

 

ناگازاکی- قبل و بعد از انفجار هسته ای

 

جالب اینجاست که بعد از این انفجار ها وزیر دفاع وقت ژاپن گفت:”برای پایان دادن به جنگ جهانی دوم، چاره‌ای جز بمباران اتمی و کشتار تعداد کثیری از مردم وجود نداشته است”. این حرف رو خدمه ی پروازی که وظیفه ی انداختن این بمب ها رو داشتن تایید کردن (+)

آن زمان جنگ بود… ولی الان سوال اساسی ای که مطرح هست اینه که ایا افکار عمومی هنوز به آمریکا اجازه ی انجام چنین کار هایی رو می ده؟ و قطعا پاسخ این سوال “خیر” است…

 

سالگرد حمله ی اتمی به ناگازاکی هیچگاه فراموش نمی شود و

همه در آن شرکت می کنند.. فرقی نمی کند شرقی یا غربی


این نکته رو هم داشته باشید…

حالا می خواهم این موضوعات رو به هم ربط بدم…

مشخصا آمریکا و کشور های غربی از قدرت گرفتن کشور های شرقی و برتریت علمی اونها نسبت به آمیرکا می ترسه… نمود این ها رو هم در مطبوعات، فیلم ها، افکار عمومی ، نژاد پرستی ها و … هم میشه به وضوح دید. ساده ترین راه برای از بین بردن جمعیت و مغز های یک کشور بدون توجه افکار عمومی یک سانحه هست.. دقیقا مثل فیلم ها که یک تصادف بطور کامل شبیه سازی میشه تا از ماهیت قتل پرده برداری نشه… پس چگونه می توان صحنه سازی کرد؟ خیلی سادست! یک زلزله ی ۸/۹ ریشتری تمومه تا علاوه بر اینکه خودش کل اون کشور رو صاف بکنه، امواج ایجاد شده بدلیل سونامی ای که به خاطر زلزله بوجود میاد تمام اون منطقه رو بشوره! و این یعنی قطعا تا ۱۰ سال این کشور عقب می افته.. وبرای این که این زمان افزایش پیدا بکنه و تمام مزدم جهان از این افراد و نسل های بعد از اونها منزجر بشن، باید یک جهش ژنتیکی ئر تمام این مردم روی بدهد… چکونه؟ با بمب هسته ای؟ خیر، زیرا هم برای ماهیت مردم دوستانه ی کشوری مانند آمریکا بد است و هم اینکه افکار جهانی دیگر بطور کامل متوجه خود آمریکا و تمام فعالیت های او که در خفا انجام میشود ، متوجه می ماند… پس می آید با آخرین تکنولوژی روز خود که کمتر افرادی از آن آگاه اند یک زلزله ی ۸٫۹ ریشتری بوجود می آورد تا در اثر سونامی آن مرکز هسته ای این کشور نابود بشه.. اینطوری هم این کشور از لحاظ صادرات و واردات کاملا فلج میشه( همه می ترسن تشعشعی بشن!) هم از لحاظ تولیدات داخل… و روند جبران این خرابی چیزی بشتر از ۱ قرن طول خواهد کشید…

و اینها یعنی تفکرات پشت پرده… برای همین بود که این زلزله اینقر برای همه عجیب و نا به هنگام بود…

اینگونه استمار و استعمار گران نقشه می کشند تا خود همیشه بالاتر باشند… پس دوستان؛

هیچگاه به سادگی گول مسائل مختلف را نخورید و بدانید که همیشه در پشت پرده ها دست های زیادیست…

و برای همین است که ائمه می فرمایند:

یک دقیقه تفکر از هزار رکعت نماز بهتر است…

postheadericon کبوتر باشیم یا کبوتر؟

سلام

عنوان نوشتنم من رو یاد این شعر انداخت:

این یکی شیر است کادم می خورد/ آن یکی شیر است کآدم می خورد!

