مشترک شوید!
Smiley face

جدیدترین مطالب را در ایمیل خود داشته باشید!

نکته: به یاد داشته باشید که ایمیل فعال سازی ارسال شده را، باز کنید. این ایمیل ممکن است در Spam های شما باشد.

آمار بازدید
Prev
Next
Play

Archive for مارس, 2011

postheadericon

سلام

کمتر از چند ساعت دیگه نوروزه..

ومن اصلا آماده نیستم…

نکنه امسال هم نوروز تنها بمونم؟

نکنه یادش بره پیشم بیاد.؟ اون که یادش نمیره…

نکنه اینقدر بد باشم که دیگه دوست نداشته باشه ببینتم…

یعنی امسال نوروز کجاست؟

هــــی….

نمی دونم سال بعد چطوری خواهد بود…

راستش می ترسم… از سیاهی ای که پیش رومه می ترسم…

سال آینده یک سال سرنوشت ساز و اساسی برای منه.. ورود به دوران جوانی…

اصلا سال بعد پیش کِش!

سالی که توش بودیم رو چطوری گذروندم؟

هه هه!

مثه یه احمق….

یکسال گذشت و همه ی فرصت هام گذشت و به هیچ جا نرسیدم…

هرچی خدا بهم لطف کرد و نشونه داد من نفهمیدم…

و الانم که روی صندلیم جلوی مانیتور نشستم و دارم تایپ می کنم…

می دونم سال بعد هم روی یک جایی توی همین کره خاکی می شینم و افسوس سالی که گذشت رو می خورم…

تمام تلاشمو می کنم که فرصت هامو از دست ندم و از زدندگیم راضی باشم..

ولی چی کار کنم نمیشه…

اه…

همه چیز مسخره است…

لعنت به این زندگی…

پ.ن۱: سر سفره ی نوروز مارو یادتون نره…

پ.ن۲ : سلام و درود های خداوند بر یکتا منجی عالم بشریت…

postheadericon پرده نویسی!

سلام

امشب واقعا خوش حالم

بعد از یک هفته پسر طلایی رو دیدم… آخه رفته بود کربلا…

می گن رسمه هرکی از کربلا بر میگرده دوستان و آشنایان واسش یه دیوارنوشت (همون پرده خودمون!) میارن!

ما که پول نداشتم! گفتیم چیکار کنیم؟ این شد که خودمون آستین بالا زدیم و دست به کار شدیم!

اومدیم پرده نوشتیم و زدیم به دیوار وبلاگ!

پ.ن۱: امشب خیلی حال داد! کلی با هم دور زدیم و خندیدیم! تازه من کلی هم سوتی دادم! به قول یکی از دوستام : روبات ویروسی!

پ.ن۲: نوروز هیچیش خوب نیاشه، خرید عیدش خوبه!

postheadericon دانلود آهنگ : مرو ای دوست – محمد اصفهانی

سلام

مدت ها بود به دنبال این موسیقی بودم و سرانجام پیداش کردم!

آهنگ : مرو  ای دوست

خواننده: دکتر محمد اصفهانی

می تونید در انتهای متنم دانلودش کنید…

من این آهنگ رو در پس زمینه ی یک مستند که برای زیارت امام رضا بود شنیده بودم و بعد از اون هر جا رو که گشتم پیداش نکردم که دیروز اتفاقی اونو روی گوشی خواهرم دیدم…

آهنگ فوق العاده است.. موسیقی مغناطیسی (البته از نظر من مغناطیسی) که روش گذاشته شده باعث میشه با سر توی مفهوم شعرش فرو برید… متن شعرش هم که حرف نداره…  اولین آهنگی هست که می بینم با اینکه مدت شعرش  بالا رفته از کیفیت آهنگ و شعرش کم نشده…

راستش اینو بعد از نوشتن پست قبلیم گوش کردم و خیلی بهم چسبید…

امیدوارم شما هم لذت ببرید…

حتما کیفیت بالاش رو دانلود کنید… ولی با اینحال با دوتا حجم آپلود کردم…

آهنگ : مرو  ای دوست

خواننده: دکتر محمد اصفهانی

دانلود نسخه ی با کیفیت از سرور شخصی مید نقره ای (حجم ۷ مگ)

دانلود نسخه ی متوسط از سرور شخصی مرد نقره ای ( حجم ۱٫۵ مگ)


پ.ن: چه کنم با دل تنها …. چه کنم با غم دل….. چه کنم با این درد…… دل من ای دل من

 

postheadericon نوروز می آید و من…

سلام

امروز خفن دلم گرفته…

نوروز نزدیکه و این چیزیه که خیلی ناراحتم می کنه..