فکر کنم بهترین شروع همین باشه…

موضوعی که می خواهم مطرح کنم دقیقا با این عنوان مرتبطه…

انتخاب… بله… انتخاب

امروز صبح یک کبوتر خوشکل و ناز دیدم که داشت بالای سر مدرسمون واسه خودش پرواز می کرد… آزاد و رها… به هر جا که می خواست می رفت و هر جایی که دوست داشت خونه می کرد… رنگش سفید بود و موقع پرواز چنان توی نور خورشید می درخشید که انگار یک آیینه در حال پروازه! ولی این کبوتر یک مشکل داشت.. و اینکه تنها بود… (اگه دقت کرده باشید همه ی کبوتر های زیبا تنهان)… گرچه این کبوتر زیبا بود و ازاد و من به حال این دو عنصر قبطه می خوردم، ولی در حال حاضر اون باید به سختی غذا پیدا بکنه، شب جایی بخوابه که گربه نباشه، از سر و صدای ماشین ها خوابش ببره، توسط یک بچه با تیر کمونش آسیب نبینه و ….

و الان هم داخل خونه ام.. و می تونم از پنجره ی خونه یک دسته کبوتر رو ببینم که دارن واسه ی خودشون توی آسمون جرخ می زنن… تعدادشون حد اکثر ۲۰ تاست… اونها هم زیبا هستن ولی نه به اندازه ی اون کبوتر دیگه… چند دقیقه که گذشت دیدم همه ی این کبوتر ها روی سقف یکی از خونه ها فرود آمدن و صحب اونها شروع کرد به انداختن مجدد اونها در قفس… این کبوتر ها هیچی کم نداشتن… هم یک خونه داشتن که امنه و در کمال سکوت… هیچ گربه ای مزاحمشون نیست، هیچ بچه ای نمی تونه با نیرکمونش اونها رو اذیت کنه و همیشه هم آب و غذای سالم برای خوشون دارن… اونها فقط یک چیز کم دارن: آزادی….

و من در حالی که دارم این نوشته رو می نگارم به این فکر می کنم که دوست دارم در زندگیم جزو کدامیک باشم؟ و دوست دارم که سرانجامم و مرگم مانند کدامیک از این دو دسته باشد؟

شما چطور؟ به پرسش من فکر کنید…. بدور از هرگونه پیش زمینه ی فکری… شما کدام مورد را انتخاب می کنید و چرا؟

 

 

postheadericon دانلود دومین بازی من : رسام:فصل اول

سلام به همه ی دوستان خوبم…
من بعد از مدت ها با یک بازی دیگه برگشتم!
اسم بازی “رسام : فصل اول” هست…
داستان این بازی، در قالب یک سری بازی های فصلی که مثلا هر دوماه یکبار ساخته میشه پیش خواهد رفت . یک چیزی مثل سریال های مختلف ویدئویی…

نام بازی: رسام : فصل اول
ژانر: سوم شخص
نوع بازی : فکری و حل معما
سازندگان : گروه ماه نقره ای ( من و یکی دیگه از دوستام)
داستان: رسام یک مامور اطلاعاتی ایرانی است… سازمان اطلاعات ایران متوجه می شود که سرویس های جاسوسی مخالف دارن از شرایط مختلف کشور های در حال قیام مثل اردن و لیبی استفاده می کنن تا در سکوت یکسری ماموریت داخل ایران انجام بدن…فرمانده به رسام ماموریت می ده که مدارک این خرابکاری ها که داخل یک مرکز مخروبه ی جاسوسی در “حیفا” هست رو بدست بیاره… رسام و دوستش “ثاقب” عازم این ماموریت می شن ولی در بین راه رسام از ثاقب دور می افته و بیهوش میشه و…
حجم دانلود یکمی بالاست : ۱۴۴مگ که در ۲۹ پارت ۵ مگ بسته بندی شدن
سعی شده در بازی در همه ی قسمت های دمو، فایل های ویدئویی، طراحی مرجله، داستان و … سنگ تموم گذاشته بشه…
پس خوش حال میشم که دانلود کنید و نظراتتونو بگید..
ممنون