از نوروز متنفرم…

چون بهم یاد آوری می کنه که یک سال دیگه هم گذشت و من هنوز همون آدم احمق یا همون تفکرات بچه گانم…

چون بهم می گه که من هنوز به هیچ کدوم تاز قول هایی که سال پیش به خودم دادم وفا نکردم…

چون بهم میگه که زمان همینطوری داره می گذه و فرصت های من همینطوری داره از دست می ره و من غدرت نغییر هیچ چیزی رو ندازم…

چون بهم می گه که من چقدر بی معرفتم…

چون بهم می گه که یک سال دیگه هم به سال های غیبت اضافه شد و هنوز آقا نیومده…

خسته ام.. خیلی خسته ام…

از این آینده ی تنگ و تاریکی که در پیش دارم خسته ام…

و می ترسم.. چون می دونم در صحرای حقیقت آینده، هیچ چیز قابل رویت نیست و رستگاری و جهنمی شدن من فقط به یک تار مو بنده…

می دونم…

امسال هم مثه هر سال؛

می شینم و ثانیه شمار تبویزیون رو نگاه می کنم و اشک می ریزم….

و همه بهم نگاه می کنن و می خندن و می گن : سال تخویله ؛ چرا تو شاد نیستی؟

هیچ کس خبر نداره توی دل من چی میگذره….

اشک می ریزم برای تنهاییم..

اشک می ریزم برای بی کسیم…

و اشک می ریزم برای  بی معرفتیم….

اگه فقط یکم.. اگه فقط یکم دیگه بهتر بودم آقا می اومد….

و من به خاطر یک گناه، تمام دنیا و آخرت و ظهور مولا رو دگرگون کردم…

آه…

و باز هم اشک می ریزم…

و برای اینکه اشک هایم را دیگران نبینند، صورتم را در بین دست هایم مخفی می کنم…

نکند در سال بعد به من بفهمانند همه ی این اشک ها الکی بوده است… نکند به من تلقین کنند “مهدی ای وجود ندارد و اینها همه افسانه های گذشتگان است”…

اشک می ریزم و کسی نمی داند چقدر نیاز دارم که کسی مرا در آغوش بکشد و بگوید: گریه نکن فرزندم… همه چیز تمام شد.. دیدی که الکی نگران بودی؟ دیدی که بالاخره آمدم تا نوروز را با تو باشم…

می دانم که اشک می ریزم

و چشمانم نظاره گر باران بهاری هنگام نوروز خواهد بود…

موعو دعای هنگام سال نوست… و من مانند هر ساله دعایم فرج خواهد بود… اما نکند مانند سال پیش موعود نیاید؟

 ۳…۲…۱ ؛ و نوروز می آید و همه هلهله می کشند و شادی می کنند…

و هیچ کس نمی دان که من برای چه اشک میریزم….

و  دیگر برای هیچکسی مهم نیست که “موعود” کجاست و با چه کسی سال نو را جشن می گیرد…

و هیچ کس نمی داند من اشک می ریزم تاموعود فکر نکند او را در هنگام سال نو از یاد برده ام….

سال نو می آید و من خواسته و نا خواسته درون آن هستم…

می دانم که ابرگونه خواهم بارید…

ولی کاش “موعود” همانند من نبارد و برخلاف من شادمان باشد و بخندد…

سلام و دورد های خدا بر او و خاندان پاکش ، و سلام بر او که میهمان ناشناس هر سرزمینی است….

پ.ن: خوشا به حال پسر زلایی… سامرا چندروز مونده به نوروز حال و هوایی داره… یعنی آقا امسال رو در خونشون جشن می گیرن؟ … کدوم خونه؟ ….از سمارا که چیزی نمونده…