عکس ها:
http://silverman.ir/resam/pic1.jpg
http://silverman.ir/resam/pic2.jpg
http://silverman.ir/resam/pic3.jpg
http://silverman.ir/resam/pic4.jpg
http://silverman.ir/resam/pic5.jpg
http://silverman.ir/resam/pic6.jpg

عکس ها با کیفیت بالا:

http://silverman.ir/resam/pic7.jpg

http://silverman.ir/resam/pic8.jpg

http://silverman.ir/resam/pic9.jpg

http://silverman.ir/resam/pic10.jpg

 

دانلود فیلم و تریلر با کیفیت متوسط:

http://silverman.ir/resam/Resam-s1-Low.wmv

 

دانلود فیلم و تریلر با کیفیت بالا:

http://silverman.ir/resam/Resam-s1-high.avi

 

لینک های دانلود(حجم کل ۱۴۴مگ و ۳ قسمت):

http://silverman.ir/resam/Resam-season-one.part1.exe

http://silverman.ir/resam/Resam-season-one.part2.rar

http://silverman.ir/resam/Resam-season-one.part3.rar

 

نکته: متاسفانه به دلیل خرابی سرور، همه ی فایل های من از روی اینترنت پاک شد. در تلاشم که مجددا رسام رو در یک فضا آپلود کنم. تا اون موقع اگر کسی از دوستان علاقه به داشتن بازی داشت میتونه با من تماس بگیره : [email protected]

postheadericon بازی معتاد کننده ی موبایل: Doodle Jump

سلام به همه

امیدوارم که خوب باشید!

دیگه نزدیکای آخر سال تحصیلی هستیم و فشار درس ها داره خیلی خیلی بالا می گیره…

ما هم که مجبوریم بریم بشینیم خر بزنیم تا بتونیم یه نمره ی ۱۲ یا ۱۳ بگیریم و واسه خودمون خوش حال باشیم!

ولی همیشه و در همه حال کمبود یک چیزی رو حس می کنیم! اونم یک بازی خوبه که با بازی کردنش حسابی خستگی رو از تن به در بکنیم!

راستش خیلی گشتم تا بتونم به چنین بازی ای دست پیدا کنم… ولی حالا که دست پیدا کردم واقعا معتادش شدم!

اسم این بازی فوق العاده Doodle Jump هست!

گیم پلی فوق العاده سادست! بپر و سعی کن به موانع نخوری و تا سر حد مرگ بالا برو!

بازی یک نوع سکو بازی دو بعدی هست که شما باید طی اون روی یک سری از بلوک ها بپرید و همینطوری بالا برید تا برسید به بالا ترین متراژی که می تونید! (که واسه بار اول عمرا بتونید ۳۰۰۰ متر بیشتر برید!) و همینطور ادامه بدید…. همین!

حال این بازی به کل انداختن اون هست! مثلا بادوستاتون کل می ذارید که هر کی بالا تر بده اون برندست!

شاید فکر کنید که بازی به همینجا ختم میشه و تمام! ولی اشتباه کردید! شما معتاد این بازی میشید و دوباره و دوباره بازیمی کنید! اونقدری که دیگه مکان بعضی از بلوک ها رو حفظ میشید ولی اونجاست که بازی به  شما میگه : تازه بازی داره شروع میشه!

خیلی خوب من این بازی رو روی هاستم آپ کردم!

مناسب برای انواع گوشی هایی که فایل جاوا می خونن!

خب خوش حال میشم متراژاتونو توی قسمت نظرات برام بنویسید!

دانلود بازی Doodle Jumpبا حجم ۳۰۰ کیلوبایت برای گوشی ها جاوا

دانلود بازی Doodle Jumpبا حجم ۹۳۹ کیلوبایت برای گوشی هاب ویندوز موبایل

پ.ن۱ : تا الان رکورد من ۳۲۰۰۰ هست! بالاترین رکورد تو مدرسمون ۷۶۰۰۰!

پ.ن۲: آخ چه حالی میده زنگ جبر با موبایل بازی کنی!

 

بروز رسانی: رکوردم شد ۵۶۰۰۰ تا! تازه رکورد دوستم هم ۷۶۰۰۰ تا بوده! من الان مقام دومم!

در ضمن لینک دانلود برای گوشی های ویندوز موبایل اضافه شد

postheadericon ما هم .IR شدیم!

سلام به همه!

این اولین نوشته ی من بعنوان مرد نقره ای در Silverman.ir هست!

بله!

یک افتتاحیه!

خوب خیلی از این که شما رو اینجا میبینم خوش حالم و امیدوارم بتونم مطالبی بهتر از وبلاگ قبلیم بذارم…

ممنون از وردتون!

راستی یک هفته ی دیگه تولد یکسالگی وبلاگم مبارک!

پ.ن۱: من دیگه silverman2012.blogfa.com رو به روز نمی کنم! ولی کسانی که عضو ایمیل شدن همچنان براشون ایمیل میشه….

پ.ن۲: هر اشکالی در این وبلاگ دیدید لطفا به سرعت به من خبر بدید:

silverman2142

postheadericon ما هم مستقل شدیم! هم اکنون silverman.ir

سلام به همهی دوستانم

در آستانه ی تولد خودم و وبلاگم هستیم…

به لطف امام زمان (ع) ما هم ورد پرسی شدیم!

از این به بعد می تونید با آدرس Silverman.ir به وبلاگ من سر بزنید…

اینجا دیگه به روز نمیشه! و من موفق شدم از چنگال بلاکفا خارج بشم!

پس در silverman.ir می بینمتون

راستی دوستانی که اشنراک ایمیل دارن نگران نباشن، چون هنوز هم از طریق ایمیل مطالب وبلاگ براشون ایمیل میشه

فقط دوستانی که خودشون میان یکم نگران باشن!

مرسی و میبینمتون!

 

postheadericon نوروز مبارک؟

سه…

      دو…

          یک…

             آعاز سال  ۱۳۹۰ شمسی…

- و من تنها، بر سر یک سفره ی بی آب و علف و هفت سین اضافه بر آن که گویی سعی شده بود آن سفره ی بی آب و علف را صفایی بخشد…

ویک آیینه…. و یک قرآن…

آیینه ای که با تلولو اشک هایم، چشم هایم را می آزرد و قرآنی که درست بر خلاف آیینه مرا نوازش می داد…

او قول داده بود… او نباید بد قولی  بکند…. او به من قول داده بود… همان شب که با دوستم به حضورش رسیده بودیم… همین چند روز پیش که در پیشش بودیم … و همین دیشب… بعد از نماز…. او قول داده بود…

او به من قول داده بود که مرا نتها نگذارد….

او قول داده بود که در همه جا با من باشد…

-البته او هیچگاه بد قولی نمی کند….

مگر یک پدر به فرزندش بد قولی می کند؟

-خیر، مسلما خیر….

-او اینک در کنار توست…

در قلب تو…

همیشه بوده است…

فقط باید احساسش کنی…

- آری ! او از قبل نیز با من بود!

پ.ن۱: قسمتی از نوشته ی “دفترچه ی سبز” که مال سال ۸۷ بود! یکم تغییرش دادم!

پ.ن۲: فرض کنید موقع استخاره برای من داستان ایستادن مردم جلوی حضرت نوح و مسخره کردن ایشان اومد…. فرض کنید… آخه برای چی باید همچین داستانی رو ببینم که اولش می گه خدا کلی بهمون نعمت داده بعد نوع(ع) را به سوی ما می فرسته و بعد ما نافرمانیش رو می کنیم و عذاب الهی مارو فرا می گیره… سوره ی مومنون…. هــــی… اینم از موعود دوستیمون…. کلا باید ما رو ببوسن بزارن رو طاقچه! به درد هیچی نمی خوریم…

postheadericon

سلام

بله…

نوروز نیز امسال فرا رسید…

سرد تر و ناراحت کنتده تر و نا امید کننده تر از همیشه…

نوروزتان مبارک…